۳۹۴
۱۰۶
اندیشه و سیاست در ایران قاجار (دو جلد)

اندیشه و سیاست در ایران قاجار (دو جلد)

پدیدآور: غلامحسین زرگری نژاد ناشر: نگارستان اندیشهتاریخ چاپ: ۱۳۹۸مکان چاپ: تهرانتیراژ: ۱۰۰۰شابک: 8ـ99ـ8273ـ600ـ978 تعداد صفحات: ۶۸۲+۵۲۲

خلاصه

این کتاب در دو جلد مروری است بر افکار و آثار عمده‌ترین جریان‌های اندیشۀ سیاسی در تاریخ قاجاریه. کوشش عمده در این نوشتار بر آن بوده است تا در پرتو مراجعه به دست‌اول‌ترین مدارک و آثار خطی و چاپ سنگی، بخشی از تاریخ اندیشۀ سیاسی عصر قاجار و تحولات آن معرفی شود.

معرفی کتاب

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را ببینید.​

 

با قتل نادر در خبوشان، نه تنها بلایای سال‌های آخر حکومت وی از میان نرفت، بلکه این بار نادرهای دیگری از اقصی نقاط کشور پدید آمدند. احمدخان درانی که در نادرآباد قندهار قدرت یافته بود، بارها شهرهای خراسان را هدف تاراج خویش ساخت، محمدحسن‌خان قاجار، استراباد و مازندران را عرصۀ کامجویی‌هایی قوای خود کرد. آزادخان افغان و علی‌مرادخان زند، برای مدتی در آذربایجان و بختیاری و خوزستان یکه‌تازی کردند و سرانجام کریم‌خان زند نیز فارس و اصفهان را در سهم خود قرار دارد. این در حالی بود که شهرها و بنادر جنوبی ایران، گاه توسط قواسم و گاه از جانب شیوخ عمان غارت می‌شدند. در سال 1193 با درگذشت کریم‌خان زند، دوره‌ای دیگر از ناامنی داخلی تجدید شد و خوانین زندیه، قاجاریه، افشار، جوانشیر، شقاقی، دنبلی و غیره، اساس تلاش خویش برای صعود بر قدرت را تحمیل باج و خراج بر مردم، خاصه شهرنشینان قرار دادند. این رقابت‌ها تا ذیحجه 1211 و قتل آقامحمدخان قاجار استمرار یافت. با فرار رسیدن عصر سلطنت فتحعلی شاه، گرچه اندک آرامشی در قسمت‌هایی از کشور پدید آمد، اما هجوم روس‌ها به ایران، هجومی که نوبت نخست آن، ده سال به درازا کشید، بار دیگر بلایی شد بر تن و جان مردم ایران و عاملی برای تداوم‌ ناامنی و استمرار بحران در دورن مناسبات اجتماعی و سیاسی. این ناامنی‌ها همچنان بستر اجتماعی ایران را از یافتن فرصتی برای مرهم گذاشتن بر آلام دیرینه و لایه‌های چندگانه حاصل از حاکمیت بداوت ناتوان می‌ساخت و سدی سدید پدید می‌آورد برای رشد و اعتلای مدنیت، جامعۀ مدنی و خلق اندیشه‌های نوین، رکود فرهنگی و تمدنی، تداوم سنت اندرزنامه‌نویسی در تاریخ ایران، توسعه نیافتگی فلسفلۀ اجتماعی و سیاسی و سرانجام مبانی انفعال اجتناب‌ناپذیر در مقابل ترقی‌خواهی و اصلاح‌طلبی مغربی در آغاز قرن سیزدهم را باید در همین جهت تفسیر و تحلیل کرد.

به این ترتیب در تاریخ اندیشۀ سیاسی معاصر ایران، جریان ترقی‌خواه و اصلاح‌طلب دیوانسالار و حکومت‌گر تولد یافت و با فراز و نشیب‌هایی حیات خویش را تا پایان قرن سیزدهم ادامه دارد. جریان ترقی‌خواه حکومتی طبعاً یگانه جریانی بود که در دورۀ قاجار پدید آمد و در قیاس با تمامی آنان قدیمی‌تر و باسابقه‌تر. در تاریخ اندیشۀ سیاسی عصر معاصر، در کنار جریان اصلاح‌طلب حکومتی، شاهد حیات و تلاش جریانی دیگر به نام اندرزنامه‌نویسان سیاسی نیز بوده‌ایم. این جریان که در گسترۀ تاریخ ایران بسیار ریشه‌دار است و سابقۀ تاریخی آن با اندک تسامحی دربارۀ ریشه‌های باستانی آن، به دورۀ سلاطین ساسانی می‌رسد، همواره خاستگاه و پایگاهی محافظه‌کارانه داشت؛ اما به همان میزان محافظه‌کاری، از جهت‌گیری واقع‌گرایانه‌ای برخوردار بود.

