۲۱۵
۶۴
الملخص فی اللغة

الملخص فی اللغة

پدیدآور: ابوالفتح حمد بن احمد بن حسین بادی (کافی) مصحح: غلامرضا دادخواه، عباس گودرزنیا ناشر: بنیاد موقوفات دکتر افشار با همکاری نشر سخنتاریخ چاپ: ۱۳۹۸مکان چاپ: تهرانتیراژ: ۱۱۰۰شابک: 7ـ11ـ6441ـ622ـ978 تعداد صفحات: ۳۳۵+۸

خلاصه

این کتاب نوشتۀ ابوالفتح حمد به احمد بن حسین بادی مشهور به کافی از کهن‌ترین فرهنگ‌های عربی به فارسی است که واژه‌ها و ترکیبات کمیاب و نایاب فارسی بسیاری را در بر دارد.

معرفی کتاب

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را ببینید.​

 

این کتاب نوشتۀ ابوالفتح حمد به احمد بن حسین بادی مشهور به کافی از کهن‌ترین فرهنگ‌های عربی به فارسی است که واژه‌ها و ترکیبات کمیاب و نایاب فارسی بسیاری را در بر دارد. با وجود جستجوی بسیار در منابع قدیم، از این کتاب و نویسندۀ آن هیچ نشانی به دست نیامده است. اندک دانسته‌ها محدود است به آنچه از خود کتاب و یکتا نسخۀ آن به دست می‌آید.

گویا نویسنده زادۀ شهر یا روستایی به نام «باد» بوده است؛ چنان‌که از لقب «بادی» چنین دانسته می‌شود. گمان می‌رود که این ابوالفتح کافی از دانشمندان چیره‌دست لغت و اشتقاق و عروض و دیگر فنون ادب عربی و فارسی بوده است. کاتب در برگ عنوان او را «الشیخ الامام» خوانده، لقبی که بیشتر در یادکرد علمای بزرگ می‌نوشته‌اند. همچنین به گمان بسیار، او پیش از تاریخ کتابت نسخه، یعنی اوایل ذیقعدۀ سال 684 هجری درگذشته است؛ چه اینکه در برگ عنوان پس از نام وی، همان خطی که نسخه را نوشته‌اند، این جملۀ دعایی آمده که «غفر الله له» و این عبارت جز در پس نام درگذشتگان نوشته نمی‌شود.

نویسندۀ این فرهنگ، جز این کتاب صاحب اثر مفصل دیگری بوده است به نام «افانین العلوم و امانی ذوی الفهوم» و در دیباچه یاد کرده است که آن مفصل را «در سی فن از معرفت شعر و ترسل و انواع حساب و طب و نجوم و علوم شرعیات و ..... فصول نحو .....» نگاشته که چکیدۀ آن همین کتاب «الملخص فی اللغة» می‌باشد. با این وجود این کتاب گزیدۀ بخشی از این فنون است و در آن از «طب و نجوم و علوم شرعیات» یاد نکرده است. از این کتاب «افانین العلوم» نیز یاد و نشانی یافت نشده است.

در این متن برخی واژه‌های فارسی و عربی‌تبار به صورت مشکوک ضبط شده‌اند که برخی از آنها مطابق تلفظ پهلوی و برخی دیگر غریب است؛ از قبیل اَدُبا، تثنیه، فِرهنگ، آفِریدن، کفشگر، سرمه، تن، فرخَنده، قصّها، آزور، گُهری، فِزون، افکننده، مُقُل و .... .

از قراینی که نشان از نگارش این متن در سدۀ پنجم یا ششم هجری دارد، این است که مؤلف در یکی از فصل‌های پایانی کتاب که به اصطلاحات دیوانی اختصاص دارد، تنها اصطلاحات مربوط به دورۀ غزنوی و سلجوقی یعنی سال‌های 389 ق. تا 552 ق. را ذکر کرده و در آن از اصطلاحات خاص دورۀ مغول که اندک‌اندک از دهۀ سوم تا سدۀ هفتم در ایران رواج یافتند هیچ یاد نکرده است. از اینجا می‌توان نتیجه گرفت که «الملخص» نگاشتۀ دوره‌های پیش از یورش مغول یعنی سدۀ پنجم و ششم است و اگر جز این بود، می‌بایست از میان صدواندی اصطلاح رایج دیوانی که در این کتاب نام برده شده، چند اصطلاح شایع دورۀ مغول نیز دیده می‌شد.

