PDF
بازدید 165 بار
چهارشنبه 29 دی ماه 1395

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

تحایف الابرار فی ذکر اولیاء الاخیار (در ذکر احوال و کرامات عرفای هند)
تحایف الابرار فی ذکر اولیاء الاخیار (در ذکر احوال و کرامات عرفای هند)
نویسنده: ابومحمد مسکین بن محی‌الدین الحنفی الکبروی سرهندی
مصحح: عیوض هوشیار، یوسف بیگ‌باباپور
ناشر: مکتب اسنوند
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: مراغه
تیراژ: 500
شابک : 2ـ29ـ7875ـ600ـ978
تعداد صفحات: 852
خلاصه: این کتاب در ردیف تذکره‌های علمای هند است و افزون بر آنکه فواید تراجمی و شخصیت‌شناسی و شناخت رجال متصوفۀ هند می‌تواند داشته باشد، به عنوان یک اثر ادبی فارسی در هند از سدۀ 14 قمری محسوب می‌شود. این دوره از تاریخ هند مملو از آثاری از این دست است.
تحایف الابرار فی ذکر اولیاء الاخیار (در ذکر احوال و کرامات عرفای هند)
کتاب
تحایف الابرار فی ذکر اولیاء الاخیار (در ذکر احوال و کرامات عرفای هند)
نویسنده: ابومحمد مسکین بن محی‌الدین الحنفی الکبروی سرهندی
مصحح: عیوض هوشیار، یوسف بیگ‌باباپور
ناشر: مکتب اسنوند
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: مراغه
تیراژ: 500
شابک : 2ـ29ـ7875ـ600ـ978
تعداد صفحات: 852
خلاصه: این کتاب در ردیف تذکره‌های علمای هند است و افزون بر آنکه فواید تراجمی و شخصیت‌شناسی و شناخت رجال متصوفۀ هند می‌تواند داشته باشد، به عنوان یک اثر ادبی فارسی در هند از سدۀ 14 قمری محسوب می‌شود. این دوره از تاریخ هند مملو از آثاری از این دست است.

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را ببینید.

 

این کتاب در ردیف تذکره‌های علمای هند است و افزون بر آنکه فواید تراجمی و شخصیت‌شناسی و شناخت رجال متصوفۀ هند می‌تواند داشته باشد، به عنوان یک اثر ادبی فارسی در هند از سدۀ 14 قمری محسوب می‌شود. این دوره از تاریخ هند مملو از آثاری از این دست است.

مؤلف آن ابومحمد مسکین بن محی‌الدین الحنفی الکبروی سرهندی، فرزند ملا محمدشاه (درگذشتۀ 1307 ق) و او خلف حافظ احمدشاه احمدی بود که روی ارادت به شیخ احمد یسوی داشتند و از نقشبندیان شبه قاره بودند. مؤلف تألیف این کتاب را به سال 1310 قمری آغاز کرده است. در قسمتی از شرح حال خود که در پایان کتاب آورده می‌نویسد: «... مع عقاید با محبان پیش والد ماجد خود خواندم بعد آن چند نسخۀ عربی و فارسی از پیش آخوند شاه امام مسجد محلۀ گاو کدل خواندم و برای مشق کردن و اصلاح گرفتن نزد بابا صدیق الله در گجنی رفتم و سه چهار ماه به کردن مشق و خواندن سبق مشغول بودم. پس به قسمت آب و لانه به جانب پنجاب جهت سیاحت و حصول تعلیم نهضت کردم و مدت یک سال و نیم در آن حدود به سر برده، در شهر لاهور مقام یافت و از خدمت پیر عبدالله پیشاوری که فاضل وقت بود به تعلیم و تلقین مستفید گردیدم، چون از آنجا باز پس به وطن مألوف خود رجوع نمودم چندین مدت بیکار مانده بودم پس به ترغیب والد ماجد در حضور جناب میرواعظ حاجی محمد یحیی صاحب مرحوم به خواندن حدیث و فقه و .... اشتغال ورزیدم و از فرزندان سعادت‌نشان ایشان هم حتی المقدور تعلیم یافته، جزاءهم الله خیرالجزاء».

این کتاب افزون بر شرح حال عرفا، امتیاز دیگری که بر کتب هم‌طراز خود دارد، تحفۀ ششم آن است که در شرح حال شعرای فارسی‌گوی عصر خود است.

هر چند نویسنده به تعصب با اهل تشیع مخاصمه داشته، اما اشعاری چند در آن در منقبت ائمۀ هدی (ع) آمده که از جمله در شرح حال ملامهری است که این شعر را نیز از آن شاهد آورده است:

مرتضی پادشه کشور عالی نسبی‌ست                         آفتابی‌ست که برج شرفش دوش نبی‌ست

اصل کتاب در دو جلد به نگارش درآمده که در ده تحفه به این ترتیب آمده است: جلد اول مشتمل بر هفت تحفه و جلد دوم دربردارندۀ سه تحفه. تحفۀ اول در بیان احوالات حضرات سادات عالی‌درجات؛ تحفۀ دوم در ذکر ریشیان عالی شأن؛ تحفۀ سوم در تبیین احوال مشایخان و صالحان رفعت‌مکان؛ تحفۀ چهارم در تذکره علمای حقانی و فضلای ربانی؛ تحفۀ پنجم در بیان حالات مجذوبان؛ تحفۀ ششم در بیان حالات شعرا؛ تحفۀ هفتم در بیان تبرکات مبارکه و مکانات محترمه؛ تحفۀ هشتم در بیان حالات سلاطین؛ تحفۀ نهم در بیان جغرافیا و تحفۀ دهم در بیان حلت و حرمت جانوران و ادویات و غیره.