اگرچه روند تاریخ و حیات اندرزنامه‌نویسی نشان داد که بخش اعظم تلاش آنان راه به جایی نبرد، اما ناکامی آنان در راه و روش خویش، سخن حقی است که با آن سخن حق دیگر در پاکی نیات آنان در تضاد و تعارض نیست. در تاریخ قاجاریه، در کنار دو جریان اصلاح‌طلب حکومت‌گر و اندرزنامه‌نویسان، جریان سومی به نام علماء و مجتهدین نیز ملاحظه می‌شود. تمام این دسته از بزرگان عصر قاجار، گرچه به دلیل باور عمومی به فراهم نبودن شرایط برای تأسیس حکومت در عصر غیبت، از بحث‌های مستقل در فقه سیاسی بازماندند، اما غالب آنان هم در عرصۀ جهت‌گیری‌های سلبی و هم در چارچوب فقه عمومی خویش، به طرح اندیشه‌هایی خاص پرداختند. اگرچه پیوند مبانی نظری مباحث آنان با علمای اعصار پیشین طبعاً باعث می‌شد تا عمدۀ آراء ایرانیان در عصر قاجار نیز بر محور اجتهادات متقدمان استوار شود، اما با مرور ایام و با افزایش پیوند میان آنان با عامۀ مردم و افزایش تظلمات عمومی در نزد آنان، رویکردهای این دسته از علمای شیعی به مباحث فقه سیاسی نیز گسترش یافته و دامنۀ فزون‌تری یافت.

آخرین و متأخرترین جریان در اندیشۀ سیاسی عصر قاجار، منورالفکران این دوران بودند. تولد غالب اینان عمدتاً هم‌زمان بود با عصر رویکرد ناصرالدین شاه به نوسازی کشور، با الهام از افکار صدراعظم مقتول خویش میرزا تقی‌خان امیرکبیر و به دنبال خاتمۀ دورۀ صدارت میرزا آقاخان نوری. همانند اندرزنامه‌نویسان، منورالفکران عصر قاجار نیز نه خاستگاه و پایگاهی واحد داشتند و نه رویکردی همگون به نوسازی و ترقی‌‌خواهی.

این کتاب در دو جلد مروری است بر افکار و آثار عمده‌ترین جریان‌های اندیشۀ سیاسی در تاریخ قاجاریه. کوشش عمده در این نوشتار بر آن بوده است تا در پرتو مراجعه به دست‌اول‌ترین مدارک و آثار خطی و چاپ سنگی، بخشی از تاریخ اندیشۀ سیاسی عصر قاجار و تحولات آن معرفی شود.

فهرست مطالب کتاب:

* جلد اول:

پیش‌گفتار

مقدمه: درآمدی بر برخی موانع توسعۀ سیاسی و اجتماعی در تاریخ ایران

بخش اول: دولت‌مردان اصلاح‌طلب

فصل اول: عباس میرزا و تلاش برای «بنای نظام جدید»

