PDF
بازدید 78 بار
سه شنبه 05 بهمن ماه 1395

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

سفرنامۀ عراق عجم: بلاد مرکزی ایران
سفرنامۀ عراق عجم: بلاد مرکزی ایران
نویسنده: ناصرالدین شاه قاجار
مصحح: فرشاد ابریشمی
ناشر: خانه تاریخ و تصویر ابریشمی
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 5ـ067ـ354ـ600ـ978
تعداد صفحات: 146
خلاصه: این کتاب دربارۀ سفری ناصرالدین شاه به کشور عراق است که آخرین سفرنامه‌ای است که او تحریر و تنظیم نموده است.
سفرنامۀ عراق عجم: بلاد مرکزی ایران
کتاب
سفرنامۀ عراق عجم: بلاد مرکزی ایران
نویسنده: ناصرالدین شاه قاجار
مصحح: فرشاد ابریشمی
ناشر: خانه تاریخ و تصویر ابریشمی
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 5ـ067ـ354ـ600ـ978
تعداد صفحات: 146
خلاصه: این کتاب دربارۀ سفری ناصرالدین شاه به کشور عراق است که آخرین سفرنامه‌ای است که او تحریر و تنظیم نموده است.

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را ببینید.

 

ناصرالدین شاه قاجار فرزند محمدشاه و چهارمین پادشاه قاجار است که حدود نیم قرن بر ایران پادشاهی نمود و دوران آرامی را برای مردمانش به ارمغان آورد. این آرامی به حدی بود که جهان در آن روز در حال پیشرفت و صنعتی شدن بود و اما ایران ما دچار رخوت و سستی و خموشی. این پادشاه عاشق‌پیشه همانند جد بزرگ خویش ـ فتحعلی‌شاه ـ علاقمند به تعدد زوجات بود و افزون بر همسران متعدد، علاقۀ خاصی به شکار، سیر و سفر، عزیز السلطان (ملیجک)، ببری خان (گربۀ مخصوص)، عکاسی و خاطره‌نویسی داشت. ناصرالدین شاه در طول سلطنت خویش سه بار (سال‌های 1268، 1257، 1252) به فرنگستان رفت.

این کتاب دربارۀ سفری ناصرالدین شاه به کشور عراق است که آخرین سفرنامه‌ای است که او تحریر و تنظیم نموده است که در اواسط ماه شوال 1309 قمری آغاز و تا اواسط محرم 1310 قمری به مدت 97 روز به طول انجامیده و خط سیر مسافرت از پیش تعیین شده خود را با اسب و کالسکه به همراه انبوه سواران و خدمه با تشریفات خاصب پیموده است.

ناصرالدین شاه روز به روز حرکت خود را با ذکر روز و تاریخ آن به ترتیب در این سفرنامه نوشته و در ذیل آن اتفاقاتی که برای وی روی داده و کارهایی که انجام داده را متذکر می‌شود. او همه روزه به یادداشت مسائل سفر خویش توجه خاصی مبذول داشته، زیرا روزانه درباره وضع راه‌هایی که عبور می‌کرده و افرادی را که ملاقات می‌نموده شرح مفصلی داده است. منتها ناصرالدین شاه همچون هر سیاستمدار دیگری موضوع بحث با سران مملکتی و منطقه‌ای را به تحریر نکشیده است و فقط به ملاقات آمدند و فرمایش فرمودیم اکتفا کرده است تا آنجا که غرض از این مسافرت نیز در پرده ابهام باقی مانده و فقط حدس‌هایی در این باره می‌زنند؛ با این وجود اطلاعات فراوانی از گردونه‌ها، رودها، چشمه‌ها، راه‌ها، پل‌ها، مقدار آب، تعداد جمعیت، اماکن مسکونی، آداب و رسوم، فرآورده‌های منطقه، نام مالکین دهات، اسامی مسئولین مملکتی، نام رؤسای الوار منطقه (طوایف حسنوند، سگوند، کولیوند، پاپی) شرح شکارها و اسامی انواع شکار را به دست می‌دهد و گاهی هم به مسائلی اشاره می‌نماید که واقعا اعجاب‌انگیز یا گوشه‌هایی از شناخت مسائل جغرافیایی کشور را روشن می‌کند؛ برای مثال هنگام رسیدن به بروجرد از دو درخت چنار 1300 ساله اطراف بروجرد در قسمت «سراب کولیدر» نام می‌برد یا جغرافیای تاریخی دریاچه حوض سلطان را برای اولین بار بر اساس واقعیت‌های عینی منتشر می‌نماید.

در زمان تحریر این سفرنامه منطقۀ وسیعی از بلاد مرکزی ایران به نام عراق عجم شهرت داشته است که تا قبل از قرن ششم هجری نزد جغرافی‌دانان به منطقه جبال مشهور بوده است؛ ولی از آن به بعد نام عراق عجم بر آن نهاده شده است. علت این امر آن است که در نیمه دوم قرن پنجم که سلجوقیان بر تمام مغرب ایران استیلا یافتند و همدان را پایتخت خود قرار دادند، نفوذ و استیلای آنها تا بین‌النهرین مقر خلافت عباسی نیز رسید و از مقام خلافت لقب «سلطان العراقین» به آنان اعطا گردید که با وضع آنها مناسب به نظر می‌رسید. از این لقب اینطور فهمیده می‌شد که مقصود از عراق دومین، ایالت جبال است؛ یعنی همان جا که مقر سلاطین سلجوقی بود؛ از این‌رو مردم برای اینکه با عراق اصلی اشتباه نشود، آنجا را عراق عجم نامیدند.

پس از پایان سفر عراق هجم، ناصرالدین شاه چاپ و انتشار سفرنامه خود را به محمدحسن خان اعتمادالسلطنه متذکر می‌گردد. اعتمادالسلطنه به طوری که خود متذکر می‌گردد، یادداشت‌های روزانه ناصرالدین شاه را بدون هیچ‌گونه تغییری در چاپخانه دولتی به قطع رحلی (نیم ورقی) به چاپ رسانیده و در سال 1311 قمری منتشر می‌کند.