۱۵۵
۸۵
درآمدی بر ادبیات تطبیقی؛ جریان‌ها و کارکردهای نوین

درآمدی بر ادبیات تطبیقی؛ جریان‌ها و کارکردهای نوین

پدیدآور: سزار دومینگز، هان ساسی و داریو ویلانوئوا ناشر: سیاهرودتاریخ چاپ: ۱۳۹۹مترجم: مسعود فرهمندفر، روشنک اکرمی مکان چاپ: تهرانتیراژ: ۱۰۰۰شابک: 9ـ48ـ7617ـ600ـ978 تعداد صفحات: ۲۷۲

خلاصه

این کتاب درآمدی است بر رشتۀ هیجان‌انگیز ادبیات تطبیقی که در حجمی محدود می‌کوشد مروری کلی از این رشته و جریان‌ها و کاربست‌های جدید آن ارائه دهد. منظور از کاربرد صفت «جدید» آن است که نشان داده شود هم آخرین موضوعات بحث‌شده از سوی تطبیق‌گران در نظر گرفته شده است و هم روش‌های نو که ممکن است برای برخی دانشگاهیان آشنا نباشد.

معرفی کتاب

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را ببینید.​

 

برای بسیاری آشنایی با ادبیات تطبیقی پس از مدت‌های خوانندۀ عادی‌بودن در زبان مبدأ و مواجهه با انواع دیگر از آموزش‌های ادبی، برای اولین بار در سمینارهای دوره‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد رخ می‌دهد و می‌توان گفت که در نظر بسیاری، ادبیات تطبیقی بازنمود کشف و کاوش‌هایی هیجان‌آور است که می‌تواند مسیر تحصیلات دانشگاهی آنان را تغییر دهد. اغلب اوقات بنا به چیدمان کنونی برنامۀ دانشگاهی، این تغییرات در دورۀ کارشناسی ارشد رخ می‌دهد.

این کتاب درآمدی است بر رشتۀ هیجان‌انگیز ادبیات تطبیقی که در حجمی محدود می‌کوشد مروری کلی از این رشته و جریان‌ها و کاربست‌های جدید آن ارائه دهد. منظور از کاربرد صفت «جدید» آن است که نشان داده شود هم آخرین موضوعات بحث‌شده از سوی تطبیق‌گران در نظر گرفته شده است و هم روش‌های نو که ممکن است برای برخی دانشگاهیان آشنا نباشد. در بیست سال گذشته، کتاب راهنمای جدیدی برای ادبیات تطبیقی به زبان انگلیسی نوشته نشده است؛ البته چند کتاب پراکنده با مؤلفان متفاوت برای هر بخش وجود دارد؛ ولی به طور یکپارچه به موضوعی واحد نمی‌پردازند. در حالی که این کتاب نگاهی منسجم به وضع کنونی این رشته و کاربردپذیری‌های آتی آن ارائه می‌دهد. اما انسجام یگانه مزیت این کتاب نیست، پی‌نوشت‌های توضیحی ارائه‌شده در حکم راهنمایی برای مطالعۀ بیشتر است.

ساختار این کتاب از نه فصل است. فصل اول دربارۀ جایگاه ادبیات تطبیقی در درون مطالعات ادبی است و تاریخچه‌ای گزیده از این رشته از سرآغاز تا امروز به دست می‌دهد. این فصل با فصل پایانی ارتباط مستقیم دارد؛ زیرا اصرار بر بحران این رشته مستلزم آن است که این بحران را در دل یک بحران نگران‌کننده‌تر گنجانده شده و فهم شود؛ یعنی بحران علوم انسانی و نقش تحصیلات ادبی. بین فصل اول و فصل آخر هفت فصل وجود دارد که به هفت رویکرد می‌پردازند که از نظر نویسندگان به نظم‌دهی علمی به پژوهش دربارۀ تجربۀ عادی خوانندۀ عادی مرتبط‌تر است.

