PDF
بازدید 42 بار
سه شنبه 06 تیر ماه 1396

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

حیات در کلمات؛ نگاهی به سلوک روحی و میراث معنوی و هنری مولانا از دریچۀ برخی کلمات
حیات در کلمات؛ نگاهی به سلوک روحی و میراث معنوی و هنری مولانا از دریچۀ برخی کلمات
نویسنده: مهدی سالاری‌نسب
ناشر: نگاه معاصر
تاریخ چاپ: 1396
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 2ـ47ـ 9940ـ 964ـ978
تعداد صفحات: 147
خلاصه: در این رساله نویسنده دو هدف اصلی را دنبال کرده است؛ یکی بررسیدن و جلوه‌دادن برخی بدایع هنری و معنوی مولانا در به‌کارگیری کلمات و مفاهیم و دیگر نگاهی به ساحت زندگانی روحانی او از دریچۀ این کلمات و مفاهیم.
حیات در کلمات؛ نگاهی به سلوک روحی و میراث معنوی و هنری مولانا از دریچۀ برخی کلمات
کتاب
حیات در کلمات؛ نگاهی به سلوک روحی و میراث معنوی و هنری مولانا از دریچۀ برخی کلمات
نویسنده: مهدی سالاری‌نسب
ناشر: نگاه معاصر
تاریخ چاپ: 1396
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 2ـ47ـ 9940ـ 964ـ978
تعداد صفحات: 147
خلاصه: در این رساله نویسنده دو هدف اصلی را دنبال کرده است؛ یکی بررسیدن و جلوه‌دادن برخی بدایع هنری و معنوی مولانا در به‌کارگیری کلمات و مفاهیم و دیگر نگاهی به ساحت زندگانی روحانی او از دریچۀ این کلمات و مفاهیم.

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را ببینید.

 

در این رساله نویسنده دو هدف اصلی را دنبال کرده است؛ یکی بررسیدن و جلوه‌دادن برخی بدایع هنری و معنوی مولانا در به‌کارگیری کلمات و مفاهیم و دیگر نگاهی به ساحت زندگانی روحانی او از دریچۀ این کلمات و مفاهیم.

اما چرا کلمات؟ هر کلمه قائم‌مقام حقیقت اصیل درون آدمی است. چه چیز بهتر از دریچه‌های کلمات برای نگاه به خانه وجود یک شاعر؟ مولانا می‌فرماید: «هدیۀ شاعر چه باشد؟ شعر نو». ابزار اصلی شاعر برای فراهم‌کردن این هدیه و تدارک نوبودگی‌اش، زبان و مفردات آن یعنی کلمات است. انسان حالات روحی خود را از راه اصوات و حروف و کلمات به بیان می‌آورد. انواع موسیقی‌های لفظی و معنوی نیز از طریق همین کلمات ساخته می‌شوند.

کلمات چه از راه تأمل انتخاب شده و چه بداهتاً ادا شده باشند هر یک به گونه‌ای ماهیت اندیشۀ شاعر و حدود ارزش هنری کار او را نمایان می‌کند. خاصه در محصولات ادبی که در آنها کلمات غیرمنتظره بسیار است.

وجه هنری یا معنوی بخشیدن به کلمه‌ای که تا به حال هیچ‌گونه انگیزش هنری یا وجه عرفانی در آثار ادبی و عرفانی زبان فارسی نداشته، تازه کردن یک واژه یا اصطلاح مستعمل و یا اعتلای فوق‌العادۀ درون‌مایۀ آن نسبت به آنچه پیش از این بوده، هر کدام لطف و ارجی مختص به خود دارد.

کلمات این دفتر هر یک به نوعی در زبان مولانا برانگیخته شده و حیات و طراوت تازه یافته‌اند. کلماتی عادی و ساده یا مستهلک، مستعمل و کلیشه شده، که او آنها را از رنگ و شکل یک‌نواخت و معتادشان عاری کرده و رنگ و شکلی دیگر به آنها داده. یکی از وجوه ارجمندی مولانا به‌کارگرفتن و برانگیختن اینگونه کلمات است، نه اصطلاحاتی که همواره محل توجه بوده‌اند و کتب شرح و تفسیر و رساله‌های تعریفات و اصطلاحات الصوفیه و کلمات الشعرا و غیره از آنها پر است.

هر یک از این کلمات از خلال تجربه‌های روحی مولانا راه خود را به زبان و شعر او باز کرده است. نقش برخی از این مفاهیم و کلمات در حیات معنوی مولانا آنچنان پررنگ است که در زبان زندگی‌نامه‌نویسان او نیز داخل شده، هنگام نقل بزنگاه‌های مهم زندگانی او، مثل ظهور و غیبت شمس تبریزی. بسامد قابل توجه این کلمات در اشعار مولانا نشان از شأن مخصوصشان در ذهن و ضمیر او می‌دهد. گرچه اهمیت اینها تنها در بسیاری بسامد نیست، مولانا در کاربرد هر یک، چه از لحاظ صورت، چه از لحاظ معنا، به انحاء گوناگون نوآوری‌هایی داشته است.

