۳۹۰۹
۱۰۰۲
فلسفه و عشق (از افلاطون تا امروز)

فلسفه و عشق (از افلاطون تا امروز)

پدیدآور: لینل سکام ناشر: سبزانتاریخ چاپ: ۱۳۹۶مترجم: رحیم کوشش مکان چاپ: تهرانتیراژ: ۱۰۰۰شابک: 9ـ206ـ117ـ600ـ978 تعداد صفحات: ۲۸۸

خلاصه

این کتاب با افلاطون و سافو که یکی فیلسوف است و دیگری شاعر، آغاز می‌شود، هرکدام از آن دو واکنش‌های خاصی در مقابل عشق داشته‌اند و روایت‌های پدیدارشناختی دیرپایی در باب آن اظهار داشته‌اند.

معرفی کتاب

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را ببینید.

 

از زمانی که «ضیافت» افلاطون نوشته شده است، پیوند میان عشق و فلسفه آشکار بوده است؛ فلسفه، عشق ورزیدن به خرد است. فلسفه‌ورزی و اندیشیدن، دستیابی به یک حکمت و معرفت نهایی نیست، بلکه حرکت به سوی آنهاست، یا پیش‌ و پس رفتن میان معرفت و فقدان آن. فلسفه، خود خردورزی نیست ـ برای آنکه دستیابی به معرفت، در صورتی که ممکن باشد پایان فلسفه خواهد بود. بلکه نوعی شیدایی و شیفتگی به اندیشه است. فلسفه با اندیشه بازی می‌کند؛ مفاهیم را، افکار را اختراع می‌کند و پدید می‌آورد. در باب آنها به تحقیق و بررسی می‌پردازد. فلسفه، پایان یا اتمام و تکمیل نیست،  بلکه زمینه‌سازی بی‌پایان است.

عشق نیز یک ناتمامی است، عشق میانجی‌گری است، نه اتمام. عشق نوعی حرکت میان فقدان و اتمام و تکمیل، میان فقر و فراوانی، میان نادانی و دانایی و نوعی حرکت میان هیولاواری و زیبایی است. عشق و فلسفه، هر دو با حرکت خود به تأخیر می‌افکنند، متفاوت می‌سازند و به واسطۀ غیرمستقیم بودن، بی‌راهه رفتن و نرسیدن، زندگی می‌کنند. آنها هر دو به سوی خواست و آرزوی خود حرکت می‌کنند، اما این مقصود همواره به گونه‌ای عطش‌افزا و اشتهاآور، بیرون از دسترس باقی می‌ماند.

عشق به منزلۀ داستان، یکی از موضوعاتی است که در سرتاسر این کتاب مورد بررسی قرار گرفته است، از این‌رو تصاویر درد و رنج‌های عشق را نیز به تکرار در آن می‌توان دید. در هر حال تناقض‌های عشق تنها این نکته را به خاطر نمی‌آورند که عشق خشم و عوامل بالقوۀ  آسیب‌زننده را در خود جای می‌دهد، بلکه برعکس، به این واقعیت نیز اشاره می‌کند که آن، به واسطۀ ارتباط و شناخت، تنها آرزو و اشتیاق موجود در آن و دشواری‌های آن را معلوم نمی‌گرداند، بلکه توانایی‌های اخلاقی و سیاسی بالقوۀ آن را نیز آشکار می‌سازد.

این کتاب با افلاطون و سافو که یکی فیلسوف است و دیگری شاعر، آغاز می‌شود، هرکدام از آن دو واکنش‌های خاصی در مقابل عشق داشته‌اند و روایت‌های پدیدارشناختی دیرپایی در باب آن اظهار داشته‌اند. در وهلۀ نخست، به نظر می‌رسد که شعر عاشقانۀ سافو با مفهوم دوستی غیرعاشقانه افلاطونی و عشق به زیبایی و خوبی در مفهوم فلسفی آن که از سقراط بدان اعتقاد داشت، در تقابل است؛ با وجود قاعده‌پردازی آنها شباهت‌های شگفت‌انگیزی با یکدیگر دارد. در داستان سقراط خاستگاه تفکر و تأمل فلسفی، در میل و خواست عاشقانه است و آخرین حکایت در مجموعه حکایت‌هایی که در «ضیافت» افلاطون آمده است، دربارۀ نکته‌ای سخن می‌گوید که عشق شهوانی ـ عشق آلکیبیادس به سقراط ـ متضمن آن است. شعر سافو، گذشته از عشق زنان و مردان به یکدیگر، عشق میان زنان را نیز در نظر دارد؛ داستان‌های مربوط به عشق افلاطونی اغلب عشق میان مردان را باز می‌تاباند. تشبیه دلی که می‌تپد، به پرنده‌ای که بال می‌زند، در آثار سافو ریشه دارد و به «فدروس» افلاطون بازمی‌گردد.

