PDF
بازدید 1069 بار
پنجشنبه 08 تیر ماه 1396

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

رو در رو با اینگمار برگمان (برای من، فیلم یعنی چهره)
رو در رو با اینگمار برگمان (برای من، فیلم یعنی چهره)
نویسنده: رافائل شارگل
مترجم: فریما مؤیدطلوع
ناشر: نیلوفر
تاریخ چاپ: 1393
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1100
شابک : 4ـ610ـ448ـ964ـ978
تعداد صفحات: 384
خلاصه: در این کتاب برگمان از مراحل مختلف کار و وجوه فراوان حرفه‌اش می‌گوید و چهره‌ای سرگرم‌کننده سرشار از زندگی، شگفت‌انگیز و در عین حال متفکر، عمیق و پیچیده از خود و فیلم‌هایش آشکار می‌کند.
رو در رو با اینگمار برگمان (برای من، فیلم یعنی چهره)
کتاب
رو در رو با اینگمار برگمان (برای من، فیلم یعنی چهره)
نویسنده: رافائل شارگل
مترجم: فریما مؤیدطلوع
ناشر: نیلوفر
تاریخ چاپ: 1393
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1100
شابک : 4ـ610ـ448ـ964ـ978
تعداد صفحات: 384
خلاصه: در این کتاب برگمان از مراحل مختلف کار و وجوه فراوان حرفه‌اش می‌گوید و چهره‌ای سرگرم‌کننده سرشار از زندگی، شگفت‌انگیز و در عین حال متفکر، عمیق و پیچیده از خود و فیلم‌هایش آشکار می‌کند.

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را در بالای صفحه ببینید.

 

در این کتاب برگمان از مراحل مختلف کار و وجوه فراوان حرفه‌اش می‌گوید و چهره‌ای سرگرم‌کننده سرشار از زندگی، شگفت‌انگیز و در عین حال متفکر، عمیق و پیچیده از خود و فیلم‌هایش آشکار می‌کند.

اگر فراموش کنی این یک بازی است که تو به عنوان فیلم‌ساز داری ادای واقعیت را در‌می‌آوری، آن‌وقت دچار خودفریبی وحشتناکی می‌شوی.

اینگمار برگمان (2007ـ1918) در قلمرو فیلم‌سازان بزرک جهان جایگاهی مسلّم دارد. با این وجود نام او ناعادلانه تداعی‌گر تصاویری است سرشار از ملال و نومیدی و منتقدان و مخاطبان آثارش اغلب، شوخ‌طبعی و سرزندگی موجود در توت‌فرنگی‌های وحشی، صحنه‌هایی از یک ازدواج، فانی و الکساندر و بسیاری دیگر از فیلم‌هایش را نادیده می‌گیرند. تمامی فیلم‌های او با مسائلی مانند ایمان، اخلاق و مرگ سروکار دارند.

در این مجموعه کارگردان از مراحل مختلف کار و وجوه فراوان حرفه‌اش می‌گوید و چهره‌ای سرگرم‌کننده، سرشار از زندگی شگفت‌انگیز و در عین حال متفکر، عمیق و پیچیده از خود و فیلم‌هایش آشکار می‌کند.

برگمان در طی این مصاحبه‌ها که همگی توسط نویسندگان، منتقدان و فیلم‌سازان مهمی از جمله جیمز بالدوین، میچیکو کاکوتانی، جان سایمون و ویلگوت شومان انجام شده، دیدگاه گسترده‌ای را وصف می‌کند که گواه علاقه و نزدیکی اوست به بزرگانی چون شکسپیر، ایبسن و داستایفسکی.

اولین مصاحبه در سال 1957 انجام شده، وقتی تازه ساخت شاهکارش مهر هفتم را تمام کرده و آخرین آنها در سال 2002 که مهیای کارگردانی آخرین فیلمش ساراباند می‌شود.

رافائل شارگل گردآورندۀ این مجموعه، منتقد فیلم و استاد فیلم و ادبیات در پراویدنس کالج است.

