بازدید 1215 بار
یکشنبه 04 تیر ماه 1396

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

جان جهان: مجموعه شعر فاطمه جهانگرد «جهان کرمانی»
جان جهان: مجموعه شعر فاطمه جهانگرد «جهان کرمانی»
نویسنده: فاطمه جهانگرد
مصحح: به کوشش منوچهر شجاعی
ناشر: مرکز کرمان شناسی
تاریخ چاپ: 1387
مکان چاپ: کرمان
تیراژ: 2000
شابک : 4_30_9908_964_978
تعداد صفحات: 616
خلاصه: فاطمه جهانگرد «جهان كرمانی» شخصیتی ممتاز بود كه عاشقانه در زمینه‌های مختلف فرهنگی، ادبی، مطبوعاتی و برنامه‌های آموزشی تدریس و در امور خیریه فعالیت خستگی‌ناپذیر داشت و مجموعه‌های مختلفی را تألیف، تدوین و مقالات علمی زیادی در باب مسائل ادبی از خود بر جا گذاشت.
جان جهان: مجموعه شعر فاطمه جهانگرد «جهان کرمانی»
کتاب
جان جهان: مجموعه شعر فاطمه جهانگرد «جهان کرمانی»
نویسنده: فاطمه جهانگرد
مصحح: به کوشش منوچهر شجاعی
ناشر: مرکز کرمان شناسی
تاریخ چاپ: 1387
مکان چاپ: کرمان
تیراژ: 2000
شابک : 4_30_9908_964_978
تعداد صفحات: 616
خلاصه: فاطمه جهانگرد «جهان كرمانی» شخصیتی ممتاز بود كه عاشقانه در زمینه‌های مختلف فرهنگی، ادبی، مطبوعاتی و برنامه‌های آموزشی تدریس و در امور خیریه فعالیت خستگی‌ناپذیر داشت و مجموعه‌های مختلفی را تألیف، تدوین و مقالات علمی زیادی در باب مسائل ادبی از خود بر جا گذاشت.

زنده‌یاد فاطمه جهانگرد را باید به حق وارث بزرگان و ستارگانی مانند لاله خاتون، بیجه كرمانی و بی‌بی حیاتی دانست که به مدد عشق به میهن، شهر و زادگاه و همدردی با آلام بشریت و انزجار از تباهی و ویرانی پیام و اندیشه والای خود را در قالب قصیده، غزل، قطعه، مثنوی، رباعی، چهارپاره و شعر نو از مرزهای تیره و تار بخل و آز و حسد و ناامیدی گذراند و بی‌تردید به گوش تمام صاحب‌دلان و عاشقان در قرن‌های آینده رساندند و نام خود را برای همیشه در تاریخ در زمرۀ نیک‌اندیشان این دیار ثبت و ضبط نمود. فاطمه جهانگرد «جهان كرمانی» شخصیتی ممتاز بود كه عاشقانه در زمینه‌های مختلف فرهنگی، ادبی، مطبوعاتی و برنامه‌های آموزشی تدریس و در امور خیریه فعالیت خستگی‌ناپذیر داشت و مجموعه‌های مختلفی را تألیف، تدوین و مقالات علمی زیادی در باب مسائل ادبی از خود بر جا گذاشت.

آنچه پیش از هر موضوع دیگر در «جان جهان» نمایان است، تجلیات ایمان و مراتب اعتقادات معنوی «جهان کرمانی» است:

سحر که بر لب من می‌رود ترانۀ دوست                      قیامتی کنم از یاد عاشقانۀ دوست

خدا خدا کنم آنقدر تا به جان شنوم                 شمیم گرم نفس‌های نازدانۀ دوست

وی نه تنها با بهره‌گیری از نمادهای اسطوره‌ای، قصیده‌ای زیبا در فضیلت زن ایرانی رقم می‌زند، بلکه با بهره‌گیری از تاریخ و نشان‌دادن قهرمانی‌های یک زن کرمانی «نخستین قصیده» ابعاد قدرت روحی زنان را به پیش چشمشان می‌آورد و با نوعی هوشمندی پیام و پند «جهان» را از قول «زمانه» بیان می‌دارد:

