بازدید 1446 بار
یکشنبه 04 تیر ماه 1396

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

مسیری از تجسم پرواز: دربارۀ زندگی فروغ فرخ‌زاد
مسیری از تجسم پرواز: دربارۀ زندگی فروغ فرخ‌زاد
نویسنده: محمد لوطیج
ناشر: نوید
تاریخ چاپ: 1390
مکان چاپ: شیراز
تیراژ: 1500
شابک : 1_675_358_964_978
تعداد صفحات: 176
خلاصه: میان زندگی و شعر فروغ رابطۀ تنگاتنگی وجود دارد که هیچ‌کس منکر آن نیست. فروغ شعرهایش را می‌زیست و زندگی‌اش را می‌سرود.
مسیری از تجسم پرواز: دربارۀ زندگی فروغ فرخ‌زاد
کتاب
مسیری از تجسم پرواز: دربارۀ زندگی فروغ فرخ‌زاد
نویسنده: محمد لوطیج
ناشر: نوید
تاریخ چاپ: 1390
مکان چاپ: شیراز
تیراژ: 1500
شابک : 1_675_358_964_978
تعداد صفحات: 176
خلاصه: میان زندگی و شعر فروغ رابطۀ تنگاتنگی وجود دارد که هیچ‌کس منکر آن نیست. فروغ شعرهایش را می‌زیست و زندگی‌اش را می‌سرود.

آشکارترین دلیل هر اثری خالق آن است؛ از این رو توضیح اثر بر حسب شخصیت و زندگی نویسنده، از کهن‌ترین و جاافتاده‌ترین روش‌های تحقیقی ادبی بوده است. زندگی‌نامه شیوۀ ادبی کهنسالی است که با وجود کهولت سن، هنوز هم از پرمخاطب‌ترین گونه‌های ادبی به شمار می‌رود. با این حال زندگی‌نامۀ نویسندگان و شاعران به واسطۀ ارتباط با آثار ادبی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

این کتاب نه رمانی واقعی است و نه رؤیاپردازی نگارنده. کتابی است که در عین سادگی، مشکلات فراوانی برای نگارش داشته است؛ مرزهای اخلاقی، تناقضات روایت‌ها، شایعه‌پراکنی‌های گسترده و ... .

زندگی پرسروصدا و غیر متعارف همراه با مرگ زودرس، فروغ را به جنجالی‌ترین چهرۀ شعر معاصر بدل کرد. از فردای 24 بهمن 1345 انبوهی از صفحات نشریات ادبی و غیرادبی به شعر و زندگی فروغ اختصاص یافت. بسیاری مشغول مقدس‌کردن چهره یا مخدوش‌کردن جایگاه برتر او در شعر امروز بودند (فایده‌ای نداشت). عده‌ای دیگر داستان‌های تازهای از زندگی او ساختند تا عاشقانه‌تر و جوان‌پسندانه‌تر باشد و بسیاری از این مطالب، منبع و مأخذ مقاله‌ها و کتاب‌هایی شد که دربارۀ شعر و زندگی فروغ به نگارش درآمده‌اند. البته این شیوه از همان اولین روزهای شهرت فروغ پی گرفته شد؛ ولی بعد از مرگ ـ با توجه به عزیزبودن مرده‌ها در ایران ـ جنبه‌های مثبت این رمان بیشتر شد. امروزه با اینکه چهل سال از رفتنش می‌گذرد، همچنان شایعات تازه‌ای به گوش می‌رسد (انگار شایعه جزء تمام‌نشدنی نام اوست). شهرت بسزای فروغ سبب شد بسیاری از نویسندگان و خبرنگاران ادبی به کنکاش در زندگی او بپردازند. از سوی دیگر اشتیاق جامعۀ تشنۀ دانستن دربارۀ زندگی فروغ، بعضی‌ها را به خیال‌پروری و رؤیانویسی واداشته است؛ از این رو تشخیص دقیق شایعه از واقعیت آن هم پس از این همه فاصله کار چندان آسانی نیست. تقریباً جزئی‌ترین رویدادهای زندگی فروغ در روزنامه‌های آن روزگار و بعدها در کتاب‌ها به نگارش درآمد. این گزاره آسان‌نویسی زندگی‌نامۀ او را توجیه می‌کند؛ اما هنگامی که نقل‌قول‌های متعدد در کنار هم می‌آید، با تناقضات زیادی روبرو می‌شویم.

مشکل دیگر روحیۀ فروغ و زندگی هنجارگریز اوست؛ یعنی همان مؤلفه‌ای که زندگی فروغ را در دید مردم جذاب جلوه می‌دهد. رفتارش با آدم‌ها و موقعیت‌های زمانه، خلاف عرف جامعۀ سنتی است. با وجود معیار اخلاقی مسامحه‌آمیز این نوشتار، زندگی عرف‌ستیز فروغ مجال نقل و ذکر کامل را نمی‌دهد.

نکتۀ دیگر زن‌بودن اوست که هم بر ابهام زندگی‌نامه می‌افزاید و هم سخت‌گیری‌های اخلاقی را احضار می‌کند. نسبت به مردان شاعر، مرزهای ممنوع بیشتری در زندگی زنان شاعر وجود دارد که کار نگارش زندگی‌نامه را سخت‌تر می‌کند. فروغ علاقه‌ای به بازگویی وقایع نداشت و آن را کار بی‌فایده‌ای می‌دانست. تنها نوشته‌ای که دربارۀ زندگی‌اش حرف می‌زند، خاطرات سفر به اروپاست که نیمه‌کاره نوشتن را رها کرد.

میان زندگی و شعر فروغ رابطۀ تنگاتنگی وجود دارد که هیچ‌کس منکر آن نیست. فروغ شعرهایش را می‌زیست و زندگی‌اش را می‌سرود. شاید در شعر معاصر نتوان شاعری مثل فروغ را یافت که میان شعر و زندگی‌اش چنین رابطۀ نظام‌مندی باشد. او شاعری تجربه‌گرا است و شعر او یعنی «بازسازی دوبارۀ زندگی» و اهمیت زندگی او بی‌گمان به ارزش هنری آثارش وابسته است. آنچه این کتاب را اعتبار می‌بخشد، موقعیت ویژۀ فروغ در شعر فارسی است.

فهرست مطالب این کتاب بدین ترتیب است:

زمینه و توجیه، دربارۀ این کتاب، آن روزهای سالم سرشار، جای پای سرنوشت، مخاطرات مؤلف‌بودن زن، یک پنجره با شیشه‌های ابری، فروغ خط فاصله شاپور، تمرین فراموشی، قدم‌زدن در آفتاب، خاصیت ابراهیم گلستان بودن، حجم آسمان چندبرابر می‌شود، خانه سیاه است، حسین منصوری، ادامۀ خانه سیاه است، تولدی دیگر، اتاقی از آن خود، من پری کوچک غمگینی را می‌شناسم، تجربه‌های دیگر، در شهادت یک شمع راز منوری است، چراغ‌های رابطه تاریکند، باید برای روزنامه تسلیتی بفرستم، از دوشنبه 24 بهمن 1345.