این نوشته‌ها طی یک بازۀ زمانی بیست‌و سه ساله گردآوری شده‌اند و با این وجود جالب است که همه‌شان به یک نفر بر می‌گردند. در همۀ آنها برگمان، فیلم‌ساز بزرگ که موضوع این کتاب است قدی نسبتاً بلند و جثه‌ای متوسط دارد و ساده و بی‌آلایش است.

نویسندۀ نخست او را باابهت می‌خواند دومی معمولی و سومی مرموز. بعد از بررسی دقیق‌تر هر سه تغییر عقیده می‌دهند و او تبدیل می‌شود به آدمی تسخیر‌شده اساساً بی‌آلایش و متکبر. شاید هر کدام آنها تنها با درکی نسبی به برگمان نزدیک شده‌اند. کاکوتاتی متوجه رفتارهای حساب‌شده‌ای می‌شود که مری‌من آنها را نمی‌بیند و بالدوین نظاره‌گر اشتیاق اصیل اوست که از نگاه کاکوتاتی پنهان مانده است.

این تفاوت‌های چشمگیر همگی نشان می‌دهند که ارزیابی برگمان در یک یا حتی چند ملاقات غیرممکن بوده است. به هر حال او مجموعه‌ای چشمگیر از فیلم‌هایی را خلق کرد که هر کدام با دیگری متفاوت و در عین حال بازتاب دغدغه‌های گوناگون‌اند از جمله بازی نور روی خشکی و آب تقابل توصیف‌ناپذیر طبیعت شخصیت و جست‌وجوی رستگاری از طریق ارتباط با خدا و انسان‌های دیگر. آیا انتظار داریم از خلال این گفت‌وگوها شخصی پدیدار شود غیر از آدمی که نقاب‌های مختلف به چهره می‌زند کسی که گاهی حتی با خودش نیز در تضاد است و در عین حال همیشه متفکر و مشتاق؟

این گردآوری فرصتی به ما می‌دهد تا درکی از برگمان به عنوان موجودی اجتماعی پیدا کنیم. در این مجموعه او دائم از میل و اشتیاقش به خلق همراه با مشارکت دیگران می‌گوید. او دلیل گرایش‌اش به سینما و تاتر را مشارکتی‌بودن این هنرها می‌داند.

مصاحبه نیز در زمرۀ هنرهای مشارکتی قرار دارد و هر چند برگمان اغلب سربه‌سر طرف گفت‌وگو می‌گذارد و دست‌‌اش می‌اندازد به خصوص وقتی به انگلیسی و با آمریکایی‌ها صحبت می‌کند، اما به‌ندرت از پاسخ‌دادن طفره می‌رود.

برگمان به‌خصوص در نیمۀ دوم زندگی‌اش خودش و هنرش را به طور حرفه‌ای برای عموم توصیف می‌کند. او در اواخر دهۀ هشتاد و اوایل دهۀ نود دو زندگی‌نامه نوشت: یکی از جزئیات تجربه‌های شخصی و دیگری در مورد زندگی حرفه‌ای‌اش. فیلم فانی و الکساندر 1980 که در تبلیغات به عنوان خداحافظی او با دنیای سینما مطرح شد، در واقع سرآغازی بود بر فیلم‌هایی که با بخش‌هایی از رندگی او یا والدین‌اش سروکار داشتند و همگی ناملایمات خلق هنرمندانه را بازنمایی می‌کردند.

این کتاب بیش از آنکه برگمان آسوده را نشان دهد، حالات روحی صنعتگری را آشکار می‌کند که فرضیه‌های شخصی و زیبایی‌شناختی‌اش گاهی دچار فراز و فرود می‌شوند و گاهی ثابت می‌مانند.

این کتاب از حدود شصت سالی که برگمان در سینما فعال بوده، چهل‌وپنج سال را شکار می‌کند و آرشیوی است از نظرات و دل‌مشغولی‌های او از سال 1957 یعنی یک سال بعد از موفقیت چشمگیر مهر هفتم تا سال 2002 که خودش را برای فیلم‌برداری ساراباند آماده می‌کرد.

