بازدید 476 بار
پنجشنبه 10 فروردین ماه 1396

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

فردایی دیگر
فردایی دیگر
نویسنده: سیدمرتضی آوینی
ناشر: واحه
تاریخ چاپ: 1391 (چاپ سوم)
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 2000
شابک : 3_2_91768_600_978
تعداد صفحات: 216
خلاصه: شهید آوینی مقالات این کتاب را از میان مقالات متعددی که بین سال‌های 1368 تا 1371 نوشته، انتخاب کرده است.
فردایی دیگر
کتاب
فردایی دیگر
نویسنده: سیدمرتضی آوینی
ناشر: واحه
تاریخ چاپ: 1391 (چاپ سوم)
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 2000
شابک : 3_2_91768_600_978
تعداد صفحات: 216
خلاصه: شهید آوینی مقالات این کتاب را از میان مقالات متعددی که بین سال‌های 1368 تا 1371 نوشته، انتخاب کرده است.

نویسنده در مقالۀ اول به چگونه و چرایی موضوع توسعه تکنولوژی ژاپن و شراکتش با دنیای غرب پرداخته و اعتقاد دارد تجدد غربی در جایی وارد می‌شود که یا شریعتی نباشد یا اگر هست، در راستای تفکر غربی یا انعطاف‌پذیر باشد که شریعت کشور ژاپن پذیرای این تجدد بوده است.

در دومین مقاله با عنوان بشر در انتظار فردایی دیگر، کتاب 1984جورج اورول مورد بررسی شده و دنیای اینگونه افراد به تصویر کشیده می‌شود.

در ابتدای مقالۀ سوم با عنوان آخرین دوران رنج آمده است:

یقین دارم که نیهلیسم در سراشیب افول افتاده است و اگر این‌چنین باشد ـ که می‌دانم هست ـ بازنگری به دورانی که اگر چه افول خواهد کرد؛ اما هنوز آثار چندساله تعین و تحقق آن باقی است، می‌تواند یاریمان دهد در نظرکردن به تاریخ، آن‌سان که شاید. سخن از «افول» اکنون در افواه افتاده است و این خود شاهدی است بر صدق و صحت خویش، چرا که نیهیلیسم همواره در «اکنون» می‌زید و اجازه نمی‌دهد که فراتر از اکنون بیندیشد و همین که پیدا شده‌اند کسانی که با نحوی خودآگاهی تاریخی، اکنون را در نسبت با تاریخ می‌نگرند، نوید آغاز مرحله‌ای دیگر است. در «اکنون» زیستن منافی خودآگاهی است. ارنست یونگر نیز در کتاب «عبور از خط» به همین معنا توجه یافته:

در این سو و آن سوی بلا، نظر می‌تواند متوجه آینده باشد و به راه‌هایی بیندیشد که به آینده می‌انجاند؛ اما در گردباد بلا، تنها «اکنون» مسلط بر اوضاع است. «گردباد بلا» و «تبعیدگاه بلا» استعاره‌هایی است که یونگر برای دلالت بر دوران غلبه نیهیلیسم برگزیده. تاریخ غرب، تاریخ نیهیلیسم است؛ اما این بلا یا به عبارت بهتر «فتنه»، آن همه عظیم است و فراگیر که کسی را امان نداده است، مگر آنان را که از سیطرۀ زمان و مکان ـ یا به عبارت بهتر از سیطره بعد ـ رهیده باشند. و چنین کسانی کجایند؟ و این لفظ «بعد» را هم به معنای «دیمانسیون» بگیرید، یعنی مکان و زمان و هم به معنای «بعد» در مقابل «قرب»، یعنی دوری.

در مقالۀ راز و رمز آمده است: راز، بی‌نشان است و رمز، نشان بی‌نشانی؛ اشاره‌ای و دیگر هیچ. عالم وجود عالم نشانه‌هاست و عالم بی‌نشانی، فراسوی وجود در دیار نادیار عدم است و راه از فنا می‌گذرد. تا خود باقی است، عقل باقی است و حیّز وجود عقل، اعتبار است و ادراک است و توصیف و آنچه محاط درک و وصف و اعتبار واقع شود، راز نیست.

در مقالۀ شعر و جنون آمده است: اگر «شیدایی» را از انسان بازگیرند، هنر را بازگرفته‌اند؛ شیدایی جان هنر است، اما خود ریشه در عشق دارد. شیدایی همان جنون همراه عشق است؛ ملازم ازلی عشق. جنون و شیدایی عاطف و معطوف هستند و مرادف با یکدیگر. کار عشق به شیدایی و جنون می‌کشد و کار جنون به تغزل؛ تغزل ذات هنر است. جنون سرچشمۀ هنر است و همه از آن «زمزمه‌های بی‌خودانه» آغاز می‌شود که عاشق با خود دارد و در تنهایی جنونش را می‌سراید و این یعنی تغزل.

مخاطب این کتاب در مقاله غزالِ غزل می‌خواند: شاعر نبی نیست و پروای عقل مردمان ندارد و بر او نیست که طریق رفتن را نیز تعلیم کند. او به ترک عادت می‌خواند و عالم خلاف عادات، هم عالم وهم است و هم عالم عشق. عالم عادات عالم حقیقت و معنی نیست؛ اما چه بسا شاعران که گمگشتگان دیار وهمند و مصداق این سخن آسمانی که «انهم فی کل واد یهیمون» و چه قلیل‌اند شاعرانی که آنان را درد عشق بخشیده‌اند و شرف حضور.

مقالۀ آخر این کتاب با عنوان ختم ساغر به قول خود شهید آوینی صید مروارید در دریای غزلیات حضرت امام راحل (ره) است که نویسنده به صورت مفصل به آن پرداخته است. وی روشن می‌کند که نمی‌توان برخی از ابیات شعر امام و حتی دیگر شعرا مانند حافظ را به ظاهر معنا و تأویل برد و بلکه در پس این ظاهر، باطن و حقیقت دیگری نهفته است.

وی می‌گوید: شعر حضرت روح‌الله یک‌سره حکمت است و فرشتۀ شعر ـ که حضرت روح‌الله باشد ـ چشمه‌های حکمت را از قلب به زبان و قلمش قلیان بخشیده، نه اوهام و تخیلات را و اگر سخن از وحی می‌گوییم و واسطگی شاعر در نزول شعر، نه آنچنان است که بخواهیم نسبت میان شعر و جان شاعر را انکار کنیم .... سخن از آیینگی و قابلیت است. به اعتقاد شهید آوینی اشعار حضرت روح‌الله همه خواجه‌وار است، نه فقط از باب مضامین که از لحاظ فن شعر و شیوۀ تغزل و استعارات و همچنین نویسنده تأکید دارد حضرت امام شاعر نیست و مقام او اجل از این است و ابیات او از چشمۀ قلمش سلسله‌وار و بی‌افت‌وخیز می‌جوشد.

فهرست مندرجات این کتاب بدین ترتیب است: راز سرزمین آفتاب، بشر در انتظار فردایی دیگر، آخرین دوران رنج، دربارۀ شعر: راز و رمز، شعر و جنون، غزال غزل، یاد بهشت و نوحۀ انسان در فراق، ختم ساغر، پیوست‌‌ها.