PDF
بازدید 84 بار
سه شنبه 10 اسفند ماه 1395

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

واقعیت‌نمایی و بداهت؛ تأویل‌های ژان لوک نانسی از سینمای کیارستمی
واقعیت‌نمایی و بداهت؛ تأویل‌های ژان لوک نانسی از سینمای کیارستمی
نویسنده: منوچهر دین‌پرست
ناشر: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 600
شابک : 8ـ213ـ253ـ600ـ978
تعداد صفحات: 124
خلاصه: "بداهت فیلم" اثری است که هم قرائت سینمایی نانسی را مشهود می‌سازد و هم افزون بر بررسی نمونه‌ای از هفت فیلم کیارستمی، تعامل اندیشه‌های فیلسوف پست‌مدرنیست فرانسوی و نگاه سینمایی کیارستمی را جلوه‌گر می‌کند.
واقعیت‌نمایی و بداهت؛ تأویل‌های ژان لوک نانسی از سینمای کیارستمی
کتاب
واقعیت‌نمایی و بداهت؛ تأویل‌های ژان لوک نانسی از سینمای کیارستمی
نویسنده: منوچهر دین‌پرست
ناشر: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 600
شابک : 8ـ213ـ253ـ600ـ978
تعداد صفحات: 124
خلاصه: "بداهت فیلم" اثری است که هم قرائت سینمایی نانسی را مشهود می‌سازد و هم افزون بر بررسی نمونه‌ای از هفت فیلم کیارستمی، تعامل اندیشه‌های فیلسوف پست‌مدرنیست فرانسوی و نگاه سینمایی کیارستمی را جلوه‌گر می‌کند.

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را ببینید.

 

متفکران و هنرمندان دو گروه ممتاز و منحصربه‌فرد هر فرهنگ و تمدنی هستند؛ آنها به واسطۀ نگرش خاص خود به وضعیت سرزمین و فرهنگ‌شان به صورت آگاهانه آثاری از خود بر جای می‌گذارند که می‌تواند از دغدغه‌های روزمره و شاید آتی سرزمین و فرهنگ خود فراتر رود و طرحی نو آفریند. تبیین مسئله و صورت‌بندی آن نگرش‌ها، چه در قالب مطلب و کتاب و چه در قالب یک اثر هنری، می‌تواند اقلیم اندیشگی سرزمینی را به سوی دیگر ببرد و جهانی دیگری به روی افراد روزگار خود بگشاید. در این میان عباس کیارستمی از جمله هنرمندانی است که توانست در چند دهه با خلق آثار منحصری در سینما و قرارگرفتن در مقام هنرمندی مطرح، شهرت و اعتباری جهانی بیابد.

کیارستمی یک‌تنه سیری ویژی در عالم سینمای ایرانی به وجود آورده و بخش مهمی از سینمای ایران را به خود اختصاص داده است. او با به‌کاربستن قواعدی ویژه، مجموعۀ ارزشمندی از آثار سینمایی برای مخاطبان خود به جای گذاشته که برای هر رهرو تازه‌نفس علاقمند به سینما نگرش مفید و ارزنده‌ای است. کیارستمی کارگردانی است که نگاهی دیگرگونه به رویدادها و مسائل پیرامون ما دارد و تنها سینماگر ایرانی است که در مراسم «صدمین سال تولد سینما» نامش در کنار بزرگ‌ترین کارگردان‌های جهان قرار گرفته است. او از زمان تولید فیلم کوتاه «نان و کوچه» در سال 1349 تا فیلم «مثل یک عاشق» در سال 1391 سینمای متفاوتی داشته است. اگرچه او هوشمندی و صراحت ویژه‌ای در درک مخاطب دارد، توانسته سینمای دیگری از تکنیک و فن خارق‌العاده در برابر تماشاگر امروز خود قرار دهد. سینمای او دغدغه‌های روزمرۀ زندگی را کنار می‌گذارد و طعم معنای زندگی را به مخاطب خود می‌چشاند؛ سینمایی که فلسفه نمی‌بافد اما چنان رفتار، نگرش و تأویل فلسفی‌ای در مقابل چشمان تماشاگر قرار می‌دهد که نمی‌توان از معنای آن فرار کرد و خاطرۀ گفتگوهای بازیگران و افسون رنگ‌ها و درک حقیقت بدیهی زندگی را توهم دانست.

سینمای کیارستمی قابلیت بحث و بررسی موضوعات فلسفی را در نهاد خود دارد. بدین لحاظ ژان لوک نانسی، فیلسوف فرانسوی، سعی نموده با نگارش کتاب "بداهت فیلم" جهان فلسفی سینمای کیارستمی را مورد کاوش قرار دهد.

"بداهت فیلم" اثری است که هم قرائت سینمایی نانسی را مشهود می‌سازد و هم افزون بر بررسی نمونه‌ای از هفت فیلم کیارستمی، تعامل اندیشه‌های فیلسوف پست‌مدرنیست فرانسوی و نگاه سینمایی کیارستمی را جلوه‌گر می‌کند. "بداهت فیلم" نانسی در بردارنده برخی از عناصر نقادانه برای پیش‌برد زیبایی‌شناسی نوین است اما از آنجایی که این اثر بیشتر طرحی هنری است تا پرداختی آکادمیک، کوشش بیشتری نیاز هست تا اهمیت قیاس‌های منطقی تئوری فیلم را در آن بیابیم.

