بازدید 856 بار
دوشنبه 09 اسفند ماه 1395

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

نیچه (قدم اول)
نیچه (قدم اول)
نویسنده: لارنس گین
مترجم: سیدعزیز رودبندی
ناشر: 176
تاریخ چاپ: 1393
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 8_94_7768_964_978
تعداد صفحات: 176
خلاصه: این کتاب می‌کوشد تا تصویری جامع از اندیشه‌های نیچه این اندیشمند بزرگ به علاقمندان فلسفه ارائه کند.
نیچه (قدم اول)
کتاب
نیچه (قدم اول)
نویسنده: لارنس گین
مترجم: سیدعزیز رودبندی
ناشر: 176
تاریخ چاپ: 1393
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1000
شابک : 8_94_7768_964_978
تعداد صفحات: 176
خلاصه: این کتاب می‌کوشد تا تصویری جامع از اندیشه‌های نیچه این اندیشمند بزرگ به علاقمندان فلسفه ارائه کند.

فریدریش ویلهلم نیچه بی‌تردید یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین اندیشمندان یک قرن و نیم اخیر است. او فیلسوف خواست زندگی و خواست قدرت است. زیگموند فروید بنیان‌گذار روانکاوی دربارۀ او گفته است: "نیچه به درجه‌هایی از درون‌بینی دست یافت که هرگز مسی به آن دست نیافته و نخواهد یافت .... و نیز به چنان معرفت درخشان و هوشمندانه‌ای از خویش دست یافته که هیچ کسی نمی‌تواند به این حد از معرفت دربارۀ خویش نائل اید". آثار او بسیار مشکل و اغلب متناقض و مبهم است. هیبت و عظمت اندیشۀ او به حدی است که مارتین هایدگر یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان قرن بیستم در روزهای پایانی عمر خود بارها گفته است: "نیچه کمر مرا خرد کرده است". نازی‌ها از آثار او به سود خود بهره‌برداری کردند، اما با وجود این نیچه ظهور اگریستانسیالیسم، روانکاوی، واسازی و پست‌مدرنیسم را به وضوح پیش‌بینی کرده بود. او استاد پاسخ‌های دندان‌شکن و گزین‌گویه‌های فلسفی است.

نیچه تراژدی را صورت جدیدی از آگاهی زیبایی‌شناختی می‌نامد تا نشان دهد که نگاه تراژیک زندگی فقط شیوه‌ای برای تفکر دنیا نیست، بلکه در ابتدا شیوه‌ای از ادراک دنیاست و فقط موسیقی می‌تواند ما را به این درک رهنمون کند.

نیچه بهترین نمونۀ معاصر بینش تراژیک را در اپراهای دوستش ریشارد واگنر یافت که به همراه اندیشه‌های شوپنهاور در سال‌های پیش رو به عنوان وسیلۀ نشر فلسفه‌اس عمل می‌کرد.

آنچه نیچه را از کانت متفاوت می‌کند، اعتقاد به «شدن» است. لزوم دنیای ثابت و عیرزمانمند در کل بی‌معناست؛ دنیای ثابت و غیرزمانمند فقط به دلیل "بیزاری جستن از واقعیت‌ است". کانت در فلسفۀ اخلاقش مرتکب خطای بزرگ‌تری می‌شود که دستور مطلق مشهور خود را نظریه‌پردازی می‌کند. نیچه این را تعصب‌گرایی می‌داند. این "غریزۀ یزدان‌شناس" کانت را نشان می‌دهد. "چه چیزی شخص را سریع‌تر از این ویران می‌کند که مانند آدم ماشینی وظیفه‌شناسی بدون ضرورت درونی، بدون انتخاب عمیق فردی و بدون شادی، فکر و احساس کند؟ ... فضیلت باید نوآوری خود ما و شخصی‌ترین دفاع و ضرورت ما باشد".

این موضوع نیچه را به نقطۀ اساسی هدایت می‌کند. اخلاق نمی‌تواند بر اساس خرد ناب استوار شود یا اگر چنین باشد، دلیل من نمی‌تواند با دلیل شما یکی باشد. سرانجام نیچه پرسش معرفت را با اخلاق یکی می‌کند.

تنوع فکری نیچه اغلب با به‌کارگیری استعاره، تشبیه و تمثیل‌های پندآمیز، سبک ادبی غنی و موجزی پدید می‌آورد. او آگاهانه از بحث‌های عمیقی دوری می‌کرد که نشانۀ بارز ذهن آکادمیک و فضل‌فروشانه‌ای می‌دانست که در امتداد کوره‌راه‌های تنگ و باریک آهسته به کار طاقت‌فرسای جستجوی حقیقت‌های مطلق و دستگاه کلی ایده‌ها می‌پردازد.