بازدید 1280 بار
چهارشنبه 06 بهمن ماه 1395

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

چارده روایت: مجموعۀ مقاله دربارۀ شعر و شخصیت حافظ
چارده روایت: مجموعۀ مقاله دربارۀ شعر و شخصیت حافظ
نویسنده: بهاءالدین خرمشاهی
ناشر: کتاب پرواز
تاریخ چاپ: 1367
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 3000
تعداد صفحات: 166
خلاصه: حافظ، حافظۀ ماست. گاه می‌توان به حافظ پرداخت و گاه نمی‌توان نپرداخت! و مجموعۀ حاضر محصول این گرایش بی‌اختیار است. نه اینکه در سکر و بی‌خودی نوشته شده باشد، بلکه در صحو به نگارش درآمده و از سهو هم خالی نیست.
چارده روایت: مجموعۀ مقاله دربارۀ شعر و شخصیت حافظ
کتاب
چارده روایت: مجموعۀ مقاله دربارۀ شعر و شخصیت حافظ
نویسنده: بهاءالدین خرمشاهی
ناشر: کتاب پرواز
تاریخ چاپ: 1367
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 3000
تعداد صفحات: 166
خلاصه: حافظ، حافظۀ ماست. گاه می‌توان به حافظ پرداخت و گاه نمی‌توان نپرداخت! و مجموعۀ حاضر محصول این گرایش بی‌اختیار است. نه اینکه در سکر و بی‌خودی نوشته شده باشد، بلکه در صحو به نگارش درآمده و از سهو هم خالی نیست.

عنوان چارده‌روایت از طریق مراعات نظیر ایجاب می‌کرد به جای ده مقاله، چارده مقاله فراهم شود؛ ولی از آن سو هم امکان نداشت فقط به خاطر مراعات نظیر، نویسنده خود را به تکلف بیاندازد و به خوانندگان بیشتر تصدیع دهد؛ پس در این مجموعه ده مقاله آورده شده است.

مقالۀ اول این مجموعه «وجوه امتیاز و عظمت حافظ» حاصل یک گفتگوی اخوانی نویسنده با دو تن از اعزۀ یاران همدل و سخن‌شناس کامران فانی و حسین معصومی همدانی است. در این مقاله چنانکه از عنوانش پیداست نویسنده کوشیده دلایل و وجوه عظمت فکری و هنری حافظ و امتیاز او از سایر غزل‌سرایان یا سخنوران بزرگ فارسی را در حد وسع و برداشت خود بیان کند.

مقالۀ دوم « چارده روایت» بحث و فحصی است در شناخت اختلاف قرائات قرآن مجید و علم و احاطه‌ای که حافظ در این شعبۀ دشوار از علوم قرآنی داشته است. در پرتو مباحث مطروحه در این مقاله، روشن می‌شود حافظ قاری یا حافظ ساده قرآن مجید نیست. مقری است؛ استاد قرائت شناس؛ یعنی دانای وجوه قرائات مختلفی است که در کتب قرائت‌شناسی نظیر التیسیر ابوعمرو عثمان دانی و النثر ابن جزری ثبت شده و در حدود 1100 مورد است. به عبارت دیگر حافظ به تمام وجوه روایات چهارده راوی از قراء هفت‌گانه، علم و احاطه کامل داشته است. بدین‌سان پایگاه قرآن‌شناسی حافظ بهتر نمایان می‌شود.

مقاله سوم شرح یک بیت دشوار حافظ است:

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت                             آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد

غامض‌ترین متشابهات و دوپهلو‌گویی‌های معماوار دیوان حافظ - که اوج مهارت کلامی و شطاحی و شیطنت هنری او نیز به حساب می‌آید - همین بیت «پیر ما گفت...» است. این بیت از نظرگاه کلامی و بیشتر با توجه به کلام اشعری که مشرب حافظ است، شرح داده شده است و چند شرح قبلی دیگر از تفسیر ملاجلال الدین دوانی گرفته تا نظر استاد مطهری نیز نقل و نقد شده است.