در فصل دوم نظریۀ فرآیند بیناادبی مرور شده است. اهمیت این فصل به سه عامل بستگی دارد: نخست اینکه تقسیم‌بندی سنتی ادبیات تطبیقی را به دو مکتب «فرانسوی» و «آمریکایی» به پرسش می‌گیرد؛ دوم اینکه اصل بنیادین این رشته را به چالش می‌کشد، یعنی این اصل که توسعۀ ادبی در هر یک از دو سویۀ ملی/ بین‌المللی، طبق الگوی تقسیم کار بین مطالعۀ ادبیات ملی و ادبیات تطبیقی متوقف می‌شود؛ سوم اینکه ادبیات جهان را در حکم موضوع شایستۀ مطالعۀ ادبیات تطبیقی مطرح می‌کند.

فصل سوم پیوندهای موجود میان ادبیات تطبیقی و مطالعات ضداستعماری را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد گرچه امپریالیسم و استعمارگری در حکم نظام‌های سیاسی پایان یافته‌اند، استعمار هنوز هم به منزلۀ رایج‌ترین روش سلطه، در سرتاسر جهان فعال است. استدلال نویسندگان آن است که مطالعات ضداستعماری سهمی ارزنده در فرآیند غلبه بر اروپامحوری ادبیات تطبیقی ایفا می‌کنند. از نظریۀ بیناادبی که ادبیات جهان را به منزلۀ موضوع تحقیق ادبیات تطبیقی مطرح می‌کند و از مطالعات ضداستعماری که تلقی غربی از ادبیات را به چالش می‌کشد، فصل چهارم ادامه می‌یابد و در آن مفهوم ادبیات جهان به بحث گذاشته شده است؛ ادبیات حهان در ده سال گذشته در قامت پارادایم جدید ادبیات تطبیقی یا حتی رشته‌ای تازه ظاهر شده است.

در فصل پنجم ادبیات از موضوع سخن گفته شده که در زمان و مکان‌های مختلف دغدغۀ بشر بوده است؛ ادبیات کامل‌ترین وسیله برای گوش‌سپردن به نجوای انسان‌های درگذشته، زبان‌های منسوخ‌شده و جهان‌های ازبین‌رفته است. فصل ششم به ترجمه اختصاص یافته است؛ واسطه‌ای که از طریق آن آثار ادبی در زمان و مکان انتشار می‌یابند. ادبیات‌ها با هم تماس برقرار می‌کنند و نویسندگان مثل دیگر خوانندگان عادی، مطالعه می‌کنند و حتی خود را آموزش می‌دهند. وقتی تصویر روشن‌تری از این شبکۀ بیناادبی به دست آید، آنگاه در فصل هفتم به بررسی امکان ساخت تاریخ‌های ادبی تراملی پرداخته می‌شود. در سه دهۀ اخیر تاریخ ادبی تطبیقی تجربه‌گراترین حوزۀ این رشته بوده است و جا دارد که مفصل‌تر به آن پرداخته شود؛ زیرا نگرشی جایگزین به ادبیات در زمان دارد که در تقابل با محدودیت‌های ملی است. فصل هشتم نیز محور بیناهنری ادبیات تطبیقی را از نظر می‌گذراند؛ موضوعی که در تعریف رماک مطرح شد و از قرن نوزدهم به بعد در توسعۀ این رشته نقش داشته است.

فهرست مطالب کتاب:

پیش‌گفتار

فصل اول: ادبیات تطبیقی و آیندۀ مطالعات ادبی

فصل دوم: ادبیات تطبیقی به منزلۀ نظریه‌ای بیناادبی

فصل سوم: ادبیات تطبیقی و ضدیت با استعمار

فصل چهارم: ادبیات جهان به منزلۀ کنش تطبیقی

فصل پنجم: مقایسۀ درون‌مایه‌ها و ایماژها

فصل ششم: ادبیات تطبیقی و ترجمه

فصل هفتم: تاریخ ادبیات تطبیقی

فصل هشتم: مقایسۀ بیناهنری

فصل نهم: بازگشت ادبیات

منابع

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

دستور زبان اوستایی

دستور زبان اوستایی

محمدتقی راشد محصل

زبان اوستایی که یکی از دو شاخه زبان‌های «هند و ایرانی» منشعب از خانوادۀ زبانی «هندواروپایی» است، از

سرآغاز شعر نو کردی و تحول فرم‌های آن

سرآغاز شعر نو کردی و تحول فرم‌های آن

انور معرفت

در این کتاب به موضوع تاریخ تحول شعر نو کوردی پرداخته شده و تلاش شده تا با استناد به کتب و مجلات منتش