PDF
بازدید 244 بار
شنبه 09 اردیبهشت ماه 1396

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

خلاصۀ کیمیای سعادت (بازنویسی به نثر ساده)
خلاصۀ کیمیای سعادت (بازنویسی به نثر ساده)
نویسنده: امام محمد غزالی
مصحح: محمد تفنگدار
ناشر: مهراندیش
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 700
شابک : 6ـ93ـ6799ـ964ـ978
تعداد صفحات: 400
خلاصه: این کتاب خلاصه‌ای از تمام مباحث مطرح‌شده در کیمیای سعادت است؛ ضمن اینکه به منظور آسان‌شدن مطالعۀ آن برای جوانان، قسمت‌های دشوار کتاب با نثری نزدیک‌تر به زبان امروز بازنویسی شده و تا جایی که به متن اصلی لطمه نخورد، کلمات و اصطلاحات دشوار آن نیز با کلماتی ساده‌تر جایگزین شده است.
خلاصۀ کیمیای سعادت (بازنویسی به نثر ساده)
کتاب
خلاصۀ کیمیای سعادت (بازنویسی به نثر ساده)
نویسنده: امام محمد غزالی
مصحح: محمد تفنگدار
ناشر: مهراندیش
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 700
شابک : 6ـ93ـ6799ـ964ـ978
تعداد صفحات: 400
خلاصه: این کتاب خلاصه‌ای از تمام مباحث مطرح‌شده در کیمیای سعادت است؛ ضمن اینکه به منظور آسان‌شدن مطالعۀ آن برای جوانان، قسمت‌های دشوار کتاب با نثری نزدیک‌تر به زبان امروز بازنویسی شده و تا جایی که به متن اصلی لطمه نخورد، کلمات و اصطلاحات دشوار آن نیز با کلماتی ساده‌تر جایگزین شده است.

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را ببینید.

 

کیمیای سعادت کتابی دربارۀ احکام و ارکان اسلام است که افزون بر ظاهر آداب شرعی، به فلسفه و هدف وضع این آداب و جنبۀ عرفانی آنها نیز می‌پردازد؛ با این منظور که رفتارهای مذهبی به اطواری بی‌معنی بدل نشود و با توجه بیش از حد به ظواهر و غفلت از روح و حکمت هر عمل، از مفهوم و هدف اصلی خود فاصله نگیرد.

در واقع کیمیای سعادت شرح مقدمات معرفت است. این کتاب که از جمله آخرین آثار غزالی به شمار می‌رود و به اعتقاد اهل نظر، ارزشمندترین اثر اوست، پس از یک دگرگونی در احوال و عقاید وی تألیف شده و به‌نوعی حاصل شکست‌ها و پیروزی‌های او در راه کشف حقیقت است.

غزالی خود اشک‌ها و لبخندهای تصویرشده در این کتاب را تجربه کرده و مانند «دانته» در انتهای عبور از بهشت و دوزخ و برزخ روحی، سعادت خویش را در مشاهدۀ جمال حقیقت یافته؛ و چون قلب روشن او، تاریکی روح مردمان را تاب نمی‌آورده، بر آن شده است تا با کیمیای عقل و علم، چشم دیگران را نیز به نور حکمت الهی روشن کند؛ گویی که «یک تن، منشأ حیات خلقی تواند شد».

شیوۀ کار غزالی دوری‌کردن از مقدس‌مآبی و تکیه بر مکاشفات معنوی و محاسبات منطقی است. او اخلاق و عرفان را هم‌سو با عقل می‌بیند و هرچه که بیرون از دایرۀ عقل یا مکاشفات معنوی باشد را آفت معرفت می‌شمارد. به عقیدۀ غزالی معرفت حقیقی، استوار به برهان خویش است و اثبات آن را نیازی به خرق عادت و معجزه نیست، بلکه حقیقت خود معجزه است؛ پس اگر کشف و کرامات مدعیان درست هم باشد، باز نمی‌تواند رفتار یا عقیده‌ای نادرست را توجیه کند یا دانش درستی را منکر شود.

غزالی که پیش از ورود به جرگۀ احرار و عارفان، معلمی موفق و منتقدی توانا بود، توانست با بهره‌گیری از تجارب آموزشی خود، باب جدیدی در تعلیم اخلاق و معرفت بگشاید و با تقسیم‌بندی مباحث مختلف معنوی و شرح معقولانۀ آنها روشی ساده و محکم برای تربیت نفس به دست دهد که همگان را مفهوم، پذیرفتنی و قابل استفاده باشد. از این نظر می‌توان غزالی را یکی از پیشروان «آموزش عمومی حکمت و معرفت» دانست که ضمن توجیه مخاطب، و را قدم به قدم با عرفان نظری آشنا می‌کند و راه عمل را نیز به وی می‌نماید.

این کتاب خلاصه‌ای از تمام مباحث مطرح‌شده در کیمیای سعادت است؛ ضمن اینکه به منظور آسان‌شدن مطالعۀ آن برای جوانان، قسمت‌های دشوار کتاب با نثری نزدیک‌تر به زبان امروز بازنویسی شده و تا جایی که به متن اصلی لطمه نخورد، کلمات و اصطلاحات دشوار آن نیز با کلماتی ساده‌تر جایگزین شده است. در انجام کار خلاصه‌سازی تلاش شده تا تغییری در مفهوم مطالب ایجاد نشود و به شیوۀ بیان آنها هم لطمه‌ای نخورد؛ مثلاً از میان چند داستان مشابه که برای شرح یک مطلب آمده، گویاترین آنها انتخاب و باقی داستان‌ها حذف شده است یا هر جا که مطلبی بدون مثال و توضیح هم قابل درک بوده، مثال‌ها و توضیحات آن حذف یا کوتاه شده است. همچنین موضوعات یا جملات بلندی که امکان خلاصه‌کردن آنها وجود داشته، به عباراتی مختصر و مفید بدل شده‌اند. مرجع تهیۀ متن این کتاب، نسخۀ مصحح استاد احمد آرام بوده است و در کنار آن از نسخۀ مرحوم حسین خدیوجم که از مزیت مقابله با متن عربی کتاب «احیاء» برخوردار است نیز بهره گرفته شده است.

فهرست مطالب کتاب:

پیش‌گفتار

حواشی پیش‌گفتار

راهنمای مطالعه

دیباچه

شرح فهرست کتاب

عناوین مسلمانی

ارکان مسلمانی

«رکن اول» در عبادات

«رکن دوم» در معاملات

«رکن سوم» در مُهلکات

«رکن چهارم» در مُنجیات

توضیحات