مقاله چهارم در شرح بیت دشوار دیگری از حافظ است:

ماجرا کم کن و باز آ که مرا مردم چشم                                  خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت

در دیوان حافظ، بیت‌های دشوار و دیریاب کم نیست. بیت «ماجرا کم کن...» همانند بیت «پیر ما گفت...» پیچ‌ها و گره‌بندهای لفظی ـ معنایی دارد. گمان می‌رود در تفسیر این بیت، به این «اشتباه‌خوانی» مشهور که خرقه را متعلق به مردم چشم می‌انگاشت و در اینکه خرقه مردم چشم چه چیز شگرفی است به محال گویی می‌پرداخت، پایان داده شده و انشاء الله معنای مربوط و منسجمی از اجزای بیت و بالمآل کل بیت به دست داده شده است.

مقاله پنجم، شرح یک غزل از حافظ است به این مطلع:

دل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان خدا را                                   دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

این غزل غموض غیر عادی ندارد و انتخاب آن برای شرح دلیل خاصی نداشته است. توضیح بهتر این است که شرح این غزل، به عنوان نمونه‌ای از کار دیگر نگارنده این سطور، یعنی حافظ‌نامه: شرح اعلام، الفاظ، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ که هم‌زمان با مجموعه حاضر در دست طبع بود، برگرفته شده است.

مقاله ششم سیری در اندیشه‌های ملامتی حافظ، بر محور غزل «منم که شهرۀ شهرم به عشق ورزیدن» است. این مقاله در شرح یکی از ارکان نگرش عرفانی، اخلاقی و هنری حافظ است که هر تقلید و تلقین و جزم و جمودی را برنمی‌تافت و گذرگاه عافیت را جریده طی می‌کرد و انگشت‌نمای عیب جویان و آماج انتقاد ظاهر بینان می‌گردید. حافظ به مدد پادزهر ملامتی‌گری می‌کوشید که زهر ریا و رعونت را از دل فرد و جان جامعه بزداید. غزل «منم که شهره شهرم» دربردارنده اغلب مضامین ملامتی است و می‌توانش بیانیه ملامت‌گری حافظ خواند.

مقاله هفتم «نظری به طنز حافظ» به قصد نمایاندن یکی از وجوه والای شخصیت و هنر حافظ نوشته شده است. مقام طنز، مقام شامخی است و هنرمندان رند و رندان هنرمند به آن دست میابند و اشارات‌شان تسلی‌بخش و اندوه‌زا می‌شود. طنز حافظ از کم‌رنگ‌ترین و ظریف‌ترین نمونه‌های طنز در ادب فارسی است. در بسیاری موارد در بادی نظر، طنزآمیز‌بودن مضمون و لحن ادای بسیاری از ابیات حافظ احساس نمی‌شود.

مقاله هشتم «حق سعدی به گردن حافظ» نام دارد و موازنۀ بین هنر سعدی و حافظ است و تقریباً یکایک تأثیرات لفظی و معنوی سعدی را بر حافظ بررسی کرده است. مقایسۀ بین هنر سعدی و حافظ که دو اوج بی‌معارض شعر و غزل فارسی است، اگر ممتنع نباشد، سهل نیست و سلوک در این راه دشوار از طی کردن پل صراط آسان‌تر نمی‌نماید.

مقالۀ نهم «رونق بازار حافظ‌شناسی»، ارزیابی شتابانی است از کار و بار و آثار حافظ‌شناسی در نیم قرن اخیر و به آثار عمده‌ای که تا حدود سال 1365 انتشار یافته، اشارۀ ارزیابانه و انتقادی دارد.

مقالۀ دهم، «اهتمامی بی اهمیت»، نقدی بر تصحیح دیوان حافظ به اهتمام آقای احمد سهیلی خوانساری است.

فهرست مطالب این کتاب بدین قرار است:

مقدمه، وجوه امتیاز و عظمت حافظ، چارده روایت، شرح یک بیت دشوار 1، شرح یک بیت دشوار 2، شرح یک غزل، اندیشه‌های ملامتی حافظ، نظری به طنز حافظ، حق سعدی به گردن حافظ، رونق بازار حافظ‌شناسی، اهتمامی بی‌اهمیت.