PDF
بازدید 1919 بار
سه شنبه 08 فروردین ماه 1396

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

سیاست‌نامه
سیاست‌نامه
نویسنده: نظام الملک ابوعلی بن حسین بن علی بن اسحاق طوسی
مصحح: سمائه دلیرکوهی
ناشر: تیرگان
تاریخ چاپ: 1391
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 7ـ68ـ5330ـ600ـ978
تعداد صفحات: 300
خلاصه: سیاست‌نامه که آن را سیرالملوک یا پنجاه فصل خواجه خوانده‌اند، یکی از ماندگارترین و شیواترین کتاب‌هایی است که در اواخر سدۀ پنجم توسط خواجه نظام الملک در پنجاه فصل نوشته شده است.
سیاست‌نامه
کتاب
سیاست‌نامه
نویسنده: نظام الملک ابوعلی بن حسین بن علی بن اسحاق طوسی
مصحح: سمائه دلیرکوهی
ناشر: تیرگان
تاریخ چاپ: 1391
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 7ـ68ـ5330ـ600ـ978
تعداد صفحات: 300
خلاصه: سیاست‌نامه که آن را سیرالملوک یا پنجاه فصل خواجه خوانده‌اند، یکی از ماندگارترین و شیواترین کتاب‌هایی است که در اواخر سدۀ پنجم توسط خواجه نظام الملک در پنجاه فصل نوشته شده است.

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را در بالای صفحه ببینید.

 

سیاست‌نامه که آن را سیرالملوک یا پنجاه فصل خواجه خوانده‌اند، یکی از ماندگارترین و شیواترین کتاب‌هایی است که در اواخر سدۀ پنجم توسط خواجه نظام الملک در پنجاه فصل نوشته شده است.

نویسندۀ این کتاب ابوعلی حسن بن علی بن اسحاق ملقب به نظام الملک در سال 408 قمری در یکی از روستاهای توس خراسان به دنیا آمد. دوران کودکی‌اش را در شهر توس گذراند و در همان جا به تحصیل علوم پرداخت. در یازده سالگی قرآن را فراگرفت و سپس در توس و نیشابور و مرو فقه شافعی و حدیث آموخت و چندی بعد در شهر بلخ به خدمت ابوعلی به شادان درآمد و به دبیری وی اشتغال جست.

اما اجداد و نیاکان خواجه نظام الملک از دهقانان بزرگ آن روزگار بیهق بودند و پدرش ابوالحسن علی در زمان سلطان محمود غزنوی با حکمران خراسان همکاری نزدیک داشته است. بعدها به ادارۀ امور مالی و حکومتی توس انتخاب شد و ظاهراً خواجه نظام الملک در آن منطقه متولد شد و بعدها به توسی شهرت یافت.

مؤلف سیاست‌نامه روزگارانی را در کنار ابوعلی بن شادان حاکم بلخ بود و زیرنظر او به شغل دیوانی پرداخت تا اینکه آلب‌ارسلان بلخ را زیر سلطۀ خود گرفت و علی بن شادان وزیر ایشان شد و به تبع او خواجه در دستگاه آلب‌ارسلان وارد شد. اما آلب‌ارسلان در سال 455 به جای عم خود طغرل اول، به سلطنت رسید و چون در ذی‌الحجۀ 456 وزیر طغرل اول یعنی عمیدالملک، ابونصر منصور بن محمد کندری نیشابوری را کشت، در سیزدهم همین ماه خواجه را مستقلاً به وزارت خود برداشت و خواجه از این زمان تا دهم رمضان 485 که کشته شد، در وزارت آلب‌ارسلان و ملک‌شاه با نهایت استقلال و اقتدار بر جا بود.

خواجه نظام الملک حدود سی سال به عنوان وزیر در کنار آلب‌ارسلان و ملک‌شاه سلجوقی حضور داشت و در ادارۀ امور کشور و فتح سرزمین‌های دیگر و حتی در سرکوب مخالفان این دو پادشاه از خود تدبیرهای زیادی نشان داد و موجب شهرت و عالم‌گیربودن این دو پادشاه شد.

در زمان پیری خواجه نظام الملک پسران او وارد دستگاه حکومتی شدند؛ اما به دلیل نفوذ خواجه گاهی سوءاستفاده‌هایی از مناصب و نفوذ درباری خود کردند تا جایی که موجب خشم ملک‌شاه و اختلاف بین این پادشاه و خواجه نظام الملک شد.

بسیاری از نزدیکان خواجه و سلطان ملک‌شاه هم از این اختلاف سوءاستفادۀ فراوانی کردند و تلاش کردند تا خواجه توسط پادشاه عزل شود؛ اما ملک‌شاه به عزل خواجه در دوران پیری هم رضایت نداد تا اینکه در زمانی که خواجه به همراه ملک‌شاه از اصفهان عازم بغداد بود، در نزدیکی کرمانشاه شخصی در لباس صوفیان که برخی نقل کرده‌اند از فداییان اسماعیلی بوده است، خود را به خواجه نزدیک کرد و با ضرب کارد او را مجروح نمود و خواجه در دهم رمضان 485 به دلیل همین جراحت جان سپرد و جسد او را به اصفهان منتقل کرده و در آنجا به خاک سپردند.

کتاب سیاست‌نامه نه تنها در حوزۀ سیاست و کشورداری مشهور است، بلکه در حوزۀ ادبی نیز از اهمیت فراوانی برخوردار است. ملک‌الشعرای بهار دربارۀ این کتاب می‌نویسد: «سبک این کتاب اختلاطی است بین تاریخ بلعمی و تاریخ بیهقی، یعنی از حیث روانی و سهولت عبارت و ایجاز شبیه به نثر بلعمی است؛ ولی از حیث لغات و اصطلاحات تازه و داشتن کنایات و استعارات و روشنگری اطراف و جوانب هر موضوع به تاریخ بیهقی شبیه است.

خود خواجه در مقدمۀ کتاب دربارۀ سبب نوشتن سيرالملوک اينگونه نوشته است: "بنده، حسين التوسی، چنين گويد که چون تاريخ سال چهارصد و نه آمد، پروانۀ اعلی سلطانی شاهنشاهی ... به بنده و ديگر بندگان برسيد، که هر يک در معنی ملک انديشه کنيد و بنگريد تا چيست که در عهد و روزگار ما نه نيک است و بر درگاه و در ديوان و مجلس ما شرط آن به جای نمی‌آرند، يا بر ما پوشيده است، و کدام شغل است که، پيش از اين، شرايط آن به جای می‌آورده‌اند و ما تدارک آن نمی‌کنيم، و نيز هر چه آز آيين و رسم ملوک است و در روزگار گذشته بوده است، از ملوک سلجوق بينديشيد و روشن بنويسيد و بر رأی ما عرضه کنيد تا در آن تأمل کنيم و بفرماييم تا پس از اين کارهای دينی و دنياوی بر آيين خويش رود..."