سؤال‌کردن از برگمانی که در سال 1957 در حد یک اسطوره بود قطعاً وظیفۀ دشواری بوده است. مصاحبه‌کننده‌ها به شکل اجتناب‌ناپذیری تجربۀ ملاقات با او را از صافی نتیجه‌گیری‌های گذشته‌شان در مورد کار و شهرت‌اش می‌گذراندند. آنها به ندرت موفق می‌شدند از تأثیر انبوه نقدهای نوشته‌ شده به قصد رمز‌گشایی اسرار او جلوگیری کنند.

در این کتاب هرچند که مصاحبه‌کننده‌ها مستقیماً به زندگی عشقی او نمی‌پردازند، اما در گوشه و کنار در مورد ناسازگاری والدین‌اش، پنج ازدواج، روابط عاشقانه‌اش با هنرپیشه‌ها که سه نفر از آنها (بیبی اندرشون، هریت اندرشون و لیو اولمان) اعضای جدایی‌ناپذیر تیمش بودند و حتی بعد از جدایی با برگمان به همکاری ادامه دادند، کندوکاو می‌کنند. 

موضوع دیگری که در گفت‌وگوها مکرر به آن پرداخته شده، تأثیراتی است که برگمان از دیگران گرفته است. فیلم‌هایش سرشارند از اشاراتی به نمایشنامه‌نویسانی مثل شکسپیر، مولیر، ایبسن، استریندبرگ که او کارهایشان را روی صحنه برده، ولی هرگز از آنها اقتباس سینمایی نکرده است.

در مجموع برگمان خودش را انسانی معرفی می‌کند که پا بر شانۀ غول‌های گذشته قرار داده، ولی هیچ هم‌ردۀ معاصری ندارد. تک‌رویی که صنعتش را از اساتید پیشین آموخته، ولی بعد از آن کاملاً کار خودش را کرده است. در این متن مشخص می‌شود چرا او از کار کارگردان‌های جوانی که برای اصالت کارش تهدیدی به شمار نمی‌آیند، خیلی راحت تعریف می‌کند. اصرار برگمان بر اینکه او و نیکویست «هیچ شیوۀ بخصوصی برای فیلم‌برداری» ندارند، شکل دیگری از ادعای عدم وابستگی اوست به تمامی روش‌های معصر و غیرقابل تقلید بودن مطلق‌اش.

در این کتاب برگمان، بازیگوش، به طرز سرسختانه‌ای خودساخته، متواضع، وابسته به کشورش، خوش‌گذران، طعنه‌زن و جذاب به نظر می‌رسد؛ ویژگی‌هایی که در شخصیت‌ها و لحن فیلم‌هایش منعکس شده است.

فهرست مطالب کتاب:

مقدمه

گاه‌شمار زندگی ارنست اینگار برگمان

فیلم‌شناسی

تنش‌های برگمان/ ویلگوت شومان

پروتستانی اهل شمال/ جیمز بالدوین

گزیده‌هایی از دفتر ال آی 36: خاطراتی همراه برگمان/ ویلگوت شومان

مصاحبه با اینگمار برگمان/ سینتیا گرنیه

برگمان: «برای من فیلم یعنی چهره»/ آنیکا هولم

اینگمار برگمان در فارو مجدداً فیلم می‌سازد/ بریت حمدی

مصاحبه با اینگمار برگمان/ لارش اولوف لوتوال

گفت‌وگو با برگمان/ جان سایمون

در مرز کشوری بسیار غریب زندگی می‌کنم/ ریچارد مری‌من

ملاقاتی با اینگمار برگمان/ آلوارز

گفت‌وگو دربارۀ فیلم/ مؤسسۀ امریکن‌فیلم

اینگمار برگمان هنگام کار/ جیمز جیکوبز

رودررو با اینگمار برگمان/ ویلیام ولف

اینگمار برگمان: خلاصۀ یک زندگی در فیلم/ میچیکو کاکوتانی

برای برگمان، پیچشی جدید در عشقی قدیمی/ استیو لوهر

بهترین نیات برگمان/ لاسه بری ستروم

رودررو با یک عمر آفرینش/ آلن رایدینگ

رویارویی با اینگمار برگمان/ یان آگد