در فصل اول، بر عشق به عنوان روایتی که پیش از هر اثر دیگر در «ضیافت» افلاطون آشکار شده است، تمرکز شده است. در این فصل تلاش شده میهمان‌نوازانه، مرزهای موجود میان گزارش‌های فلسفی مربوط به عشق و تصاویر عاشقانۀ مربوط به آن را از میان برداشته شود و با اشاره به ارجاع افلاطون به سافو، به بررسی تأثیر سافو بر آثار افلاطون پرداخته شود و خصوصیات موجود در قاعده‌پردازی‌های خاص آنها در باب عشق نیز مورد توجه قرار داده شده است.

فصل دوم با گذر از دوهزاروپانصد سال داستان عاشقانۀ فلسفی و فرهنگی، رمان «فرانکنشتاین» اثر مری شلی و تفکرات و تأملات پاره‌پارۀ فردریش نیچه در باب عشق و دوستی در کنار یکدیگر بررسی شده است. در حالی که ممکن است میان شلی و نیچه مشترکات چندانی به نظر نرسد، هم‌نوایی‌های شگفت‌انگیزی در طرز گفتار آنها در باب عشق وجود دارد. هر کدام از آنها، هر چند با اشکال متفاوت، پیچیدگی‌ها و تناقض‌های ذاتی موجود در عشق را معلوم می‌گردانند.

در فصل سوم همراه با مجموعۀ تلویزیونی آمریکایی «زنان خانه‌دار ناامید» به بررسی اندیشه‌های سیمون دوبووار در باب عشق پرداخته شده است. نیچه در باب برده‌شدن و ستم‌دیدن زنان در روابط عاشقانه اتهاماتی را مطرح می‌کند. بووار این موضوع را به تفصیل بیان می‌کند و اظهار می‌دارد نابرابری جنسی به اینگونه واکنش‌ها دامن می‌زند. «زنان خانه‌دار ناامید» این تبعیت و انقیاد را نمایش می‌دهد، در حالی که تقلید و هم‌رنگی کرداری خاصی را نیز که با بازآفرینی تجربۀ عشق در متن نمایش در ارتباط است، آشکار می‌سازد.

اخلاق عاشقانۀ امانوئل لویناس به صورت اجمالی همراه با مطالعۀ متن فیلم «هیروشیما، عشق من» مارگریت دوراس در فصل چهارم مطرح شده است. لویناس میان عشق شهوانی خودخواهانۀ لذت‌گرایانه و عشق به‌دور از خودخواهی مبتنی بر مسئولیت اخلاقی تمایز قائل می‌شود و در آنچه در باب اخلاق و سیاست بیان می‌کند، اروس را از آگیپ جدا می‌سازد. با وجود این، عشق که در این روابط اخلاقی و سیاسی نقش محورد دارد، حتی اساس داوری‌ها در باب عدالت می‌شود.

در فصل پنجم، اندیشه‌های فرانتس فانون در باب مخاطراتی که ممکن است در جوامع مستعمراتی مبتلا به نابرابری، در عشق بین‌نژادی وجود داشته باشد، به تفصیل توضیح داده شده است.

لوس ایریگارای با در نظر داشتن رنج‌ها و آزردگی‌هایی که عشق را در میان گرفته است، تلاش می‌کند برای بیان عشق، نمونۀ دیگری را به‌واسطۀ بیراهه‌روی و دغل‌بازی قاعده‌مند سازد. در فصل ششم به بررسی اینگونه از عشق پرداخته شده است. قاعده‌سازی ایریگارای همراه با فیلم «اورلاندو»، اثر سالی پاتر مورد بررسی قرار گرفته است و ما را به کشف بازنمایی‌های متفاوت اختلاف جنسی در آثار ایریگارای و پاتر و نیز مقایسۀ «اورلاندو» و رابطۀ عشقی شلمردین با عشق به عنوان رابطۀ مستقیم از نظر ایریگارای توانا می‌سازد.

