بازدید 687 بار
چهارشنبه 04 اسفند ماه 1395

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

هنر و حقیقت به ضمیمۀ ویتگنشتاین متفکر زبان
هنر و حقیقت به ضمیمۀ ویتگنشتاین متفکر زبان
نویسنده: رضا داوری اردکانی
ناشر: رستا
تاریخ چاپ: 1393 (چاپ دوم)
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1100
شابک : 8_1_91230_600_978
تعداد صفحات: 248
خلاصه: این کتاب مجموعه مقالاتی است که به موضوعات هنر، زبان و ادبیات می‌پردازد.
هنر و حقیقت به ضمیمۀ ویتگنشتاین متفکر زبان
کتاب
هنر و حقیقت به ضمیمۀ ویتگنشتاین متفکر زبان
نویسنده: رضا داوری اردکانی
ناشر: رستا
تاریخ چاپ: 1393 (چاپ دوم)
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1100
شابک : 8_1_91230_600_978
تعداد صفحات: 248
خلاصه: این کتاب مجموعه مقالاتی است که به موضوعات هنر، زبان و ادبیات می‌پردازد.

هنر ابداع است و از میان موجودات تنها آدمی است که از این موهبت بهره دارد. یعنی ابداع کار خدایی است و آدمی در هنر ـ چنانکه در فلسفه نیز ـ تشبه به خداوند می‌کند. این تشبه مراتب دارد و در مطالعه این مراتب می‌توان عظمت و انحطاط اقوام و دوران‌ها را شناخت. در مواجهه با هنر همواره این پرسش فرعی در نظر است که شعر و هنر ما در چه وضعی است. اگر مردم از شعر و هنر رو بگردانند یا شاعر و هنرمند در میان‌شان نباشد، شئون دیگر زندگی‌شان خالی از خلل نمی تواند باشد. شعر و هنر حرف و تفنن نیست؛ اما چون هنر تفننی هم وجود دارد، گمان غالب این است که هنر وسیله تفنن است و مگر نگفته‌اند که شعر بیان عواطف است؛ شعر بیان عواطف نیست، بلکه صورتی از سکنی‌گزیدن در زمین و شرط زندگی انسان ماست. بی‌هنر زندگی‌کردن ممکن است؛ اما زندگی آدمی با زندگی همۀ حیوانات دیگر تفاوت دارد و این تفاوت در زبان و با هنر آشکار می‌شود. فضایل دیگر آدمی اعم از علم و تدبیر و صنعت همه فرع سکنی‌گزیدن شاعرانۀ آدمی است.

در ابتدای مقالۀ «گفتاری در فلسفه، هنر و زیبایی» آمده است: هنر یک تفنن نیست. هنر را ما با توانایی سخن‌گفتن و هم‌داستان‌شدن و پس از آنها پدید نیاورده‌ایم، بلکه با هنر به این توانایی رسیده‌ایم؛ یعنی هنر شرط امکان ارتباط است و آدمی به ربط و ارتباط آدمی شده است. به این دلیل است که ما ابتدا به هنر نیاز داشته‌ایم و آدمی همیشه هنر داشته است. تعبیراتی از این قبیل که هنر وسیله است، همه مسامحه است. ما با هنر آدم شدیم، انسان شدیم؛ چنانکه با زبان انسان شدیم.

در ابتدای مقالۀ «ملاحظاتی دربارۀ نقد شعر و ادبیات» آمده است: ما همه چیز را با عقل درمی‌یابیم یا توقع داریم که دریابیم؛ اما اگر از ما بپرسند عقل چست، به آسانی نمی‌توانیم پاسخ دهیم، یعنی مفهوم روشنی از عقل نداریم. هر چند که اگر عقل نبود، هیچ چیز روشن نبود؛ اما وقتی می‌گوییم روشنی همه چیز به عقل است و چیزها در روشنی عقل و با عقل شناخته می‌شوند، صرفاً وصف و اثری از آن را ذکر کرده‌ایم؛ ولی مهم این است که بدانیم عقل چگونه چیزها را روشن می‌کند و می‌شناسد. اگر درک این معنی برای متقدمان دشوار بود، از زمان دکارت قضیه به یک معنا نزدیک شده است. افلاطون و ارسطو ظاهراً دربارۀ حقیقت علم و ادراک دو نظر متفاوت داشتند؛ اما اگر توجه کنیم که هر دو به سنخیت عالم و معلوم و عاقل و معقول قائل بودند، این تفاوت ناچیز و بی‌اهمیت می‌شود. در نظر آنان علم از سنخ وجود است و نه فعل و انفعال و حادثه.

فهرست مطالب این کتاب بدین ترتیب است:

هنر: هنر چیست و با فرهنگ چه نسبت دارد؛ گفتاری در فلسفه، هنر و زیبایی؛ ملاحظاتی دربارۀ نقد شعر و ادبیات؛ هنر و نسبت آن با عالم اسلامی؛ مقام هنر در فلسفۀ اسلامی؛ هویت هنر امروز؛ دربارۀ نقد هنر؛ تفکر و هنر؛ هنر و حقیقت؛ در انتظار هنر.

زبان و ادبیات: فلسفۀ زبان غیر از علم زبان‌شناسی است؛ زبان و ادبیات؛ زبان و فرهنگ؛ دربارۀ ادبیات.

ضمیمه: ویتگنشتاین متفکر زبان.