مخاطب اصلی این کتاب نه اهل فن که کسانی بوده‌اند که «در وقت خویش» تحصیل لغت عرب نکرده و چندان همتی برای یادگیری این زبان نداشته‌اند. نویسنده کتاب خود را در شمار تراجم قرآنی هم برمی‌شمارد و از بیشتر نویسندگان کتب تراجم به این دلیل که زبان آثارشان به گویش‌های خاص خود آنها نزدیک بوده و نه به زبانی همه‌فهم، خرده می‌گیرد و می‌کوشد که اثر خود را از این کاستی بپیراید؛ نکته‌ای که می‌بایست در مطالعات مربوط به زبان به کارگرفته شده در این فرهنگ مورد توجه قرار گیرد.

نویسنده به اقتضای حال مخاطب، آسان‌ترین شیوۀ دسترسی به معانی واژگان را برگزیده است. او کتاب را به تعداد حروف الفبای عربی در 28 باب تنظیم کرده است؛ هر حرف نمایندۀ یک باب. واژه‌ها بر اساس ریشۀ کلمات ترتیب یافته و شامل فعل و اسم و حرف می‌شود. همچنین نخست واژه‌های صحیح دسته‌بندی شده، سپس مضاعف و معتل با رعایت الفبایی. ترتیب دیگر در معتل‌ها به این صورت است که نخست اجوف واوی، بعد ناقص واوی، سپس اجوف یائی و در مرتبۀ بعد ناقص یائی آمده است.

پس از اتمام معتلات، چند واژ‌ه‌ای را هم با عنوان کلمات بی‌ترتیب در آخر هر باب وارد کرده و آنها یا واژه‌های معرب‌اند یا واژه‌هایی که ریشۀ آنها معلوم نیست. به گفتۀ نویسنده، وقتی طالب علمی در پی این دست واژه‌ها می‌گردد، طبیعتاً نخست آنها را به ترتیب الفبایی و در جایگاه خودشان جستجو می‌کند و هنگامی که پیدا نمی‌کند، به سراغ این کلمات بی‌ترتیب می‌رود.

نویسنده در سراسر کتاب کوشیده تا مدخل‌ها را به پارسی ناب و همه‌فهم معنا کند و معادل‌های ناب پارسی را در برابر مدخل‌های عربی پیش بکشد، مگر آنجا که به قول خودش تازی از پارسی معروف‌تر بوده است. با این همه در موارد اندکی مدخل را به کلی به عربی توضیح داده است. گاهی نیز با آوردن کلمۀ «معروف» از کنار مدخلی که به برای فارسی‌زبان شناخته شده بوده است، می‌گذرد.

پس از پایان حرف یاء، نویسنده فصل‌هایی را به «چیزها که آوردن آن بر حروف معجم مرتب نباشد» اختصاص داده است: نام روزهای هفته، نام ماه‌های دوازده‌گانه به تازی، نام ماه‌ها به پارسی، حساب عربی، حساب جمّل، حساب هندی، اصطلاحات محاسبان، اصطلاحات مساحان، اصطلاحات مستوفیان و دبیران و .... .

تصحیح این اثر بر اساس تنها نسخۀ موجود آن به شمارۀ 9455 کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی انجام گرفته است. نسخه‌ای است خوش و خوانا به خط نسخ که با احتساب برگ آغازین (صفحه عنوان) 115 برگ 20 سطری دارد و هر سطر با تعداد واژه‌های تقریبی 8 تا 13، با جلد تیماج سرخ.

فهرست مطالب کتاب:

درآمد

پیش‌گفتار مصححان

دیباچۀ نویسنده

باب الاف ـ باب الیاء

نام روزهای هفته

نام ماه‌های دوازده‌گانه به تازی

نام ماه‌ها به پارسی

نام ماه‌ها به سریانی

نام روزهای ماه به پارسی

نام بروج‌های دوازده‌گانه

نام منازل قمر

نام‌های کواکب هفتگانه

فروق لغات

نمازهای پنج‌وقته

حساب عربی

حساب جمّل

حساب هندی

حساب نسبة الستین

اصطلاحات محاسبان

اصطلاحات مساحان

اصطلاحات مستوفیان و دبیران

اصطلاحان اصولیان و فقها

اصطلاحان متکلمان

اصطلاحات شعرا و عروضیان

نمایۀ واژگان و تعابیر نایاب و کمیاب

نمایۀ عام

منابع

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

ضد حالات (مجموعه طنز)

ضد حالات (مجموعه طنز)

سعید بیابانکی

این کتاب دربردارندۀ مجموعه‌ای از قطعات نثر نویسنده است كه در ژانر طنز نوشته شده است.