بازدید 2042 بار
یکشنبه 04 تیر ماه 1396

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

عاشقانه‌های یک یاغی: بازخوانی زندگی، شعر و اندیشۀ سعید سرمد کاشانی همراه با متن منقح اشعار
عاشقانه‌های یک یاغی: بازخوانی زندگی، شعر و اندیشۀ سعید سرمد کاشانی همراه با متن منقح اشعار
نویسنده: سیدعبدالحمید ضیایی
ناشر: هزارۀ ققنوس
تاریخ چاپ: 1389
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 2200
شابک : 6_67_8792_964_978
تعداد صفحات: 185
خلاصه: آنچه در این کتاب آمده، معرفی زندگی، اندیشه و آثار سعید سرمد کاشانی است.
عاشقانه‌های یک یاغی: بازخوانی زندگی، شعر و اندیشۀ سعید سرمد کاشانی همراه با متن منقح اشعار
کتاب
عاشقانه‌های یک یاغی: بازخوانی زندگی، شعر و اندیشۀ سعید سرمد کاشانی همراه با متن منقح اشعار
نویسنده: سیدعبدالحمید ضیایی
ناشر: هزارۀ ققنوس
تاریخ چاپ: 1389
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 2200
شابک : 6_67_8792_964_978
تعداد صفحات: 185
خلاصه: آنچه در این کتاب آمده، معرفی زندگی، اندیشه و آثار سعید سرمد کاشانی است.

آنچه در این کتاب آمده، تلاشی است خُرد در معرفی گوهری گرانسنگ و کیمیایی نایاب. معرفی زندگی، اندیشه و آثار یکی دیگر از شوریده‌سران صف عشق که از زیر شمشیر غمش، رقص‌کنان گذشتند و در راه وحدت ادیان و آرامش زندگی آدمیان پیرامونشان، همین «آدمیان گوشت و خون‌داری که می‌آیند و می‌روند و رنج می‌برند» گردن به تیغ جلادان سپردند و سرودخوان و طربناک، به مرگ خنده زدند.

سرمد را مُلحد می‌دانستند و برهان تراشیده بودند که وی «شهادت» را نصفه و نیمه می‌گوید و حق هم همین بود. وی در تمام عمر فقط «لا اله» می‌گفت و عبارت «الا الله» را بر زبان نیاورد و در جواب کسی که پرسیده بود چرا چنین می‌گویی؟ گفته بود که من هنوز در «نفی» مستغرقم و به مرتبۀ اثبات نرسیده‌ام. ایا سرمد با الفاط بازی می‌کرد و این همه هیاهو، به قول وینگنشتاین، تنها «بازی زبان» بود و هیچ حقیقتی پشت آن نهفته نبود، کسی نمی‌داند. در همۀ تذکره‌ها آمده است که پس از قتل سرمد، وی ر بریدۀ خود را برداشت و در حالی که می‌دوید، سه بار لفظ «الا الله» را تکرار کرد.

چنانکه در کتاب‌ها آمده است، بین سرمد و داراشکوه روابط دوستانۀ غریبی حاکم بود و آنها فارغ از هیاهوی عوام و عالمان، ساعت‌ها با هم مصاحبت کرده و شعر می‌خواندند و دربارۀ صلح کل و وحدت ادیان سخن می‌گفتند. به شهادت همین کتاب‌ها، هر گاه که سرمد می‌خواست به دیدار داراشکوه برود، با اندکی پارچه ستر عورت کرده و حرمت داراشکوه را پاس می‌داشت. بین این دو نامه‌هایی نیز ردوبدل شده است که چیز زیادی از آن به دست ما نرسیده است.

حکایت سرمد، حکایت غمبار تاریخ اندیشه و فرهنگ ملت ماست و منحصر و محدود به قتل غریبانۀ او نمی‌شود. مخالفان سرمد و سرمدها نیز در روزگار ما کم نیستند. کسانی که به جای دلایل قوی و معنوی، رگ‌های گردن را به حجت قوی کرده و پاداش اندیشه را با دشنام و دشنه می‌دهند و البته دربارۀ سرمد و همتایان عارف و اندیشه‌ورز او که قرن‌ها همنشین لعن و تکفیر و تنهایی می‌بوده‌اند، چه می‌توان گفت جز این رباعی دکتر شفیعی کدکنی:

گه ملحد و گه دهری و کافر باشد                              گه دشمن خلق و فتنه‌پرور باشد

باید بچشد عذاب تنهایی را                                      مردی که ز عصر خود فراتر باشد

نمونه‌هایی از رباعیات سرمد:

از جرم فزون یافته‌ام فضل تو را                                این شد سبب معصیت بیش مرا

هر چند گنه بیش، کرم بیشتر است                             دیدم همه جا و آزمودم همه را

                                                   ****

از عاقبت کار چو گشتم غافل                                   شد عمر به اندوه و غم کاهش دل

پیوسته به خود همین حکایت دارم                             زین عمر گرانمایه چه کردی حاصل

سرمد اشعار دیگری داشته که یا به‌طور کامل از بین رفته‌اند یا به دست محققان نرسیده‌اند. همچنین جز یک غزل، از کارهای تغزلی او چیزی به دست ما نرسیده است. البته چند قطعه، دو بیت و تک بیت‌هایی نیز سروده که همگی در بخش پایانی کتاب آورده شده است.

فهرست مطالب این کتاب بدین ترتیب است:

درنگی بر گور یک ملحد، کفری به نام سرمد، در کمند تناسخ، دلتنگی‌های سرمد، سرمد شیطان‌پرست، سرمد و داراشکوه، قلندری مجذوب، در باب این کتاب، رباعیات سعید سرمد کاشانی، اشعار پراکندۀ سرمد کاشانی، دوبیت‌ها، یک غزل، قطعه، تک‌بیت‌ها، منابع و مآخذ.