PDF
بازدید 827 بار
سه شنبه 05 بهمن ماه 1395

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

تاریخ شفاهی مطبوعات ایران: گفت‌وگوهایی با پیشکسوتان روزنامه‌نگاری و مجله‌نگاری
تاریخ شفاهی مطبوعات ایران: گفت‌وگوهایی با پیشکسوتان روزنامه‌نگاری و مجله‌نگاری
نویسنده: سیدفرید قاسمی، علی دهباشی با همکاری طوبی ساطعی
ناشر: ققنوس
تاریخ چاپ: 1393 (چاپ دوم)
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 660
شابک : 5ـ495ـ311ـ964
تعداد صفحات: 246
خلاصه: این کتاب دربردارندۀ هشت گفت‌وگو با پیشکسوتان روزنامه‌نگاری و مجله‌نگاری ایران است؛ گفتگوهایی که هر یک گوشه‌ای از زوایای تاریخ مطبوعات ایران در نیم سدۀ اخیر را روشن می‌سازد.
تاریخ شفاهی مطبوعات ایران: گفت‌وگوهایی با پیشکسوتان روزنامه‌نگاری و مجله‌نگاری
کتاب
تاریخ شفاهی مطبوعات ایران: گفت‌وگوهایی با پیشکسوتان روزنامه‌نگاری و مجله‌نگاری
نویسنده: سیدفرید قاسمی، علی دهباشی با همکاری طوبی ساطعی
ناشر: ققنوس
تاریخ چاپ: 1393 (چاپ دوم)
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 660
شابک : 5ـ495ـ311ـ964
تعداد صفحات: 246
خلاصه: این کتاب دربردارندۀ هشت گفت‌وگو با پیشکسوتان روزنامه‌نگاری و مجله‌نگاری ایران است؛ گفتگوهایی که هر یک گوشه‌ای از زوایای تاریخ مطبوعات ایران در نیم سدۀ اخیر را روشن می‌سازد.

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را در بالای صفحه ببینید.

 

این کتاب دربردارندۀ هشت گفت‌وگو با پیشکسوتان روزنامه‌نگاری و مجله‌نگاری ایران است؛ گفتگوهایی که هر یک گوشه‌ای از زوایای تاریخ مطبوعات ایران در نیم سدۀ اخیر را روشن می‌سازد.

مطبوعاتیان تاریخ‌سازان مطبوعاتند و دانسته‌هایشان از صحنه و پشت صحنۀ روزنامه‌ها و مجله‌ها، خواندنی، ماندنی و پراهمیت است. برای وقوف به زوایای پنهان و نیمه‌پنهان تاریخ مطبوعات افزون بر منابع مختلف باید به سراغ دست‌اندرکاران روزنامه‌ها و مجله‌ها رفت و برای ثبت آنجه در سینه دارند، با آنان به گفت‌وگو نشست و یادداشت‌هایشان را مکتوب کرد. چرا که دسترسی به منابع دست اوّل و استفاده از آنها قدم نخست برای نگارش تاریخ یک واقعه یا یک دورۀ خاص است. دربارۀ بعضی از موضوعات و وقایع تاریخ معاصر ایران منبع قابل استنادی وجود ندارد. گردآوری اسناد و مکاتبات و سایر مدارک اطلاعاتی در مورد هر واقعه یا یک دورۀ خاص، تهیۀ سرگذشت‌نامه‌های خودنوشت، گفت‌وگو با برخی از افراد دربارۀ زندگی و خاطرات حرفه‌ایشان، بیان گزارش یک واقعه به وسیلۀ عامل وقوع و مطلعان و یا نگارش تک‌نگاری‌ها تا حدودی معضل کمبود و نبود را در این زمینه برطرف می‌سازند و موجب می‌شوند که گوشه‌هایی از زوایای تاریک تاریخی روشن گردند.

