PDF
بازدید 71 بار
یکشنبه 03 بهمن ماه 1395

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

در پس‌کوچه‌های پاریس با برادرم صادق هدایت؛ خاطرات عیسی هدایت
در پس‌کوچه‌های پاریس با برادرم صادق هدایت؛ خاطرات عیسی هدایت
نویسنده: به کوشش جهانگیر هدایت
ناشر: پوینده
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 4ـ61ـ2950ـ964ـ978
تعداد صفحات: 140
خلاصه: این کتاب خاطرات عیسی هدایت است که قسمتی از زندگی صادق هدایت در آن به تصویر کشیده شده است.
در پس‌کوچه‌های پاریس با برادرم صادق هدایت؛ خاطرات عیسی هدایت
کتاب
در پس‌کوچه‌های پاریس با برادرم صادق هدایت؛ خاطرات عیسی هدایت
نویسنده: به کوشش جهانگیر هدایت
ناشر: پوینده
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 4ـ61ـ2950ـ964ـ978
تعداد صفحات: 140
خلاصه: این کتاب خاطرات عیسی هدایت است که قسمتی از زندگی صادق هدایت در آن به تصویر کشیده شده است.

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را ببینید.

 

صادق هدایت نویسنده معروف معاصر، پس از فراغت از تحصیل در مدرسه سن‌لویی تهران درصدد بود که برای ادامه تحصیل عازم اروپا شود. طبعا چون مدرسه سن‌لویی تهران مدرسه‌ای فرانسوی بود، صادق هدایت به زبان فرانسه آشنایی بیشتری داشت و برای ادامه تحصیل باید عازم کشوری فرانسه‌زبان می‌شد.

در سال 1305 دولت ایران عده‌ای دانشجو را برای تحصیل در رشته‌های مختلف فنی، مدیریتی و علوم انسانی انتخاب کرد و به اروپا اعزام داشت. این دانشجویان بورس تحصیلی داشتند و متعهد بودند پس از بازگشت به ایران در رشته تحصیلی خود کار کنند. روز پنجشنبه دوم شهریور ماه 1305 صدوده نفر شاگردان ایرانی از جمله صادق هدایت برای ادامه تحصیل عازم اروپا شدند. در دوازدهم شهریور 1305 او کارت‌پستالی برای پدرش هدایت‌قلی خان هدایت (اعتضاد الملک) فرستاده که می‌گوید وارد برلین شده، در مهمانخانه کانت اقامت گزیده ولی از درد دندان خود شاکی است. سرپرست دانشجویان آقای شقاقی و همکار او خسرومیرزا بودند. شقاقی عده‌ای از دانشجویان را به میلان در ایتالیا می‌برد و خسرومیرزا، دیگران از جمله صادق هدایت را به بروکسل پایتخت بلژیک همراهی می‌کند.

نکته آن است که در اینجا صادق هدایت عدم رضایت خود از اعزام به بلژیک را برای پدرش می‌نویسد و مدعی می‌شود که اگر به فرانسه برود، بهتر است و ارزان‌تر هم هست. در 13 شهریور 1305 در کارت‌پستال دیگری برای پدرش می‌نویسد که هنگام اقامت در مسکو، از مقبره لنین بازدید کرده و در برلین به تماشای باغ‌وحش رفته است.

صادق هدایت در تاریخ 15 شهریور 1305 وارد بروکسل در بلژیک می‌شود. او باید 15 روز در بروکسل بماند تا شقاقی سرپرست دانشجویان از میلان بازگردد و تکلیف دانشجویان را معین گردد. در کارت پستال 15 شهریور صادق هدایت از آب و هوا و محیط بلژیک فوق‌العاده اظهار ناراحتی می‌کند و مشتاق است به فرانسه منتقل شود. از پدرش می‌خواهد در این مورد اقدام کند.

در کارت پستال بعدی صادق هدایت متأسف است که پدرش نتوانسته برای انتقال او به پاریس کاری انجام دهد و از گرانی در بلژیک شاکی است. در تاریخ 4 مهرماه 1305 او هنوز در بروکسل و گرفتار نوعی بلاتکلیفی است و سرپرست دانشجویان برای انتقال دانشجویان به فرانسه مکاتباتی انجام داده که پاسخی دریافت نکرده است. سرانجام هدایت را در 9 مهرماه 1305 به بندر گان در بلژیک می‌فرستند تا در آنجا ادامه تحصیل دهد. او اظهار بی‌علاقگی به تحصیل و اقامت در بندر گان و بلژیک را ادامه می‌دهد و در این مورد به قدری اصرار می‌کند که سرانجام در سوم اسفند 1305 او را از بلژیک به پاریس منتقل می‌کنند و در این شهر در محله کاشان اتاقی برایش می‌گیرند و قرار می‌شود در یکی از مدارس پاریس ثبت‌نام کند.

در پشت جلد این کتاب چنین می‌خوانیم: "از وزارت امور خارجه استعفا داد. برای انتشار کتاب "وغ‌وغ ساهاب" به نظمیه تهران احضار شد. شاکی علی‌اصغر حکمت وزیر فرهنگ وقت بود ولی خانواده هدایت هم از نفوذ و قدرتی بهره می‌برد که در مقابل وزیر شاکی ایستادگی کند و این ماجرا بالاخره با این نتیجه پایان گرفت که تأمینات شهربانی از صادق هدایت تعهد گرفت مطلبی ننویسد! او را باید نخستین ممنوع القلم رسمی معاصر ایران نامید."(ص 27)

جهانگیر هدایت درباره این کتاب می‌گوید: این کتاب خاطرات پدر من، عیسی هدایت است که قسمتی از زندگی صادق هدایت در آن به تصویر کشیده شده است. پدر من نظامی بود و برای ادامۀ تحصیل یک دوره به فرانسه اعزام می‌شود و دوسال با صادق هدایت بود. عیسی هدایت دفترچه‌ای داشت که در آن خاطرات روزانه‌اش را می‌نوشت. من با استفاده از این دفترچه و خاطرات این کتاب را تدوین کرد‌ه‌ام.

فهرست مطالب کتاب:

مقدمه

سرگذشت

سال‌شمار صادق هدایت

مسافرت عیسی هدایت به فرانسه

دوربین

دفتر خاطرات

خاطره‌نگاری

یادداشت‌های روزانه

یک نظر کلی

ملاقات

مهمانی

گشت و گذار

کافه رستوران

مراکز تفریح شبانه

گرفتاری‌ها

درباره داستان «آخرین نوول»

آخرین نوول