در این کتاب مؤلف سعی کرده تا به تبیین تأویل‌های فلسفی در سینمای کیارستمی بر پایه آراء فلسفی ژان لوک نانسی بر پایه مفهوم‌های "بداهت"، "ذات واقع" و "نگاه و تصویر" و در انتها "معنای زندگی" بپردازد. همچنین مؤلف سعی کرده در این کتاب به بررسی لایه‌های فلسفی سینمای کیارستمی و تأویل‌های آن بر اساس روش و متد نانسی و امکان‌پذیری فلسفه سینما بر اساس آراء و اندیشه‌های موجود در سینمای ایران بپردازد. بر این اساس مؤلف معتقد است که سینمای ایران می‌تواند راه و منش جدیدی در تفکرات فلسفی به خصوص با پشتوانه معرفتی، فرهنگی و تمدنی که دارد بازگشایی کند، در این کتاب نیز سعی بر آن است که با بررسی سینمای کیارستمی و تأویل‌هایی که از سوی ژان لوک نانسی صورت گرفته این سینما را مورد بازاندیشی قرار داد. بنا بر باور نویسنده این کتاب ما می‌توانیم بر اساس روش‌ها و بینش‌های فلسفی آثار هنری را مورد بررسی قرار دهیم و با طرح ایده‌های نوین راهی به سوی خلق آثار هنری با مبانی فلسفی بگشاییم.

نوع مواجهه نانسی با سینمای کیارستمی، نه مواجهه‌ای از سرذوق و نه از سر برخورد اتفاقی بود، او دربارۀ انتخاب آثار کیارستمی نوشته است: «با آنکه بداهت فیلم خودش را بر من قبولانده بود و عزم من را برای گزیدن فیلمی ـ که تا سرحد امکان تازه باشد ـ برانگیخته بود، دلم نمی‌خواست به تاریخ سینما برگردم و نوعی تاریخ بنویسم؛ چون از یک‌سو شناخت من از این تاریخ زیاد از حد اندک است و از سوی دیگر گوشه‌ای از غالب نگاه‌های واپس‌نگر به سینما، حسرت خوشایندی به گذشته دارد».

نانسی در کشاکش نوع سینمای کیارستمی به این نتیجه می‌رسد که در مورد کیارستمی نباید به دنبال «ژانر» فیلم بگردم یا دنبال سبک او، شخصیت یا اصالت سینمای او؛ بلکه باید بیشتر دنبال این باشم که سینما چگونه در آثار او وجود خودش را اثبات می‌کند. یعنی به یک معنا سینما چگونه خودش، خودش را به کرسی می‌نشاند و این مسئله‌ای بود که با قضیه، سبک‌ها و انتخاب‌های سینماتوگرافیک، با موضوع رابطه‌ای که نگران تاریخ سینما و آینده‌اش باشد، به کلی فرق داشت. اینجا بیشتر با نوعی افتتاح سروکار داریم؛ افتتاحی که البته پر بود از همه، آنچه در صدساله هنر هفتم گذشته بود مثل این بود که می‌خواهیم بگوییم سینما دوباره شروع می‌شود یا دنباله سینما همانا سرآغاز آن است.

نانسی از سوی دیگر کیارستمی را به گونه‌ای خاص می‌نگرد که او یک کارگردان مانند دیگر کارگردان‌ها نیست، بلکه «کیارستمی اعتبار یک شاهد ممتاز را دارد. شاهدی بر اینکه سینما تجدید حیات می‌کند. یعنی سینما دوباره به آن چیزی که هست نزدیک می‌شود. درحالی که همواره همان را به پرسش می‌نهد. با کیارستمی یک جهان، یک نوع فرهنگ جهانی چیزی که در گذشته تمدن می‌گفتند، تغییر وضع و رفتار می‌دهد. درست نیست که این فرهنگ را فقط همان تمدن تصویری بدانیم که از منظر یک دید افلاطونی مبتذل و واگرا تشریح شده، بلکه بحث بر سر جهانی دیگر است که به خودش شکل‌های دیگر می‌دهد و می‌کوشد ذات خودش را در آن شکل‌ها بیابد».

آنچه نویسنده در این کتاب در پی آن است، تبیین تأویل‌های فلسفی در سینمای کیارستمی بر پایۀ آثار ژان لوک نانسی است. بنابراین در ابتدا نگاهی انداخته به آراء و اندیشه‌های عباس کیارستمی و ژان لوک نانسی و در ادامه تأویل‌های فلسفی نانسی از سینمای کیارستمی را بر اساس مفاهیمی چون بداهت، ذات واقع، نگاه و تصویر و در انتهای معنای زندگی به بوتۀ معرفی و نقد کشانده است.

فهرست مطالب کتاب:

مقدمه

عباس کیارستمی؛ آثار و آراء

ژان لوک نانسی؛ آثار و آراء

گام نخست: کیارستمی در مقام سینماگر اندیشمند

گام دوم: نسبت فلسفه و فیلم؛ راهی به سینمای کیارستمی

گام سوم: تأویل‌های سینمایی و پدیدارشناسی

گام چهارم: سینمای بداهت

گام پنجم: درنگی در فلسفۀ ذات واقع در سینما

گام ششم: حرکت در سینما

گام هفتم: نوعی نگاه

گام هشتم: زندگی ادامه دارد

منابع