بیش از 167 سال خورشیدی از عمر روزنامه‌نگاری به مفهوم امروزی و حدود 98 سال از انتشار نخستین پژوهش مستقل دربارۀ مطبوعات ایران می‌گذرد. به رغم کوشش‌ها و پژوهش‌های ارجمندی که در این زمینه انجام پذیرفته‌اند، هنوز دربارۀ برخی از وقایع مطبوعاتی اثر قابل استنادی در دست نیست. از میان هزاران روزنامه‌نگار که از آغاز تاکنون در مطبوعات اشتغال داشته‌اند، شمار اندکی خاطرات و مشاهدات خود را به رشتۀ تحریر در آورده‌اند. اگر روزنامه‌نگار جوانی برای گفت‌وگو دربارۀ سرگذشت و حیات حرفه‌ای یک روزنامه‌نگار به سراغ او برود معمولاً خواهد شنید که: «خبر و مطلب نداری که آمده‌ای با من گفت‌وگو کنی!» یا آن مثل قدیم را خواهد آورد که «سلمانی‌ها که بی‌کار می‌شوند سر هم را می‌تراشند!» و نظایر اینها.

در حالی که مطبوعاتیان تاریخ‌سازان این عرصه‌اند و شاهدان عینی بسیاری از رویداد‌ها بوده‌اند. اینان یا عامل وقوع یک واقعۀ مطبوعاتی بوده‌اند یا از مطلعان پراطلاع محسوب می‌شوند. پس باید به سراغشان رفت و دیده‌ها و شنیده‌هایشان را ثبت کرد. گردآورندگان این مجموعه از همین رو با این باور به دیدارشان رفته‌اند و با آنان به گفت‌وگو نشسته‌اند. حاصل این نشست‌ها هشت گفت‌وگوست که در این دفتر آورده شده است. از جمله ایرج افشار در پاسخ به سؤالی دربارۀ خاطراتی از دوران سردبیری مجلۀ سخن، در صفحۀ 78 کتاب می‌گوید: محل ادارۀ سخن اول که من رفتم، آنجایی بود که هم اکنون شرکت بیمه است. کمی بالاتر از مبدان مخبرالدوله. دکتر خانلری مدت اجاره‌اش آنجا سر آمده بود و نمی‌توانست بماند. خودش هم نمی‌رسید که دنبال دفتر بگردد. به من گفت: برو و یک جا پیدا کن. نزدیک چهارراه کالج که نزدیک خانۀ خودم بود، آپارتمانی متعلق به دوستم هارونیان بود. این عمارت را تازه ساخته بود. از او خواستم به اجاره بدهد. گفت: من به روزنامه و مجله و این چیزها اجاره نمی‌دهم. گفتم آقای دکتر خانلری استاد دانشگاه و معاون وزارت کشور است. گفت: بدار، استاد و اینها را من نمی‌شناسم. گفتم: چه بکنیم حالا؟ گفت: شخص خودت می‌توانی اجاره کنی با آقای خانلری به طور مشترک که هر کدامتان پول ندادید، از دیگری بگیرم. اجاره‌نامه را هم طوری نوشتند که به اسم مجلۀ سخن نبود. به اسم ما دو نفر بود. برای اینکه هرکدام اجاره را ندادیم، دیگری بدهد. رفتیم و امضا کردیم. هارونیان تلقی‌اش از فرهنگ این بود که به روزنامه‌نویس و مجله‌نویس محلّ اجاره ندهد. چند سال دفتر سخن آنجا بود. من بعد از دوسال یا سه سال کار در مجلۀ سخن به فرنگ رفتم.

فهرست مطالب و گفت‌وگوهای کتاب:

مقدمه

گفت‌وگو با غلامحسین صالحیار

گفت‌وگو با سیف‌الله وحیدنیا

گفت‌وگو با نعمت‌الله جهانبانویی

گفت‌وگو با ایرج افشار

گفت‌وگو با محمدعلی سفری

گفت‌وگو با دکتر علی بهزادی

گفت‌وگو با مسعود برزین

گفت‌وگو با خسرو شاهانی