بازدید 2306 بار
سه شنبه 05 اردیبهشت ماه 1396

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

فرزند ایران: داستانی بر پایۀ سرگذشت فردوسی
فرزند ایران: داستانی بر پایۀ سرگذشت فردوسی
نویسنده: میرجلال‌الدین کزازی
ناشر: معین
تاریخ چاپ: 1392
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1100
شابک : 8_076_165_964_978
تعداد صفحات: 192
خلاصه: "فرزند ایران" آزمونی نوآیین و بی‌پیشینه در داستان‌نویسی ایرانی است.
فرزند ایران: داستانی بر پایۀ سرگذشت فردوسی
کتاب
فرزند ایران: داستانی بر پایۀ سرگذشت فردوسی
نویسنده: میرجلال‌الدین کزازی
ناشر: معین
تاریخ چاپ: 1392
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1100
شابک : 8_076_165_964_978
تعداد صفحات: 192
خلاصه: "فرزند ایران" آزمونی نوآیین و بی‌پیشینه در داستان‌نویسی ایرانی است.

نویسنده در دیباچۀ این کتاب می‌گوید اگر ساختار برونی و پیکرۀ داستان را که نوآیین و چالش‌خیز و هنگامه‌انگیز می‌تواند بود، فروبگذاریم، آنچه در ساختار درونی و پیام‌شناسی آن می‌بایدمان باز نمود، این است: فرزند ایران، از این دید بر سه شالوده بنیاد گرفته است که یکی از آنها پایه‌ور است و آن دوی دیگر پندارینه:

1. شالودۀ پایه‌ور برگرفته از شاهنامه است. استاد بس اندک در دیباچۀ شاهنامه و گاه در آغاز و انجام داستان‌ها از رخدادهای زندگانی خویش به گونه‌‌ای سخت کوتاه و نمونش (اشارت) وار سخن گفته است؛ نمونه را از چگونگی دست‌یافتنس به برنوشته‌ای از شاهنامۀ بومنصوری و کسانی که او را در آغاز کار سرایش شاهنامه، یاری کرده‌اند یا از همسر و پسر خویش و مرگ دردانگیز و دریغ‌آمیز آنان. این آگاهی‌های اندک و کوتاه، کانون و هستۀ پیدایی پاره‌ای از بخش‌های داستان فرزند ایران شده است.

شالوده‌های دیگر داستان را که پندارینه‌اند، همچنان به دوگونه می‌توان بخش کرد:

1. پندارینۀ پایه‌ور: این شالودۀ پندارینه افسانه‌ای است که از دیرباز پیرامون شاهنامه و فردوسی پدید آمده است و نخست سخت کوتاه از آن در تاریخ سیستان سخن رفته است که کتابی نوشته شده در 445 هجری خورشیدی و دیگر بار به فراخی در چهارمقاله که سده‌ای پس از آن به خامۀ نظامی عروضی سمرقندی به نگارش درآمده است و از آن پس در کتاب‌های چون تاریخ گزیدۀ حمدالله مستوفی و تذکرةاالشعرای دولتشاه سمرقندی نیز بازتاب یافته است، گاه با شاخ و برگ‌هایی بیهوده و زیانبار که افسانه را از تری و تازگی نخستین پیراسته‌اند و آن را فروپژمرده‌اند. این افسانه بر گِرد رخدادی درتنیده است و گسترش یافته است که رخدادی است یکسره بی‌پایه و برساخته و بربافتۀ شیفتگان شاهنامه و دوستداران فردوسی که می‌خواسته‌اند سخنور بس گرامی خویش را چونان نماد ایران و تاریخ و فرهنگ آن، در برابر خودکامه‌ای خونریز و سیاه‌نامه چون محمود غزنوی بایستانند.

با این همه نویسنده در این کتاب  در ساختار این افسانه اندکی دگرگونی را که به سود آن بوده است، روا داشته‌است و خواسته‌ که بیش با شگردها و شیوه‌های داستان‌شناختی همساز و دمساز آید و بیش شورانگیز و اثرگذار گردد.

2. پندارینۀ ناب: این گونۀ دومین از شالوده‌های پندارینه که به راستی داستان بر آن بنیاد گرفته است، بخش‌هایی است که به یکبارگی برآمده از پندار نویسنده و آفرینندۀ این داستان است که اگر این بخش‌ها آفریده نمی‌شد، داستان در پیکرۀ خام و آغازین افسانه می‌ماند. در این گونۀ پندارینه، تهیگی‌های افسانه و کژی‌ها و کاستی‌ها و بی‌اندامی‌های آن را از میان برده‌است و چهره‌هایی را به افسانه افزوده است و پاره‌ای از رخدادهای ناگزیر را نیز در گفتگوی‌ها، سخنانی کوتاه یا درازدامان را در دهان قهرمان داستان نهاده است.

ویژگی دیگر در فرزند ایران که نوآیین‌ترین و غیرمنتظره‌ترین ویژگی آن نیز می‌توان شمرد، زبان داستان است. داستان حتی در گفتگوی‌ها، زبانی است نگارین و آراسته و هنرورزانه. با این همه نویسنده کوشیده است که هنرورزی و آراستگی و نگارینی زبان داستان به گونه‌ای باشد که روشنی و روانی و رسایی آن را زیان نرساند.

برش‌هایی از این کتاب:

«فرزند برومند ایران بدین‌سان می‌شنود و می‌خواند و می‌اندیشید و می‌پژوهید و می‌بالید. نیز در کنار دانش و ادب و اندیشه، هنرها و شایستگی‌هایی دیگر را که جوانان را می‌زیبید و به کار می‌آمد، می‌آموخت و می‌ورزید. اسب می‌تاخت و گوی می‌باخت و تیخ می‌آخت و تیر می‌انداخت».

«او بزرگ‌مرد اندیشه و ادب ایران، پیر پاک و پارسای دری، فرزانه فرمند توس، انگیختار فرهنگ و منش ایرانی، شالوده ریز چیستی و ناخودآگاهانه ایرانیان، فردوسی بود. او به انگیزش پرشور و پافشارانه دوستان و دوستدارانش، از توس به غزنین آمده بود تا شهریار نامبردار آن روزگار، ‌محمود را دیدار کند و شاهکار ورجاوند و بی‌مانند خویش شاهنامه را، فراپیش وی بدارد و با پرتویی از فر فرهنگ و فروغی از تابش ایران زمین، چشمان او را که مردی نیرانی بود، به خیرگی بکشد و آشکارا و استوار، فریاد وی بیارد که بر بخشی از سرزمینی فرمان می‌راند که خاستگاه خورشید است و سرزمین سیمرغ».

فهرست مطالب این کتاب بدین شرح است:

دیباچه، فرزند ایران، نوجوانی، گفت‌وگوی‌های آدینه‌روز، جوانی، مردی، سوگ و سور، درگذشت دقیقی، بیژن و منیژه، فردوسی، رستم و اکوان دیو، تاریخ و افسانه، رستم و سهراب، واپسین سخن دوست دیرین، شاهنامنۀ بومنصوری، شاهنامه، مهتر گردنفراز، پسر نالان خیره‌سر، پیکی از غزنین، دو سوگ سترگ، فرجام شاهنامه آغاز رستخیز، به سوی غزنین، دیدار با عنصری و فرخی و عسجدی، در بارگاه محمود، به سوی هری، به سوی طبرستان، به سوی توس، نخستین دهش محمودی، پاک در خاک، یادداشت‌ها، کتاب‌نما و فهرست اعلام.