PDF
بازدید 1228 بار
دوشنبه 11 اردیبهشت ماه 1396

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

به‌گزینۀ شعر عرفی شیرازی: شاعر سبک هندی در آغاز دورۀ صفوی
به‌گزینۀ شعر عرفی شیرازی: شاعر سبک هندی در آغاز دورۀ صفوی
نویسنده: به کوشش سیدعلی موسوی گرمارودی
ناشر: هرمس
تاریخ چاپ: 1392
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 8ـ823ـ363ـ964ـ978
تعداد صفحات: 150
خلاصه: این کتاب دربرگیرندۀ زندگی‌نامۀ عرفی شیرازی از شاعران سبک هندی در آغاز دورۀ صفوی و گزیده‌ای از اشعار اوست.
به‌گزینۀ شعر عرفی شیرازی: شاعر سبک هندی در آغاز دورۀ صفوی
کتاب
به‌گزینۀ شعر عرفی شیرازی: شاعر سبک هندی در آغاز دورۀ صفوی
نویسنده: به کوشش سیدعلی موسوی گرمارودی
ناشر: هرمس
تاریخ چاپ: 1392
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 8ـ823ـ363ـ964ـ978
تعداد صفحات: 150
خلاصه: این کتاب دربرگیرندۀ زندگی‌نامۀ عرفی شیرازی از شاعران سبک هندی در آغاز دورۀ صفوی و گزیده‌ای از اشعار اوست.

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را در بالای صفحه ببینید.

 

در تاریخ شعر فارسی شاعران خوش‌قریحه‌ای یافت می‌‌شوند که درخور جایگاه بلند شعر خود قدر نیافته‌اند. عرفی شیرازی شاعر آغاز دورۀ صفوی یکی از آنهاست. از میان 270 شاعر ایرانی عصر صفویه که به هند رفته‌اند، پس از صائب، تنها چند تن برجسته‌اند و عرفی بی‌گمان از نخستین برجستگان این دوره است.

جمال الدین عرفی شیرازی در سال 936 هـ.ق در شیراز زاده شد. در زادگاه خود تحصیل دانش کرد و در دکّان میرمحمود طرحی که مرکز اجتماع شاعران بود، به نشست و برخاست با ادیبان روی آورد. در بیست سالگی به آبله دچار شد و چهرۀ زیبایی که داشت، مجدّر شد و صاحب همان دکان در هجو او سرود:

دیگر نتوان جمال سیدی را دید                     از آبلۀ فرنگ، ای همنفسان

در سال 996 هـ.ق دیوانی مشتمل بر 26 قصیده، 270 غزل و 700 قطعه و رباعی ترتیب داد؛ در حالی که پیش از آن 6000 بیت از شعرهایش را گم کرده بود. عرفی در شوال سال 999 هـق در شهر لاهور بدرود حیات گفت.

عرفی میان شاعران دوره‌ای بالید که شعر فارسی در گذار از مکتب وقوع به سبک هندی رسیده بود. او یکی از شاعران برجستۀ آغاز دورۀ صفویه و سبک «وقوع ـ هندی» است؛ اما در شعر او می‌توان ردپای سبک عراقی (به ویژه سعدی) و حتی خراسانی را نیز سراغ گرفت.

به نظر مقدمه‌نویس کتاب، از میان نه قالب شعری که در دیوان عرفی یافت می‌شود؛ یعنی قصیده، قطعه، مثنوی، ترکیب، ترجیع، غزل، رباعی، قطعه و مثنوی، به ترتیب قصیده و سپس غزل او برجستگی دارد. از 52 قصیده‌ای که در دیوان او نمایان است، موضوع نوزده قصیده توحید و نعت پیامبر اکرم (ص) و مدح امام علی (ع) و نوزده قصیدۀ دیگر مدح اکبرشاه و سه تن دیگر از حکمرانان هند است و موضوع بقیۀ قصاید عبارت است از: پند و اندرز، تفاخر، حسب حال، عزت نفس و مذمت می، شکایت از وضع زمان، وصف کشمیر و چیستان برای شمع.

عرفی در قصاید خود استواری لفظ و فخامت زبان خراسانی و شور و سوز بیان عراقی را با نازک‌خیالی و مضمون‌گرایی سبک هندی و ترکیبات استعاری شگرفی که زاییدۀ قریحۀ سرشار اوست، یک‌جا جمع آورده است. بیشتر مطلع‌های قصاید او بسیار زیبا و باشکوه است و مثل فرود از آبشاری بلند توی دل را خالی می‌کند:

صبحدم چون بر دمد دل، صور شیون‌زای من               آسمان صحن قیامت گردد از غوغای من

یا:

بیا که با دلم آن می‌کند پریشانی                               که غمزۀ تو نکرده‌ست با مسلمانی

غزلیات عرفی هم به لحاظ مضمون‌یابی هندی‌ترند و هم در همان حال سرشار از طراوت و ترنم غزل‌های سبک عراقی‌اند:

گر نخل وفا بر ندهد، چشم تری هست                       تا ریشه در آب هست، امید ثمری هست

آن دل که پریشان شود از نالۀ بلبل                           در دامنش آویز که با وی خبری هست

عرفی مانند اغلب معاصرین خود شاعری فاضل و باسواد و محیط به علوم و معارف عصر خود بود و همین سبب شد که شعر او آمیخته به اصطلاحات علوم و مطالب نظری و در نتیجه از حد فهم متعارف قدری دورتر و بالاتر باشد.

در پایان غزلی از عرفی شیرازی:

چرا خجل نکند چشم اشکبار مرا                               که آرزوی دل آورده در کنار مرا

به راه عشق بگیرم زشوق بال و پری                          که نی پیاده شمارند و نه سوار مرا

نه رام مردم اهلم نه صید مرشد شهر                          نشسته‌ام که نسیمی کند شکار مرا

ز بیم فتنۀ شادی چو کودکان همه عمر                       غمت گرفته در آغوش و در کنار مرا

میا به ملک عدم یا چنان مکن عرفی                          که بی‌غمی بشناسد دران دیار مرا