PDF
بازدید 1288 بار
پنجشنبه 08 تیر ماه 1396

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

ترجمۀ السواد الاعظم
ترجمۀ السواد الاعظم
نویسنده: ابوالقاسم اسحاق بن محمد حکیم سمرقندی
مصحح: ترجمه به دستور امیر نوح سامانی به اهتمام عبدالحی حبیبی با مقالۀ احمد طاهری عراقی
ناشر: دانشگاه تهران
تاریخ چاپ: 1393
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 1ـ6627ـ03ـ964ـ978
تعداد صفحات: 250
خلاصه: این کتاب كتابی است در باب اعتقادات و مسائل دینی اسلامی و شرعی.
ترجمۀ السواد الاعظم
کتاب
ترجمۀ السواد الاعظم
نویسنده: ابوالقاسم اسحاق بن محمد حکیم سمرقندی
مصحح: ترجمه به دستور امیر نوح سامانی به اهتمام عبدالحی حبیبی با مقالۀ احمد طاهری عراقی
ناشر: دانشگاه تهران
تاریخ چاپ: 1393
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 1ـ6627ـ03ـ964ـ978
تعداد صفحات: 250
خلاصه: این کتاب كتابی است در باب اعتقادات و مسائل دینی اسلامی و شرعی.

برای دیدن بخشی از صفحات کتاب، لینک فایل پی دی اف (pdf) را در بالای صفحه ببینید.

 

این کتاب كتابی است در باب اعتقادات و مسائل دینی اسلامی و شرعی. در این كتاب كه ترجمۀ آن به فرمان امیر نوح سامانی در سال 370 ق انجام شد، از اندیشه‌های كلامی ماتریدی حمایت شده است و این اندیشه‌ها با حاكمیت هر نوع پادشاهی سازگاری از خود نشان می‌دهد.

کتاب در 61 مسئله با مقدمه و خاتمه آورده شده است. این 61 مسئله در اصول عقاید است و مسائل کلامی چون صفات خدا و ازلیت و ابدیت او، مرتبۀ پیامبران، معراج و صراط و بهشت و دوزخ و نکیر و منکر و ....؛ ولی از فقه نیز پاره‌ای مسائل در این کتاب آمده است و برخی از فروع مذهب بیان شده است، مسائلی که محل اختلاف فقیهان است و اهل سنت راست عموماً و حنفیان را خصوصاً.

ابواب و مسائل کتاب نه توالی عقلی دارد و نه علمی. مسائلی پراکنده از این سوی و آن سو در اعتقادیات. ایجاز و اطناب نیز به شیوه‌ای منطقی استوار نیست که گاهی معضله‌ای مبهم و دشوار به کوتاهی آمده و مسئله‌ای روشن و آشکار به درازی.

استدلالات بیشتر بر پایۀ نقل است تا عقل، یعنی کتاب و سنت و گاه روایتی و حکایتی. مطالب کتاب گذشته از فواید زبانی و ادبی از دو رو سودمند است: نخست از نظر سیر علوم اسلامی و تاریخ کلام و دیگر از نگاه پژوهش اجتماعی و مطالعۀ اندیشه‌ها و پندارهای مردمان آن زمان.

در ابتدای کتاب آمده است: اما بدانک سبب تصنیف این کتاب آن بود: که بی‌راهان و مبتدعان و هواداران بسمرقند و بخارا و ماوراءالنهار بسیار شدند. پس ائمه و فقها و علماء سمرقند و بخارا و ماوراءالنهر گرد آمدند و گفتند: آبا و اجداد تا بودند، بر طریق سنت و اجماع بوده‌اند. اکنون هواهای مختلف پیدا شد و ما را جای ترس است، این سخن را به امیر خراسان رسانیدند.

امیر عادل اسماعیل بفرمود: مر عبدالله بن ابی جعفر را و باقی فقها را که بیان کنید مذهب راست و طریق سنت و جماعت، آنکه پدران ما بر آن بوده‌اند. پس ائمه و او اشارت کردند به خواجه ابوالقاسم سمرقندی و آن را گفتند: پیدا کن ما را راه راست سنت و جماعت آنکه پیغمبر علیه السلام بر آن بود و بفرمود تا تصنیف کرد این کتاب را بتازای. و بنزدیک امیر خراسان آورد و عرضه کرد همه پسندیدند و گفتند: راه راست سنت و جماعت اینست.

پس امیر خراسان بفرمود که این کتاب را بپارسی گردانید تا چنانکه خاص را بود عام را نیز بود و منفعت کند و مذهب را نیکو بدانند و از هوا و بدعت دور باشند.