PDF
بازدید 66 بار
چهارشنبه 06 بهمن ماه 1395

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

باره، نگاره، تنواره، آنک! پاریس: هنر را شکرپاره (روزنگارهای سفر پاریس)
باره، نگاره، تنواره، آنک! پاریس: هنر را شکرپاره (روزنگارهای سفر پاریس)
نویسنده: میرجلال‌الدین کزازی
ناشر: صدای معاصر
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 700
شابک : 8ـ65ـ6298ـ600ـ978
تعداد صفحات: 255
خلاصه: این کتاب گزارش سفر نویسنده به پاریس است که این سفر در فرجامین روزهای سال 94 و روزهای آغازین 95 انجام گرفته است.
باره، نگاره، تنواره، آنک! پاریس: هنر را شکرپاره (روزنگارهای سفر پاریس)
کتاب
باره، نگاره، تنواره، آنک! پاریس: هنر را شکرپاره (روزنگارهای سفر پاریس)
نویسنده: میرجلال‌الدین کزازی
ناشر: صدای معاصر
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 700
شابک : 8ـ65ـ6298ـ600ـ978
تعداد صفحات: 255
خلاصه: این کتاب گزارش سفر نویسنده به پاریس است که این سفر در فرجامین روزهای سال 94 و روزهای آغازین 95 انجام گرفته است.

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را ببینید.

 

این کتاب گزارش سفر نویسنده به پاریس است که این سفر در فرجامین روزهای سال 94 و روزهای آغازین 95 انجام گرفته است.

نویسنده به خواست خانه فرهنگ ایران در پاریس از سویی و از سوی دیگر یکی از شهرداری‌های پاریس، به این شهر رفته تا درباره نوروز و رازها و آیین‌های آن سخنرانی کند. یک سخنرانی برای فرهیختگان و دانشگاهیان پاریسی انجام گرفته که به زبان فرانسوی بوده و یک سخنرانی هم برای ایرانیان باشنده در پاریس که به زبان پارسی انجام شده است. چند نشست و دیدار و سخنرانی دیگر هم بیرون از برنامه پیش آمده که گزارش این سفر در این کتاب آمده است.

میرجلال الدین کزازی در دی ماه ۱۳۲۷ در کرمانشاه در خانواده‌ای فرهیخته و فرهنگی که بنیادگذار آموزش نوین در این سامان است، چشم به جهان گشود. خوگیری به مطالعه و دلبستگی پُرشور به ایران و فرهنگ گرانسنگ و جهانی آن را از پدر که مردی آزادمنش و فراخ‌اندیش و مردم‌دوست بود به یادگار ستاند. دوره دبستان را در مدرسه آلیانس کرمانشاه گذرانید و از سالیان دانش‌آموزی با زبان و ادب فرانسوی آشنایی گرفت. سپس دوره دبیرستان را در مدرسه رازی به فرجام آورد و آنگاه برای ادامه تحصیل در رشته زبان و ادب پارسی که در چشم او رشته و دانشی است گرامی و سپند، به تهران رفت و در دانشکده ادبیات فارسی و علوم انسانی دانشگاه تهران دوره‌های گوناگون آموزشی را سپری کرد و به سال ۱۳۷۰ به اخذ درجه دکتری در این رشته نائل آمد. او از سالیان نوجوانی نوشتن و سرودن را آغاز کرده است و در آن سالیان با هفته‌نامه‌های کرمانشاه، همکاری داشته و آثار خود را در آنها به چاپ می‌رسانیده است. او اینک عضو هیئت علمی در دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی است. او افزون بر زبان فرانسوی که از سالیان خُردی با آن آشنایی یافته است، با زبان‌های اسپانیایی، آلمانی و انگلیسی نیز آشناست و تاکنون ده‌ها کتاب و نزدیک به دویست مقاله نوشته است و در همایش‌ها و بزم‌های علمی و فرهنگی بسیار در ایران و کشورهای دیگر سخنرانی کرده است. چندی را نیز در اسپانیا به تدریس ایرانشناسی و زبان فارسی اشتغال داشته است. او گهگاه شعر نیز می‌سراید و نام هنری‌اش در شاعری "زروان" است. ترجمه او از "انه اید" اثر "ویرژیل" برنده جایزه بهترین کتاب سال شده است و تألیف او "نامه باستان" نیز که در نُه جلد به چاپ رسیده است، حائز رتبه نخستین پژوهش‌های بنیادی در جشنواره بین المللی خوارزمی.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «امروز روزی نو آغاز می‌گرفت و سالی نو و شاید روزگاری نو. با دلی آرام و روانی روشن و رایی رایومند از فرّ و فروغ نوی و شادابی و شکفتگی که همواره بهی و بهار و بارآوری را نوید می‌دهد و رهایی از پژمردگی و پژمانی و سترونی را و دل و جان را با امید به آینده‌ای بهتر می‌افروزد، با آسانبر به زیست مهمانسرای فرود آمدم. هنگامی که درِ آسانبر گشوده آمد، پیکر مردی بلندبالای و لاغراندام را بر آستانۀ در دیدم که می‌خواست به آسانبر درآید. از آن روی که چهرۀ او را به‌درستی و با درنگ ندیده بودم، پنداشتم که از کارکنان مهمانسراست. پس، به پاس ادب، او را به زبان فرانسوی درود گفتم. مرد اما به پارسی درود مرا پاسخ گفت و مرا به شگفت آورد..... در اندیشه بودم که او را نیک بنگرم تا شاید بتوانمش شناخت یا اگر نشناختمش، بپرسم که کیست که ناگاه آوایی دیگر از جایی دورتر برخاست و کسی گفت: «وه! استاد کزازی!» گوینده را نگریستم. استاد کیوان ساکت بود، نوازندۀ چیره‌دست تار که در آدینه‌شب، شگفتی آفریده بود. او، آغوش‌گشاده، به سوی من شتافت و مرا درود گفت و شادی خویش را از دیدن من بازنمود و ...». (ص 161)