بازدید 1338 بار
سه شنبه 08 فروردین ماه 1396

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

هنر انتزاعی از مجموعۀ جنبش‌های هنر مدرن
هنر انتزاعی از مجموعۀ جنبش‌های هنر مدرن
نویسنده: مل گودینگ
مترجم: حسن افشار
ناشر: مرکز
تاریخ چاپ: 1392
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 0_186_213_964_978
تعداد صفحات: 114
خلاصه: هنر مجرد یا هنر انتزاعی يا آبستره به هنری اطلاق می‌شود که هیچ صورت یا شکل طبیعی در جهان در آن قابل شناسایی نیست و فقط از رنگ و فرم‌های تمثیلی و غیرطبیعی برای بیان مفاهیم خود بهره می‌گیرد.
هنر انتزاعی از مجموعۀ جنبش‌های هنر مدرن
کتاب
هنر انتزاعی از مجموعۀ جنبش‌های هنر مدرن
نویسنده: مل گودینگ
مترجم: حسن افشار
ناشر: مرکز
تاریخ چاپ: 1392
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 0_186_213_964_978
تعداد صفحات: 114
خلاصه: هنر مجرد یا هنر انتزاعی يا آبستره به هنری اطلاق می‌شود که هیچ صورت یا شکل طبیعی در جهان در آن قابل شناسایی نیست و فقط از رنگ و فرم‌های تمثیلی و غیرطبیعی برای بیان مفاهیم خود بهره می‌گیرد.

هنر مجرد یا هنر انتزاعی يا آبستره به هنری اطلاق می‌شود که هیچ صورت یا شکل طبیعی در جهان در آن قابل شناسایی نیست و فقط از رنگ و فرم‌های تمثیلی و غیرطبیعی برای بیان مفاهیم خود بهره می‌گیرد.

این اصطلاح معمولاً در مقابل هنر فیگوراتیو استفاده می‌شود و در معنای وسیعش می‌تواند به هر نوع هنری اطلاق شود که اشیا و رخدادهای قابل شناخت را بازنمایی نمی‌کنند، ولی عموما به آنگونه از آفرینش‌های هنر مدرن اطلاق می‌گردد که از هرگونه تقلید طبیعت یا شبیه‌سازی آن، به مفهوم مرسوم آن در هنر اروپایی روی می‌گردانند.

همۀ هنر انتزاعی است، به این معنی که همۀ هنر با جهان در می‌آمیزد و وجهی از آن را منتزع می‌کند تا شیئ یا واقعه‌ای را به ما نشان بدهد که به فهم ما از جهان جان می‌بخشد و پرتو می‌افکند. این کتاب کمابیش رویکردی تاریخی دارد، تأکیدش بر نقاشی‌ها و مجسمه‌های انتزاعی است همچون اشیایی که تاریخچه‌ای از آن خود دارند و هرکس ممکن است خوانش خود را از آنها داشته باشد.

از روزی که هنر انتزاعی کمابیش راهش را از توصیف طبیعت­گرایانه جدا کرد تاریخش، مثل تاریخ خود اصطلاحش، پیچیده­تر شد. توصیف یا تعریف ساده­ی پذیرفته­ای وجود نداشت. انواع انتزاع با نیات و نتایج مختلف پدید آمد. «انتزاع» نقطۀ شروع معینی در زمان و مکان نداشت. از مقدمات مختلف در جهت­های مختلف حرکت کرد و جریان­های آن گاه از هم دور و گاه به هم نزدیک می­شدند، زمانی با یکدیگر تلاقی می­کردند و زمانی بر هم منطبق می­شدند. هنرمندان انتزاعی­کار از تنوع هنر تزئینی، از معماری از ساختارهای زیبای ریاضیات و هندسه، از هنر عوامی و اشیای قومی، از ساختارهای ذره­بینی و تکرارشونده­ای که با فنون جدید عکاسی نمایان شده­اند و از فناوری­های ماشینی تازه فراوان آموخته­اند. بالاتر از همه، موسیقی نمونه­ای از هنر نابازنمودی با تنوع ساختمان صوری و نیروی عاطفی بسیار فراهم آورد. این هنر نو، هنر انتزاعی، ثابت کرد که ابزار سودمندی برای بیان انواع تجربه­ها و اندیشه­هاست. هنرمندان انتزاعی­کار تصویرهای اصیلی آفریدند که از حیث قدرت و عمق با برجسته­ترین آثار هنر پیکرنما برابری می­کردند. هنر انتزاعی جانشین هنر بازنمودی نشد، هم­نشین آن شد؛ امکانات بصری تازه­ای کشف کرد و نشان داد که چیزها را طور دیگری هم می­توان دید و شناخت.