شعر بی‌اندیشه کی گویم که شور شعر من                    شاهدی از شورش اندیشۀ والاستی

سر در یوزگی و خواری و خواهش نتوانم                      بر من آزادگی آموخته این نغمه‌سرایی

جهان کرمانی در بیشتر غالب‌ها همچون: قصیده، غزل، مثنوی، رباعی، ترجیعات، چهارپاره و نمونه‌های آزاد طبع‌آزمایی کرده است. در قالب قصیده، قصه‌ای جانسوز از اراده و فداکاری در سرود گرفته و به خوبی به پایان برده است. در غزل‌ها زبانش ساده و خالی از عیوب لفظی و معنوی است، با آنکه در اوزان مختلف عروضی و قوافی دیریاب و ردیف‌های گاه دشوار، طبع‌آزمایی کرده است، با نهایت پختگی از عهده بر آمده است و نه خطای عروضی در اوزانش مشهود است و نه لغزش‌های قافیه‌ای؛ با این همه سروده‌هایش هم مشحون و مزین به صورت‌های ملایم خیال به ویژه تشبیهات بدیع و گاه بکر است، هم آراسته به ارسال‌المثل‌های ملموس و آشنا و هم برخی التزام‌های ظریف و بازی‌های لفظی همراه با نوعی و تکربرواک، هم بر مفاهیم مرسوم رنگی نو می‌زند و هم ابتکارات زیبا و دلاویزی در جهت خلق مضامین و ابداع ترکیبات تازه از خود نشان می‌دهد.

«جهان» به سبب شغل شریفش «دبیری ادبیات» و ذوق سرشارش به شعر و ادب، در آثار استادان شعر فارسی تعمقی تمام دارد؛ چنان‌که نشانه‌های این آگاهی در جای‌جای دیوانش بر اهل نظر پوشیده نیست؛ مثلاً تأثیر ناصرخسرو، نظامی، ایرج، پروین، حمیدی شیرازی و بیش از همه حافظ را در شعر او می‌شود مشاهده کرد و یکی از ارزش‌های کار او همین است که بر اسالیب مختلف شعر راستین متکی است و به همین دلیل در اشعار وی واژه‌های ناهمگون و ترکیبات کم‌رمق نمی‌توان یافت و در گزینش اوزان نیز تناسب مضامین با آهنگ عروضی اشعار او آشکار است.

آنچه به شعر وی بها می‌بخشد آن است که احساس و اندیشۀ او در بسیاری از سروده‌هایش تفرد و ابتکار وی را نشان می‌دهد. عشق به ایران، عشق به بشریت، عشق به کرمان و بیزاری از تباهی و بدی و ددی، جلوه‌های خوش‌رنگی است که در نگاه نخستین، تحسین سخن‌شناس را نسبت به وی بر می‌انگیزد و سورده‌های او را حق به جانب و خواندنی‌تر می‌سازد.

عرفان‌گرایی جهان کرمانی در جای به جای بسیاری از اشعارش نمودار شده، به ویژه در شعرهایی که از شاعرانی چون حافظ و مولوی یاد کرده و نمونه‌های آن «بر تربت حافظ» و با «یاد مولانا» است. درون‌مایۀ شعرهای او به راستی فراوان و گوناگونند؛ ولی در همۀ شعر های او گرایش‌ها، آماج‌ها و آرمان‌های اخلاقی و انسانی موج می‌زند و نکته‌هایی که وی به صورت شعر در آورده، به فراخور خود شیرین و شنیدنی‌اند. تنوع در سازگان نیز از ویژگی‌های شعر جهان کرمانی است زیرا او در بیشتر شکل‌های شعر سنتی و کلاسیک ایرانی طبع‌‌آزمایی کرده است. شعرهای او ساده، شیرین و روانند و آکنده از گزاره‌های اخلاقی و استوار بر مهر و وفا.