فصل دوم: میرزا بزرگ بانی خیالات ترقی‌خواهی عباس میرزا

فصل سوم: امیر کبیر و تجدید خیالات مکتب ترقی‌خواه تبریز

فصل چهارم: تحولات ساخت قدرت، اعمال حاکمیت و تکوین نهادهای سیاسی و حکومت جدید

بخش دوم: اندرزنامه‌نویسان دورۀ قاجار

فصل اول: روضه الانوار عباسی

فصل دوم: اندرزها و اندیشه‌های سیاسی سیدجعفر کشفی دارابی

فصل سوم: اندیشه‌ها، عقاید و اندرزهای سیاسی رستم الحکماء

فصل چهارم: اندیشه‌ها و اندرزهای سیاسی در خصایل الملوک شهرخواستی

فصل پنجم: اندیشه‌ها و اندرزهای سیاسی حاج نصرالله دماوندی

فصل ششم: ساوجی تأکید بر سلطنت دینی و عدالت برای حصول به اعتدال تمدنی

فصل هفتم: حکیم ذوفنون و نکوهش از وزارت منفرده خان نوری

فصل هشتم: اندیشه‌ها و اندرزهای سیاسی در احکام المدن کرمانشاهی

فصل نهم: میرزا محمد نائینی و اندیشۀ وجوب مشروعیت سلطنت ناصری

فصل دهم: رساله در منافع وجود سلطان و مقصود از آزادی و حریت

فصل یازدهم: ذوالریاستین، اعتقاد به وجوب و ضرورت دعای شاهنشاه

فصل دوازدهم: موسوی و تفسیر اجازه‌داری از جمهوریت

بخش سوم: اندیشه‌های سیاسی علمای دورۀ قاجار

فصل اول: اندیشه‌ها و آراء میرزای قمی در فقه سیاسی او

فصل دوم: اندیشه‌ها و آراء سیاسی کاشف الغطاء

فصل سوم: اندیشه‌ها و عقاید سیاسی ملااحمد نراقی

فصل چهارم: شفتی منازعه با محمدشاه و هوشیاری در مقابل تهدیدات خارجی

فصل پنجم: صاحب جواهر، تأکید بر ولایت قضا

فصل ششم: شیخ مرتضی انصاری وارستگی در زندگی و تنزه‌طلبی در سیاست

فصل هفتم: اندیشه‌ها و آراء سیاسی میرزای شیرازی

فصل هشتم: سیدجمال الدین اسدآبادی تلاش برای اقتدار مسلمانان با وحدت اسلامی

فصل نهم: اندیشه‌های سیاسی شیخ الرئیس

فصل دهم: نظام العلماء تبریزی در دلهره هرج و مرج و تذبذب میان حقوق سلطنت و فلسفۀ سیاسی شریعت

* جلد دوم:

بخش چهارم: اندیشه‌ها و آراء سیاسی منورالفکران و ترقی‌خواهان عصر ناصری

فصل اول: عیوب و علاج نواقص مملکتی ایران

فصل دوم: آخوندزاده، کلنل ارتش تزاری قفقاز و ترقی‌خواهی برای ایران

فصل سوم: ملکم‌خان، ترقی‌خواهی در سیاست، انحلال‌طلبی در اقتصاد و فرهنگ

فصل چهارم: میرزا یوسف خان مستشارالدوله، مبارزه برای قانون، عدالت و شناخت ماهیت استعمار غرب

فصل پنجم: بهبهانی، بررسی دردهای ایران و ارائه نظریۀ سلطنت مطلقه منظمه

فصل ششم: علی‌بخش قاجار، ستیز با بی‌هویتی فرهنگی

فصل هفتم: طالبوف، سیاست‌شناس فروتن، و تلاش برای ترقی وطن در سرزمین‌های اشغالی ایران

فصل هشتم: خان‌خانان

فهرست منابع

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

چنین گفت دهقان: کوتاه شدۀ شاهنامه فردوسی

چنین گفت دهقان: کوتاه شدۀ شاهنامه فردوسی

محمدجعفر یاحقی

در این به‌گزین از شاهنامه که توسط دکتر محمدجعفر یاحقی صورت گرفته، ایشان به کتاب منتخب شاهنامۀ محمدعل

بیژن الهی: تولید جمعی شعر و کمال ژنریک

بیژن الهی: تولید جمعی شعر و کمال ژنریک

علی سطوتی قلعه

این کتاب درباره‌ کاروبار شعری بیژن الهی (1325-1389)، شاعر و مترجمی که بلافاصله پس از مرگش، به چهره‌ا

منابع مشابه

نامه‌هایی به ناصرالدین شاه؛ مجموعه‌ای از عرایض متضمن اوامر شاه به امین‌السلطان (میان‌ سال‌های 1300 ـ 1303 ق)

نامه‌هایی به ناصرالدین شاه؛ مجموعه‌ای از عرایض متضمن اوامر شاه به امین‌السلطان (میان‌ سال‌های 1300 ـ 1303 ق)

به کوشش مجید عبدامین

این کتاب حاصل بازخوانی یکی از آلبوم‌های محفوظ در گنجینۀ نسخه‌های خطی کتابخانه و موزۀ ملی ملک است که