هنر انتزاعی به حد بی‌سابقه‌ای بیننده را در گمانه‌زنی آزاد می‌گذارد، اما از این سخن نباید چنین نتیجه گرفت که پس نقاشی یا مجسمۀ انتزاعی می‌تواند هر معنایی پیدا کند. رولان بارت می‌گوید «انسان به هر صورت ممکن معنی خلق نمی‌کند؛ ولی چیزی که منتقد را محدود می‌کند، معنی اثر نیست، معنی چیزی است که خود او دربارۀ اثر می‌نویسد». بنابراین بحث آثار و بستر آنها در این کتاب مثالی است. مجال ورود در پیچیدگی‌های انتقادی یا تاریخی ملازم اثر انتزاعی وقتی در گفتمانی جای می‌گیرد که احتمالات معنایی را محدود می‌کند ـ ولی هرگز معین نمی‌کند ـ نیست. بیننده‌ای که اثر هنری را منفک و تنها همچون فرصتی لذت‌بخش می‌بیند زیان می‌کند؛ همچنین بیننده‌ای که توضیحی را در موردش می‌خواند و اثر را صرفاً نمونه‌ای از یک سبک تاریخی یا شخصی یا نمونه‌ای از یک «ایسم» می‌پندارد.

در اینجا منظور از هنر پیکرنما هر شیوۀ بازنمایی در نقاشی و مجسمه‌سازی است که تصویری از واقعیت محسوس گرچه ساده شده، تحریف‌شده، مبالغه‌شده یا تزئین شده به چشم عرضه می‌کند. پس هنر انتزاعی پیکرنما نیست. هیچ روایتی از هنر انتزاعی نمی‌تواند اهمیت بعضی انواع هنر پیکرنما (به ویژه کوبیسم) را که به انتزاع نزدیک می‌‌شوند در شکل‌گیری هنر انتزاعی نادیده بگیرد. در این کتاب می‌آید که کلید معنی در هنر که شباهت باشد، به همان اندازه که در پیکرنمایی مصداق دارد، در هنر انتزاعی هم مصداق پیدا می‌کند، اما شباهت ممکن است از همانندی صوری فراتر برود. برای مثال امکان دارد رابطۀ شباهت بین یک مفهوم و یک شیئ برقرار شود.

هنر انتزاعی حتی بیشتر از هنر بازنمودی مستلزم مواجهۀ عملی و حس‌کردن موضوع است. تأثیرش بسیط باشد یا مرکب، حسی باشد یا فکری، بستگی به حضور بیننده‌ای دارد که احتمالات معنایی به چینش شکل‌ها و رنگ‌هایش، طرح‌ها و اوزان بصری‌اش و شکل‌ها و سطح‌ها و بافت‌هایش ارزانی می‌دارد. از برخورد این واقعیت‌های انضمامی با مخیلۀ بیننده از طریق حواس معنی خلق می‌شود. در گفتمان پیرامون هنر است که کلمات وارد میدان می‌شوند: زبان، گفتاری یا نوشتاری، پاسخگوی تصویر می‌‌شود و برداشت‌های شخصی را که امکان مذاکره و توافق بر سر وجوه معنایی مشترک را فراهم می‌آورند، بیان می‌کند. هنر انتزاعی از راه‌های بسیاری به چیزهای آشنا می‌پردازد، ولی ارجاعش به وقایع در قصه‌های آشنا هرگز تحت‌اللفظی و بی‌ابهام نیست، همیشه نیاز به استنتاج و استفاده از تخیل هست.

این کتاب موضوع‌هایی مانند ناپیداها در هنر انتزاعی، پیداها در هنر انتزاعی، هنر انتزاعی در جهان، از سیاست تا شعر را در بردارد. سپس گفتار با دو صدا را از خلال برجسته‌ترین آثار این هنر نوین قرن بیستم دنبال کرده و به توصیف و تحلیل آنها می‌پردازد.

فهرست مطالب کتاب بدین قرار است:

هنر انتزاعی: پیش‌گفتار

ناپیداها در هنر انتزاعی

پیداها در هنر انتزاعی

هنر انتزاعی در جهان: ساخت‌گرایی‌ها

از سیاست تا شعر: هنر انتزاعی بعد از جنگ

پس‌گفتار با دو صدا