بازدید 1043 بار
سه شنبه 08 فروردین ماه 1396

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

سهراب، مرغ مهاجر
سهراب، مرغ مهاجر
نویسنده: پریدخت سپهری
ناشر: طهوری
تاریخ چاپ: 1389(چاپ نهم)
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 2200
شابک : 5_1_90079_964_978
تعداد صفحات: 125
خلاصه: در این کتاب نویسنده که خواهر سهراب است، خاطرات زندگی برادرش را بازمی‌گوید.
سهراب، مرغ مهاجر
کتاب
سهراب، مرغ مهاجر
نویسنده: پریدخت سپهری
ناشر: طهوری
تاریخ چاپ: 1389(چاپ نهم)
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 2200
شابک : 5_1_90079_964_978
تعداد صفحات: 125
خلاصه: در این کتاب نویسنده که خواهر سهراب است، خاطرات زندگی برادرش را بازمی‌گوید.

«سهراب سپهری» شاعر و نقاش بزرگ ایران در 15 مهرماه سال 1307 شمس در کاشان به دنیا آمد. پدرش، اسدالله سپهری کارمند اداره پست و تلگراف کاشان بود. وی خانواده‌ای مذهبی و اهل شعر و هنر داشت و به دلیل پرورش در چنین خانواده‌ای بود که وی نیز به نقاشی روی آورد. پدر سهراب در دوران نوجوانی وی به بیماری فلج مبتلا و سپس در سال 1341 درگذشت و مادر وی ماه‌جبین سپهری معروف به "فروغ ایران" نیز پس از بیماری همسرش در اداره پست و تلگراف مشغول به کار شد.

سهراب سپهری در سال 1312 شمسی تحصیلات دوره ابتدایی خود را آغاز کرد و از همین زمان به ورزش، نقاشی، خط و شعر علاقه بسیار پیدا کرد و در خرداد ماه سال 1319، ششم ابتدایی را در دبستان خیام (مدرس) کاشان به پایان برد.
سهراب مهرماه در همان سال تحصیلات متوسطه در دبیرستان پهلوی کاشان را آغاز کرد و در خرداد ماه سال 1322 دوره اول متوسطه را به پایان رساند و پس از آن به دانشسرای مقدماتی تهران رفت. وی پس از فارغ التحصیلی از دانشسرای مقدماتی پسران پس از یک دوره دوساله به استخدام اداره فرهنگ کاشان درآمد.
این شاعر نامی کشورمان در شهریور سال 1327 در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره دبیرستان خود را دریافت کرد. پس از دریافت مدرک دیپلم به تهران آمد و در دانشکده هنرهای زیبایی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم‌زمان با آن به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد. پس از 8 ماه از شرکت نفت استعفا داد و در همان زمان به سال 1330 نخستین مجموعه شعر نیمایی خود را به نام "مرگ رنگ" منتشر کرد.

در سال 1332 از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و نشان درجه اول عملی را دریافت کرد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و دومین مجموعه شعر خود با عنوان "زندگی خواب‌ها" را منتشر کرد و پس از آن در آذر ماه 1332 در اداره کل هنرهای زیبا در قسمت موزه ها شروع به کار کرد و در هنرستان هنرهای زیبا نیز به تدریس مشغول شد. پس از آن مدتی نیز در اداره کل اطلاعات وزارت کشاروزی به سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال 1337 نائل شد و از سال 1340 نیز شروع به تدریس در هنرکده هنرهای تزئینی نمود.

سهراب هنرمندی جستجوگر، تنها، کمال‌طلب، فروتن و خجول بود که دیدگاه انسان‌مدارانه‌اش بسیار گسترده و فراگیر بود. وی سرانجام در اول اردیبهشت سال 1359 در تهران دیده از جهان فروبست و در کاشان در جوار امامزاده سلطانعلی ابن محمد باقر (ع) به خاک سپرده شد.

سهراب دعوت روزنامه‌ها و مجله‌ها را برای مصاحبه هرگز نمی‌پذیرفت. در روز افتتاح نمایشگاه‌هایش، چه انفرادی و چه گروهی شرکت نمی‌کرد؛ زیرا صاحبان گالری از شخصیت‌هایی دعوت به عمل می‌آوردند و سهراب می‌گفت: «آنها برای دیدن کارهایم می‌آیند، با من کاری ندارند». روزی خبرنگار یکی از روزنامه‌های عصر تهران تلفن کرد و از او به عنوان برندۀ جایزۀ اول «بی ینال» وقت مصاحبه خواست. سهراب در پاسخ گفت: «روزنامۀ شما روزنامۀ خبری است و شما صلاحیت گفتگو پیرامون هنر را ندارید و فقط می‌توانید گزارش و خبر بی‌ینال را در روزنامه‌تان منعکس کنید».

سهراب دوستدار مردم بود و به انسان‌ها عشق می‌ورزید. همه را پاک، درست و بی‌شائبه می‌انگاشت و به همه اعتماد داشت. اگر کسی از او چیزی می‌خواست یا خواهشی می‌کرد، نمی توانست و نمی خواست پاسخ منفی دهد. اغلب روز پس از شروع نمایشگاه آثارش، بر چند تابلوی برجستۀ مورد توجه دوستان، علامت «فروخته شد» می‌زد و آنها را می‌بخشید.

بخش عمده‌ای از کتاب‌هایی که سهراب مطالعه می‌کرد، در کتابخانۀ خصوصی برادرش زنده یاد منوچهر وجود داشت. در این کتابخانۀ نه هزار جلدی، دیوان اشعار و آثار شعرا و عرفا و فلاسفۀ بزرگ ایران، فرهنگ‌های مختلف لغت و نیز شاهکارهای ادبی جهان و کتاب‌های بسیاری در زمینه‌های گوناگون دیده می‌شد که اغلب آنها با نظر و پیشنهاد سهراب، در طول سال‌ها خریداری و جمع‌آوری شده بود. سهراب کتاب‌هایی دربارۀ ذن به زبان‌های دیگر داشت. مولوی را بزرگ‌ترین شاعر و عارف تمام دوران‌های تاریخ شرق می‌شناخت و شیفتۀ شعرهای شورانگیز دیوان شمس بود. غزلیات حافظ را نیز به دیدۀ اعجاب و تحسین می‌نگریست. کتاب‌هایی در زمینۀ نقاشی، معماری و حتی پزشکی و ریاضیات هم در کتابخانه‌اش نمایان بود.

در این کتاب سه نامه از سهراب و همچنین خاستگاه تعدادی از شعرهای سهراب آورده شده است.

فهرست مطالب کتاب بدین ترتیب است:

یادداشت نویسنده

عبور باید کرد

دلم عجیب گرفته

آغاز زندگی

باغ ما شاید قوسی از دایرۀ سبز سعادت بود

سرگرمی‌های دوران کودکی

باغ ما جای گره‌خوردن احساس و گیاه

باغ ما در طرف سایۀ دانایی بود

زندگی در آن وقت حوض موسیقی بود

من به ایوان چراغانی دانش رفتم

خصوصیات اخلاقی

منابع مطالعۀ سهراب

سهراب و نقاشی

زادگاه صدای پای آب

زادگاه شعر مسافر

بیماری و پرواز

ضمیمه: نامه‌های سهراب