PDF
بازدید 631 بار
یکشنبه 03 بهمن ماه 1395

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

چهار عاشقانه
چهار عاشقانه
نویسنده: نزار قبانی، آنا آخماتووا، ناظم حکمت و پابلو نرودا
مترجم: احمد پوری
ناشر: چشمه
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1500
شابک : 8ـ508ـ229ـ600ـ978
تعداد صفحات: 346
خلاصه: این کتاب مجموع چهار کتابی است که در گذشته ترجمه و منتشر شده است.
چهار عاشقانه
کتاب
چهار عاشقانه
نویسنده: نزار قبانی، آنا آخماتووا، ناظم حکمت و پابلو نرودا
مترجم: احمد پوری
ناشر: چشمه
تاریخ چاپ: 1395
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1500
شابک : 8ـ508ـ229ـ600ـ978
تعداد صفحات: 346
خلاصه: این کتاب مجموع چهار کتابی است که در گذشته ترجمه و منتشر شده است.

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را ببینید.

 

این کتاب مجموع چهار کتابی است که در گذشته ترجمه و منتشر شده است. «هوا را از من بگیر خنده‌ات را نه» سروده پابلو نرودا، «تو را دوست دارم چون نان و نمک» سروده ناظم حکمت، «در بندر آبی چشمانت» سروده نزار قبانی و «خاطره‌ای در درونم است» سروده آنا آخماتوا  عنوان چهار کتابی است که در  قالب یک کتاب منتشر شده است.

نزار قبانی را به حق بزرگ‌ترین عاشقانه‌سرای شعر عرب در عصر حاضر می‌دانند. عموی او ابوخیل (1836ـ 1902) از چهره‌های جنجالی و برجستۀ تئاتر عرب بود که یک‌تنه علیه سنت‌های عقب‌مانده و دست‌وپاگیر تئاتر عرب شورید. آزارها و سنگ‌اندازی‌های حسودان و سنت‌پرستان او را مجبور به ترک وطن کرد و بقیۀ عمر او در مصر گذشت. نزار قبانی پرچمی که عمویش بر زمین نهاده بود را بلند کرده و با هنجارستیزی و سنت‌شکنی در شعر عرب جنجال بزرگی در ادبیات عرب‌زبان به پا کرد.

در یکی از اشعاری که از نزار قبانی در این کتاب آورده شده، می‌خوانیم:

من درخت آتشم، پیام‌دار آرزو،                                  سخنگوی پنجاه میلیون عاشق

اندوه‌گساران در آغوش من آرام می‌گیرند                     گاه برایشان کبوتری می‌سازم           و گاه بوتۀ یاسی

دوستان،                                     من زخمی هستم که هرگز               سلطۀ خنجر را نپذیرفت

ناظم حکمت شاعر دیگری است که دفتر «تو را دوست دارم چون نان و نمک» او در این کتاب آورده شده است. ناظم حکمت پیشگام شعر نو ترکیه در 1902 در سالونیک به دنیا آمد. او چند بار به اتهام همکاری با نشریات چپ‌گرا دستگیر و هر بار به مدتی زندان محکوم شد. در 1938 به اتهام واهی شرکت در یک کودتای نظامی دستگیر و طی دو محاکمه به 35 سال زندان محکوم شد. دوازده سال از این مدت را در چند زندان ترکیه سپری کرد. در طول این مدت اشعار و نوشته‌های او مخفیانه از زندان خارج می‌شد و به دست دوست‌‌دارانش می‌رسید که بخشی از این اشعار به زبان‌های اروپایی ترجمه شده و آوازۀ ناظم از مرزهای ترکیه فراتر رفته بود. سرانجام با کوشش روشنفکران جهان کمیتۀ بین‌المللی «آزادی ناظم» تشکیل شد و ناظم به دنبال فعالیت این کمیته از زندان آزاد شد و به توصیۀ رفقایش شبانه از ترکیه گریخت و پس از سیزده سال زندگی در غربت، در مسکو درگذشت و همان جا هم به خاک سپرده شد.

در یکی از اشعار این دفتر می‌خوانیم:

«ابرها در گذرند، سنگین از اخبار                   نامه‌ای که نرسیده در دستم مچاله می‌شود

قلبم در سر مژه‌هایم                       خیره در جاده‌ای که از من دور می‌شود          

می‌خواهم فریاد زنم: پیرایه              پیرایه» (ص 106)

سومین دفتر این مجموعه با عنوان «خاطره‌ای در درونم است» از آنا آخماتووا است. او در سال 1889 در اودسا روسیه به دنیا آمد. از دوران نوجوانی شعر سرود و نخستین شعر او در 1907 در نشریۀ روسی‌زبان سیریوس ـ چاپ پاریس ـ منتشر شد. آخماتووا نزدیک به چهل سال بی‌آنکه امیدی به چاپ آثارش داشته باشد، به سرودن اشعار و نوشتن پرداخت. اشعار او بیشتر به صورت دست‌نویس میان علاقمندانش پخش می‌شد. او در 1946 به اتهام بی‌توجهی به ارزش‌های انقلاب و مخالفت با آنها از شورای نویسندگان شوروی اخراج شد. در 1964 جایزۀ معتبر ادبی ایتالیا را دریافت کرد و در همین سال دانشگاه آکسفورد به او دکترای افتخاری داد. در سال 1966 در بیمارستانی حوالی مسکو درگذشت و در لنینگراد به خاک سپرده شد.

اولین شعر او که در این کتاب آورده شده با عنوان «هر دو روی بالش» اینگونه است:

هر دو روی بالش              دیگر داغ شده است.

دومین شمع می‌میرد                      و صدای کلاغان               بلندتر می‌شود.

امشب را نخوابیده‌ام                       فکر خواب نیز دیگر دیر است.

کرکره بر پنجره                            چه تاب‌ستیزانه سفید است.

صبح به‌خیر! (ص 186)

آخرین دفتر از این کتاب، دفتر شعر «هوا را از من بگیر خنده‌ات را نه» از پابلو نرودا یکی از پرخواننده‌ترین شعرای عصر حاضر است. او در 1904 در پارال شیلی به دنیا آمد. اولین مجموعه شعرش را در هفده سالگی منتشر کرد، اما سومین کتاب او با عنوان "بیست شعر عاشقانه و یک ترانۀ اندوه‌زا" نام او را به عنوان شاعری درخشان بر سر زبان‌ها انداخت. اشعار اجتماعی و عاشقانۀ او بدون استثنا پس از انتشار توفان به پا می‌کردند و به سرعت به چاپ‌های متعدد می‌رسیدند. برای او شعر به صورت همۀ زندگی درآمده بود و لحظه‌ای از سرودن آن باز نمی‌ایستاد. در سال 1973 چند روز پس از قتل سالوادور آلنده، در خانۀ خود در ایسلانگرا از دنیا رفت. در طول سال‌های پس از مرگش او هنوز یکی از پرخواننده‌ترین شاعران در زبان خود و زبان انگلیسی است و کتاب‌های او در زبان‌های مختلف هر سال به چاپ می‌رسند.

در قسمتی از آخرین شعر دفتر نرودا که پایان‌بخش این کتاب به شمار می‌رود، می‌خوانیم:

و این نامه به پایان می‌رسد              بی‌اندوهی

پاهای من بر روی زمین محکم‌اند،                دست من این نامه را در جاده می‌نویسد،

و در میانۀ زندگی               همیشه               در کنار یاران خواهم بود، رویاروی دشمن

با نام تو بر دهانم               و بوسه‌ای که هرگز                        از من جدا نشد. (ص 346)