۱۵۲
۶۵
 مرگ یک شاعر: واپسین روزهای زندگی مارینا تسوه‌تایوا

مرگ یک شاعر: واپسین روزهای زندگی مارینا تسوه‌تایوا

پدیدآور: ایرما کودرووا ناشر: آفتابکارانتاریخ چاپ: ۱۴۰۱مترجم: سحر حدیقه مکان چاپ: تهرانتیراژ: ۳۰۰شابک: 3ـ52ـ6677ـ622ـ978 تعداد صفحات: ۳۴۰

خلاصه

مارینا تسوه‌تایوا (1892 ـ 1941) در شمار آن دسته از شاعرانی است که به جز ایامی چند از دوران زندگی‌اش، در باقی عمر هرگز سقف محکمی بالای سرش نداشته است. سروده‌های تمام عمر او به تعبیر هایکونویسان سرشار از عنصر «وابی/ سابی» است.

معرفی کتاب

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را ببینید.

 

مارینا تسوه‌تایوا (1892 ـ 1941) در شمار آن دسته از شاعرانی است که به جز ایامی چند از دوران زندگی‌اش، در باقی عمر هرگز سقف محکمی بالای سرش نداشته است. سروده‌های تمام عمر او به تعبیر هایکونویسان سرشار از عنصر «وابی/ سابی» است. وابی سابی در اصطلاح هایکو دلالت دارد بر عنصر اصلی هایکو، یعنی روح و جان‌مایۀ اصلی و تفکربرانگیز و شاعرانگی آنکه هایکوی قوی را هایکوی ضعیف متمایز می‌کند و روح جاودانگی را در آن می‌دمد.

اشعار این بانوی روسیه از آنجا که روایت جان شیدا و روح صادق اوست، بی‌آنکه سروده‌های او هایکو باشند، سرشار از روح جاودانگی است و رسیدن به چنین توان و ظرفیتی در سرودن تنها با رنج‌کشیدن شاعر و صادق‌بودنش با جهان پیرامون و مخاطب شعر است که به دست می‌آید.

در سال‌های ترس و نکبت استالینی مستولی بر روسیه، نویسندگان و شاعرانی چون بولگاکف، ایزاک بابل، پاسترناک، آنا آخماتووا، مارینا تسوه‌تایوا و اسیپ ماندلشتان بودند که به تعبیر تفکربرانگیز مارینا تسوه‌تایوا که به سال 1920 خطاب به «آناتولی لوناچارسکی» کمیسر و نمایندۀ حزب کمونیست شوروی نوشت: «هرگز من تن خواهم داد به رقص سرخ/ بر گرد درخت مه!». هیچ‌گاه نخواستند با ستایش دیکتاتور و تأیید آنچه بر فرهنگ و جامعۀ شوروی می‌رفت، در اتحادیۀ نویسندگان شوروی کنار سفره‌ای بنشینند که بسیار و بسیارانی گرداگرد این سفرۀ خون‌آلود نشسته بودند.

مارینا تسوه‌تایوا کنار دیگر شاعر هم‌وطنش آنا آخماتووا سالیانی از دوران فرهنگی روسیه را رقم می‌زد که تلاش داشت به دور از کلیشه‌سازی‌های رایج باشد. آن دو در دهۀ ترسناک و توأم با وحشت سال 1930 همۀ رنج‌هایی را که به‌تنهایی می‌تواند انسانی را از پا اندازد، تجربه کردند. آخماتووا جنگ و محاصرۀ لنینگراد را دید و تسوه‌تایوا دوران تلخ تبعید و جلای وطن را تجربه کرد. هر دو شوهران خود را تیرباران‌شده و مدفون به زیر خاک یافتند. «لو» پسر آخماتووا به زندان و اردوگاه کار اجباری رفت و «آلیا» دختر مارینا، دو ماه بعد از بازگشتش به روسیه به زندان رفت؛ چراکه تمام اعضای خانوادۀ او متهم به فعالیت علیه دولت شوروی بودند.

تسوه‌تایوا بعد از بازگشت به شوروی در وطن خویش غریب می‌یابد و شاهد همان رفتاری می‌شود که مهاجرات از میهن‌گریخته در پاریس به او روا می‌داشتند. او در سال‌های زندگی به نقش ادبی و ارزش‌های شعرش واقف بود؛ چراکه در بندبند سروده‌هایش با صداقت سخن گفته و نوشته‌هایش مصداق سرودن عشق و مرگ توأمان بود. تسوه‌تایوا گو اینکه سرانجام مرگ را پذیرا شد، اما بی‌شک یکی از عاشق‌ترینان به زندگی بود و مرگ تراژیکش به‌واقع مرگ نبود که تنها نبودن بود و این را یک سال پیش از آنکه خود را از سقف خانه‌اش در «یلابوگا» بیاویزد نوشته بود: «آنچه من می‌خواهم نبودن است، نه مردن».

این کتاب بر اساس مطالب جدید و ارزیابی مجدد منابع موثق نوشته شده است. منابع جدید شامل یادداشت‌هایی از ملاقات‌های شخص نویسنده و مصاحبه با مردمی است که شاهد روزهای واپسین زندگی مارینا تسوه‌تایوا بودند و همچنین مطالبی از آرشیوهای خصوصی و آرشیوهای دولتی.

این کتاب روایت دلخراشی است از چگونگی دست‌به‌دست دادن نیروهای سرنوشت برای نابودی زندگی یکی از شاخص‌ترین شاعران قرن بیستم روسیه در خونین‌ترین روزهای حکمرانی استالین در سال 1937، مارینا تسوه‌تایوا در اوج زندگی تبعیدی‌اش در پاریس، جایی که شایع شده بود استالین در میان مهاجران سیاسی در پی پاکسازی‌های سیاسی است، تصمیم سرنوشت‌سازی گرفت و در پی شوهرش سرگئی یفرون رفت که از پاریس به مسکو گریخته بود. چندی بعد آلیا دخترش و همچنین شوهرش را به جرم فعالیت‌های ضدشوروی بازداشت کردند. بدین ترتیب مارینا تسوه‌تایوا به جهنمی فرود آمد که آزارواذیت حکومت، بی‌توجهی رفقا و در نهایت شروع جنگ جهانی دوم و حمله‌های هوایی نازی‌ها به مسکو عرصه را بر او تنگ کرد. این کتاب شامل بخش‌هایی همچون رونوشت بازجویی تسوه‌تایوا در ادارۀ پلیس فرانسه، یادداشتی از او و نامۀ او به استالین و چهار فصل است.

فهرست مطالب کتاب:

مقدمۀ ناشر

مقدمۀ نویسنده

فصل 1: بولشو

فصل 2: لوبیانکا

فصل 3: «دوزخ ناانسان‌ها»

فصل 4: یلابوگا

یادداشت‌ها

پیوست

رونوشت بازجویی م. تسوه‌تایوا در ادارۀ پلیس فرانسه (1937)

یادداشتی از مارینا تسوه‌تایوا (1940)

نامۀ تسوه‌تایوا به استالین

از طرف ناشر

نامۀ تسوه‌تایوا به استالین

پس‌گفتار: فرزندان سارتورن/ الیندا پروفر تیسلی

نمایه

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

کلیات قهار عاصی

کلیات قهار عاصی

عبدالقهار عاصی

عبدالقهار عاصی سرایشگر دلیری است از تیرۀ عیاران و از تبار انسان؛ آرمان‌وارۀ دیرینۀ ذهنی برای تقلای ح