نویسنده در این کتاب نزدیک به صد کلمه ساده یا مرکب را انتخاب کرده است که در زبان مولانا به لحاظ هنری یا عرفانی صورتی خاص یافته‌اند و در این رساله گزارش و شرح هفت کلمه آمده که افزون بر بار عرفانی‌شان، با زندگی او و ارتباطش با شمس نیز پیوستگی دارند: ناگهان، جست‌و‌جو، روزنه، سیل، زیروزبر، حامله و خنده.

روح مولانا در «جست‌وجوی»یِ «روزنه»‌ای به سوی حق بوده است. در این سیر و انتظار، واقعه‌ای «ناگهان» برایش پیش آمده و او را یک‌باره «زیروزبر» کرده. خودش گاهی این پیشامد را به «سیل» تشبیه می‌کند. همچنین می‌گوید از عشقی که به او رو کرده بار گرفته و «حامله» شده. و آخر‌الامر این است که از این واقعه و نتایج آن رضایت دارد و خود را بختیار و کامکار می‌یابد و این وضع و حال خود را مکرراً «خنده» می‌نامد. به این ترتیب این هفت کلمه در زبان مولانا نقش و جایگاه خاصی یافته‌اند. متن با ناگهان شروع می‌شود، نویسنده ترجیح داده است که ماجرا را از کانون تحولش آغاز کند. بهترین دریچه برای نگاه به ساحت حیات روحانی مولانا، زمان تحول ناگهانی و یک‌بارۀ اوست. احوال باطنی او، دوران اول و دوم زندگی‌اش، زبان و اندیشه و آثارش، همه در پرتو این واقعه معنای دقیق و درست خود را می‌یابند.

برخی نتایجی که از این بررسی‌ها به دست می‌آید این است که: اولاً شعر مولانا بیان خالص تجربۀ روحانی اوست. چنان‌که خود نیز گفته: «خون چو می‌جوشد منش از شعر رنگی می‌دهم». دوم اینکه در رهگذار تجربۀ عاشقانۀ منحصربه‌فرد مولانا، مضامین و واژگانی در زبانش وارد و برجسته شده که در بیان و انتقال میراث معنوی و هنری‌اش نقشی اختصاصی به عهده گرفته‌اند. بنابراین نشان و ردپای شمس در مفاهیم و نمادهای مورد استفاده مولانا غالبا به روشنی دیده می‌شود. سوم اینکه تعدادی از این کلمات به طور خاص دورۀ مخصوصی از زندگی مولانا را آینگی می‌کنند؛ یعنی از یک منظر می‌توان برهه‌هایی از زندگی او را مصور در برخی کلمات دید. مثلاً «ناگهان» بیشتر نشان دوران حضور شمس و رفت‌وآمد‌های او را با خود دارد و «خنده» نشان دوران پختگی مولانا و نهایت‌الوصالش را. چهارم اینکه حیات و طراوت این کلمات و ترکیبات در زبان شعرا و نویسندگان پیش از مولانا هرگز به قدر او نیست. در مواردی یک واژه تا به مولانا برسد تاحدی رشد و حرکت داشته و در مواردی مولانا بدون داشتن پیش زمینه‌ای قابل توجه، به برخی از واژگان و مفاهیم وجه خاص معنوی و هنری داده است. پنجم پی‌بردن به نقش و تأثیر عطار در تحول بار معنایی کلمات است. با ملاحظۀ بررسی‌هایی که دربارۀ کلمات هفت‌گانۀ این دفتر صورت گرفته خواننده خواهد دید که در غالب موارد عطار در تحول سرنوشت کلمات، و «دمیدن روح نو درتن یک حرف کهن» نقش اصلی را دارد. این امر می‌تواند دلیلی دیگر بر دلایل اهمیت و ارجمندی عطار بیفزاید و قوت حرف کسانی را که در دوران معاصر ارج او را دست‌کم گرفته‌اند ضعیف‌تر کند. و ششم اینکه برخی از کلمات انتخابی را، با توجه به کاربردشان در آثار مولانا، می‌توان در شمار اصطلاحات الصوفیه آورد، یا دست‌کم آنها را از اصطلاحات عرفانی مولانا دانست. گرچه به علت غلبۀ  نگاه عادت‌زده و کلیشه‌ای، چنین اعتباری نیافته و به کتب اصطلاحات و تعبیرات وارد نشده‌اند.

این کتاب با یک مقدمه آغاز می‌شود. این قسمت دربرگیرندۀ تمهیداتی است لازم برای خواندن متن که به نوعی پشتیبان نظری این تحقیق است. بعد از آن، هر فصل به یک کلمه یا مفهوم اختصاص داده شده. توضیح چگونگی شرح و بسط موضوع و بحث دربارۀ هر یک از کلمات یا مفاهیم در مقدمه آمده است.

سه کتاب کثیرالارجاع این نوشته یعنی مثنوی معنوی، کلیات شمس و مقالات شمس در همه جا به اختصار با عناوین مثنوی، کلیات و مقالات نام برده شده‌اند.

فهرست مطالب کتاب:

پیش‌گفتار

مقدمه

1. ناگهان

2. جست‌وجو

3. روزانه

4. سیل

5. زیروزبر

6. حامله

7. خنده

مراجع:

الف) مراجع اصلی

1. کتاب‌ها

2. مجلات

ب) آثار معرفی شده برای مطالعه و مقایسه، یا اجمالاً محل اشاره

1. کتاب‌ها

2. مجلات