PDF
بازدید 114 بار
دوشنبه 07 فروردین ماه 1396

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد (70): طبیعت‌گرایی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد (70): طبیعت‌گرایی
نویسنده: دیوید پاپینو
مترجم: حسن امیری‌آرا
ناشر: ققنوس
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1650
شابک : 8ـ290ـ278ـ600ـ978
تعداد صفحات: 96
خلاصه: این مدخل دو بخش اصلی خواهد داشت که بخش اول به طبیعت‌گرایی هستی‌شناختی اختصاص یافته و بخش دوم نیز به طبیعت‌گرایی روش‌شناختی.
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد (70): طبیعت‌گرایی
کتاب
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد (70): طبیعت‌گرایی
نویسنده: دیوید پاپینو
مترجم: حسن امیری‌آرا
ناشر: ققنوس
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1650
شابک : 8ـ290ـ278ـ600ـ978
تعداد صفحات: 96
خلاصه: این مدخل دو بخش اصلی خواهد داشت که بخش اول به طبیعت‌گرایی هستی‌شناختی اختصاص یافته و بخش دوم نیز به طبیعت‌گرایی روش‌شناختی.

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را ببینید.

 

اصطلاح «طبیعت‌گرایی» معنای چندان مشخصی در فلسفه معاصر ندارد. کاربرد امروزی آن از مناقشات نیمه اول قرن گذشته در آمریکا ناشی می‌شود. از جمله کسانی که در آن دوره خود را «طبیعت‌گرا» اعلام کردند می‌توان جان دیویی، ارنست نیگل، سیدنی هوک، و روی وود سلرز را نام برد. این فیلسوفان می‌خواستند فلسفه را هر چه بیشتر با علم همگام کنند. آنها استدلال می‌کردند که واقعیت صرفاً طبیعت در تمام حوزه‌های واقعیت، از جمله «روح انسانی» باید روش علمی را به کار برد.

«طبیعت‌گرایی» بدین معنا، وقتی که در مورد فیلسوفان معاصر به کار می‌رود، اصطلاح چندان اطلاع‌بخشی نیست. پیشینه عظیم فیلسوفان معاصر طبیعت‌گرایی را به آن صورتی که در اینجا توصیف شد با خرسندی می‌پذیرند ـ به عبارت دیگر، آنها هم امور «فراطبیعی» را انکار می‌کنند و هم روا می‌دارند که علم (اگر ضرورتاً یگانه راه ممکن نباشد، دست‌کم) راهی ممکن برای حصول حقایق مهم درباره «روح انسانی» باشد.

با این حال، این مدخل بر آن نیست که به دقت تعریف اطلاع‌بخش‌تری از «طبیعت‌گرایی» به دست دهد. تلاش برای تعیین شیوه‌ای رسمی از فهم این اصطلاح بیهوده است. فیلسوفان مختلف معاصر «طبیعت‌گرایی» را به شیوه‌های مختلف تعبیر می‌کنند. این اختلاف‌نظر بر سر کاربرد اصطلاح تصادفی نیست. چه بخواهیم چه نخواهیم، «طبیعت‌گرایی» به طور وسیعی در محافل فلسفی به چشم اصطلاحی مثبت نگریسته می‌شود ـ این روزها فیلسوفان فعال معدودی هستند که با خرسندی خود را «غیرطبیعت‌گرا» اعلام می‌کنند. این امر لاجرم به واگرایی در فهم ملزومات «طبیعت‌گرایی» راه می‌برد. تمایل آن فیلسوفانی که پایبندی‌های طبیعت‌گرایانه نسبتاً ضعیفی دارند به این است که «طبیعت‌گرایی» را به نحوی غیرمحدودکننده بفهمند تا خودشان را از دسته «طبیعت‌گرایان» خارج نسازند، حال آنکه فیلسوفانی که آموزه‌های طبیعت گرایانه پررنگ‌تری اختیار می‌کنند خوش دارند که ملاک سختگیرانه‌تری برای «طبیعت‌گرایی» وضع کنند.

این مدخل، به جای آنکه خود را گرفتار مسئله تعریف ذاتی کند، راهکاری دیگری در پیش خواهد گرفت. نمای کلی طیفی از پایبندی‌های فلسفی از سنخ عموماً طبیعت‌گرایانه را ترسیم خواهد کرد و نکاتی در باب اتقان فلسفی آنها خواهد گفت. در درجه اول بر این مسئله تمرکز خواهد شد که آیا این پایبندی‌ها را باید پذیرفت یا خیر، نه اینکه آنها معرف «طبیعت‌گرایی» هستند یا نه. مسئله مهم، مدون‌سازی و ارزیابی استدلالی است که فیلسوفان را به جهتی در کل طبیعت‌گرایانه سوق داده است، نه تصریح این امر که برای آنکه بتوانید خودتان را «طبیعت‌گرا»یی پروپاقرص بدانید، تا کجا باید پیش روید.  همان‌طور که توصیف مذکور از جریان آمریکایی نیمۀ دوم قرن بیستم نشان می‌دهد، طبیعت‌گرایی را می‌توان به دو عنصر هستی‌شناختی و روش‌شناختی تقسیم کرد. سروکار عنصر هستی‌شناختی با محتویات واقعیت است و این عنصر حکم می‌کند که در واقعیت جایی برای انواع «فراطبیعی» یا دیگر انواع «موهوم» موجودات نیست. در مقابل عنصر روش‌شناختی به شیوه‌های تحقیق دربارۀ واقعیت می‌پردازد و دعوی نوعی مرجعیت عام برای روش علمی دارد. متناظراً این مدخل دو بخش اصلی خواهد داشت که بخش اول به طبیعت‌گرایی هستی‌شناختی اختصاص یافته و بخش دوم نیز به طبیعت‌گرایی روش‌شناختی. بخش نخست مدخل به طور خاص به دیدگاه‌هایی پرداخته که دربارۀ محتویات عام واقعیت‌اند و از استدلال و تحلیل فلسفی برخاسته‌اند. تمرکز بخش دوم نیز به طور خاص بر آن دسته از مناقشات روش‌شناختی خواهد بود که به کار فلسفی و به ویژه به ارتباط بین فلسفه و علم مربوط می‌شوند.

فهرست مطالب کتاب:

پیش‌گفتار دبیر مجموعه

درآمد

1. طبیعت‌گرایی هستی‌شناختی

2. طبیعت‌گرایی روش‌شناختی

یادداشت‌ها

کتاب‌نامه

واژه‌نامۀ انگلیسی به فارسی

نمایه