فصل هفتم به اثر رولان بارت بر‌می‌گردد و خلاصۀ نظریه‌های او دربارۀ تفسیر متن ـ آراء او در باب اسطوره و رمز ـ به عنوان پایه‌ای برای فهم اندیشه‌های او در مورد «سخن عاشق» بیان شده است. بارت با وجود آنکه با احساس‌گرایی عشق سرسازگاری ندارد، به تقلید ادبی قطعاتی از بارنمایی‌ها و تجزیه و تحلیل‌های مربوط به عشق از نظر گوته در «رنج‌های ورتر جوان» می‌پردازد.

فصل هشتم، بار دیگر به افلاطون و لویناس و اندیشه‌های آنها در باب عشق که بر اصول فلسفه، اخلاق و سیاست مبتنی است، باز می‌گردد، به واسطۀ یک گفت‌وگو ژان‌لوس نانسی و ژاک دریدا، تأثیر لویناس بر روی هر یک از انها معلوم می‌گردد و اختلافات آنها در جزئیات موجود در مسائل اخلاقی مربوط به عشق از نظر وی روشن می‌گردد.

این کتاب تلاش نمی‌کند دشواری‌ها و تناقض‌های عشق را از میان بردارد؛ بلکه داستان‌های عاشقانۀ بسیار به‌ظاهر واگرا را بازمی‌گوید و به خاطر می‌آورد و در این امر، تنها به خواندن روایت‌ها بسنده نمی‌کند، بلکه به بررسی اسطوره‌ها و رمز‌ها، تجربه‌ها و شکل‌گیری‌ها، ساختار‌ها، چشم‌انداز‌ها، بلاغت، ژانر و شیوه‌های و شگرد‌های زبانی مربوط به عشق نیز می‌پردازد.  

 فهرست مطالب کتاب:

مقدمه

فصل اول: دیدگاه‌های سافو و افلاطون دربارۀ عشق

فصل دوم: احساسات متناقض‌نما در نظر شلی و نیچه

فصل سوم: زنان خانه‌دار ناامید، اثر سیمون دوبوار

فصل چهارم: لویناس: عشق، عدالت و مسئولیت

فصل پنجم: عشق مستعمراتی در آثار «فانون» و «مافت»

فصل ششم: ایریگارای: تغییر دادن جهت عشق و تحریف این موهبت

فصل هفتم: بارت و «سخن عاشق»

فصل هشتم: سیاست عاشقانه: میان دریدا و نانسی

نتیجه

نظر شما ۲ نظر
  • مدیر۱۴ ماه پیش
    دست ادمین محترم درد نکند اگر میشود لطفاً این کتاب را مکمل دوباره بذارید خیلی ممنون تان میشیم
  • مدیر۲۶ ماه پیش
    خیلی زیبا و دلگشا بوده و است یک جهان سپاس از دستندر کارای این خطه که واقعا زحمات زیادی را متحمل شده و همواره در جهت شگوفای و رشد اندیشه های ناب کوشا بوده و کوشیدن

پربازدید ها بیشتر ...

در هوای حوا: روایتی از بازتاب موقعیت اجتماعی زنان در شعر پارسی

در هوای حوا: روایتی از بازتاب موقعیت اجتماعی زنان در شعر پارسی

اشرف چیتگرزاده

در این کتاب تلاش بر آن بوده تا مسئلۀ زن از خلال شعر معاصر مورد بررسی قرار گیرد.

روایت مرگ در رمان‌های جنگ ایران و فرانسه

روایت مرگ در رمان‌های جنگ ایران و فرانسه

فاطمه سادات حسینی

جنگ پدیده‌ای است که از دیرباز با بشر همراه بوده و مانند دیگر مسائل انسانی، در ادبیات نیز جلوه‌هایی د

منابع مشابه بیشتر ...

فروغ حکمت: نقد و بررسی سیر تفکر غرب از دیدگاه حکمت اسلامی

فروغ حکمت: نقد و بررسی سیر تفکر غرب از دیدگاه حکمت اسلامی

غلامرضا اعوانی

این کتاب نقد و بررسی تفکر غرب از دیدگاه حکمت الهی و تبیین مبادی حکمت و نیز بررسی جهات مختلفی است که

نقد حکمت عامیانه

نقد حکمت عامیانه

سیمون دوبووار

این کتاب دربرگیرندۀ چهار مقاله از سیمون دوبووار است که به سال 1963 انتشار یافته است. دوبووار در مقال