بازدید 854 بار
یکشنبه 03 بهمن ماه 1395

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

آرتور شوپنهاور
آرتور شوپنهاور
نویسنده: مایکل تنر
مترجم: خشایار دیهیمی
ناشر: ماهی
تاریخ چاپ: 1389
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 2500
شابک : 6_58_7948_964_978
تعداد صفحات: 72
خلاصه: این كتاب بررسی مختصری است از اندیشه‌ها، جهان‌بینی و زندگی آرتور شوپنهاور، فیلسوف مشهور قرن هجدهم.
آرتور شوپنهاور
کتاب
آرتور شوپنهاور
نویسنده: مایکل تنر
مترجم: خشایار دیهیمی
ناشر: ماهی
تاریخ چاپ: 1389
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 2500
شابک : 6_58_7948_964_978
تعداد صفحات: 72
خلاصه: این كتاب بررسی مختصری است از اندیشه‌ها، جهان‌بینی و زندگی آرتور شوپنهاور، فیلسوف مشهور قرن هجدهم.

آرتور شوپنهاور یكی از جالب‌ترین چهره‌ها در تاریخ فلسفه است، هرچند در زمرۀ بزرگ‌ترین فیلسوفان قرار نمی‌گیرد. آدمی بسیار بدعنق بود و شخصیتش تضادی قوی و آشكار با نظرش دربارۀ زندگی و زیستن داشت؛ ولی به هر حال این واقعیت ربطی به ارزیابی صحت نظر او ندارد و هرگاه توجه جدی به نظرش شود، اصلا آن را باید نادیده گرفت.

نوشته‌های شوپنهاور نوشته‌هایی بسیار ادبی است؛ او همچون رمان‌نویس‌ها، از تجربه‌های شخصی‌اش از زندگی مایه و الهام می‌گیرد و در كنار برخی مثال‌های بسیار عجیب و غریب، مثال‌های ساده و معمولی بسیار می‌آورد. نثر او بسیار قدرتمند و فصیح بود و تا آنجا که متافیزیکش اجازه می‌داد، عاری از اصطلاحات فنی فلسفی. همچنین ارجاعات او به آثار فلسفی و ادبی غرب و تا حدودی حتی شرق بسیار زیاد بود و حیطۀ واقعاً حیرت‌انگیزی را دربر می‌گرفت.

شوپنهاور صاحب فرهنگی گسترده و عظیم و مشاهده‌گری زیرک بود که دست‌کم دردناک‌ترین جنبه‌های زندگی را دریافته بود و غم‌انگیزترین جنبه‌های آن را بیشتر با تحقیر و تنفر تا با همدلی و همدردی ثبت می‌کرد؛ البته در نوشته‌هایش شور و سودایی چندگانه به چشم می‌خورد که غالباً جنبۀ منفی قدرتمندی دارد.

در نوشته‌های شوپنهاور همیشه این نکته آشکار است که زندگی در نظرش مصیبت‌بار، عبث و در بیشتر موارد حقیقتاً وحشتناک است. با این حال حرارت و جوش و خروش نوشته‌ها تأثیری متضاد به جا می‌گذارد: آدم احساس می‌کند اگر کسی اعتنا و دلبستگی بسیار زیادی به زندگی نمی‌داشت، این همه جد و جهد نمی‌کرد و به خود زحمت نمی‌داد؛ اما تا حدودی همین تضاد میان پیامی که مدام تکرار می‌شود و شیوۀ بیان آن است که به نوشته‌های شوپنهاور قدرت و قوت می‌دهد و بیشتر از نظر ادبی تا فلسفی جذاب و افسون‌سازشان می‌کند؛ زیرا در فلسفه سبک فقط تا همین حد مطرح است که فهم دقیق ممکن شود.

شوپنهاور بر خلاف بسیاری از فیلسوفان، مهم‌ترین چیز دربارۀ خویشتن را این نمی‌داند که خویشتن گیرندۀ داده‌های جهان خارج است و این داده‌ها را به نحو مقتضی با صورت‌های ذاتی و درونی شناختن فرا می‌آورد، بلکه خویشتن را در وهلۀ نخست همچون چیزی می‌داند که جهان را درک می‌کند تا اثر خود را بر آن بگذارد، تغییرش دهد و آن را خادم امیال آرزوهای شخصی‌اش بکند. رنه دکارت خویشتن را در وهلۀ نخست «چیزی متفکر» می‌دانست و تجربیون آن را دریافت‌کنندۀ منفعل داده‌هایی می‌دانستند که امیدوار بودند ذهن را از سرشت طبیعت بیاگاهاند؛ حال آنکه شوپنهاور اولویت را به این واقعیت می‌داد که شخص هر چیزی را در شکل و وضعی خاص می‌خواهد و می‌پسندد و بیشترین نیرویش را صرف همین می‌کند که هر چیزی را به شکل مطلوب خود درآورد و نه صرف شناختن آن.