بازدید 1607 بار
یکشنبه 03 بهمن ماه 1395

نام شما:

 

ایمیل:

ایمیل ها را با (,) از هم جدا کنید

 

ارسال یک پیام شخصی:

متون عرفانی به زبان فارسی (برگ بی‌برگی)
متون عرفانی به زبان فارسی (برگ بی‌برگی)
نویسنده: عبدالوهاب شاهرودی
ناشر: سمت
تاریخ چاپ: 1388
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1500
شابک : 0_340_530_964_978
خلاصه: كتاب حاضر دربرگیرندۀ كلیاتی دربارۀ عرفان و تصوف است كه با آراء و اندیشه‌های صاحب‌نظران و تأیید شاعران و ادبیان شكل گرفته است. ساختار كتاب بر پایۀ اصول و مبانی عرفان و تصوفی است كه در ادب فارسی رخ نموده است.
متون عرفانی به زبان فارسی (برگ بی‌برگی)
کتاب
متون عرفانی به زبان فارسی (برگ بی‌برگی)
نویسنده: عبدالوهاب شاهرودی
ناشر: سمت
تاریخ چاپ: 1388
مکان چاپ: تهران
تیراژ: 1500
شابک : 0_340_530_964_978
خلاصه: كتاب حاضر دربرگیرندۀ كلیاتی دربارۀ عرفان و تصوف است كه با آراء و اندیشه‌های صاحب‌نظران و تأیید شاعران و ادبیان شكل گرفته است. ساختار كتاب بر پایۀ اصول و مبانی عرفان و تصوفی است كه در ادب فارسی رخ نموده است.

جان آنچه فرهنگ کهن ایرانی به دنیا هدیه کرده است، همان ادبیات عصر اسلامی است که عصارۀ آن همان متون عرفانی به شمار می‌رود. در حقیقت هیچ یک از جنبه‌های فرهنگی ما از ادبیات عرفانی انسانی‌تر نیست و این ادبیات، مستحکم‌ترین حلقۀ پیوند فرهنگ ایران‌زمین است با تمام آنچه در ادبیات دنیا، انسانی و جهانی شمرده می‌شود. این پیوند روحانی البته در ادبیات حماسی، غنایی، حکمت و اخلاق نیز وجود دارد؛ ولی آنها بیشتر تابع ارتباطات تاریخی، قراردادهای انسانی، طبقاتی، نژادی و محیطی و ناچار در معرض تبدل و دگرگونی هستند؛ لیکن از زمانی که غزل فارسی به عرصۀ بیان ظرایف و لطایف رموز و اسرار احوال درونی و قلبی پای نهاد و حدود قرارداد تغزل و تشبیب رایج و به تعبیری غزل عاشقانه را شکست، به اوج و تعالی رسید و تحت تأثیر مایه‌های ناب و اصیل عرفانی، به شهود زیبایی و عشق الهی روی آورد و در این مرحله بود که به سطح آرمان‌های بلند انسانی و معرفت جهانی ارتقا یافت. این مجموعه جام جادو و جهان‌نمایی است که در آن فرهنگ ایرانی، اسلامی نقش تمام انسانیت را جلوه‌گر می‌کند و تمام لطایف ادب و ذوق قلمرو بشریت در آن پرتو افکنده است.

در تعریف عرفان به دو کاربرد عمدۀ آن خلاصه‌وار اشاره می‌شود:

عرفان به مثابه تجربۀ شهودر (فنا): عرفان در این مفهوم ناظر به نوعی شناخت است که ریشه در اعماق جان انسان دارد و در دریافت حقیقت بر اشراق، کشف و شهود باطنی اعتماد می‌کند. در این مفهوم فرد با ارتباط بی‌واسطه با وجود مطلق به رؤیت حقایق و معنی می‌پردازد، حواس روحانی به روی او گشوده می‌شود و به جوهر انسان و جهان که همان رسیدن به حیات جاودانه است، رهنمون می‌شود. در این مرحله است که صور معانی رخ می‌نماید.

عرفان به مثابه تجربۀ شعری (هنر): یکی از تعاریف عرفان، نگاه هنری به الهیات و مذهب است. در اینجا با سه واژه سروکار داریم: عرفان (تصوف)، نگاه هنری (تلقی هنری) و دین و مذهب. اگر نگاه هنری روشن شود، دیگر جنبه‌های معادله (که عبارت از عرفان و نیز زبان عرفان و دین است) روشن می‌شود.

گرچه هنوز تعریف جامع و مانع از هنر و جمال نشده است و مصداق هنر، تعریف‌ناپذیری و ابهام آن است و آنگاه که راز هنر برملا شد، دیگر برای ما هنر نخواهد بود و ... ؛ ولی در تمام مباحث جمال‌شناسی و هنری این امور (تخیل، رمز، عاطفه و چندمعنایی) مشترک هستند، گرچه این امور شدت و ضعف دارند و مصادیق متفاوت و شناور را دربرمی‌گیرند.

دین نیز خاستگاهی نزدیک به هنر دارد و دین زلال و دست‌نخورده، پدیده‌ای هنری است که در گذر زمان فرسوده و کلیشه‌ای می‌شود و در این مرحله عرفان با نگاه هنری خویش بدان طراوت می‌بخشد و آن را به صورتی عرضه می‌کند که عواطف را بهتر تحت تأثیر قرار دهد؛ پس عارفان در زمرۀ هنرمندان هستند که با هنرشان به موضوعات دینی و در نتیجه انسان، حیات و طراوت دوباره می‌بخشند. عارفان، تلاقی این دو تجربه (شهودی و شعری) را در مقولۀ نور دیدند، در خدا، قرآن، ایمان، رسولان، انسان و جهان، همه و همه آن را به نظاره نشستند و همان‌گونه که او را بدیع السماوات دیدند و در تجلیات او تکرار ندیدند، خود از عادت ـ که ملالت است و دورشدن از عالم ابداع و هنر یعنی حقیقت ـ جدا شدند.

عارف در این مرحله، پس از شهود زیبایی که دیدار با خویش است، به عرصه‌های رازآلود و فراعقلانی قدم می‌گذارد که در بازگشت اگر ناگفتنی‌ها را به بیان درآرد، به تناقض می‌انجامد و در اوج آن که از آن به "زبان شطح" تعبیر می‌شود، هنر در هنر آمیخته می‌شود و در زبانی برگرفته از تجربه‌ای روحی ورای آگاهی و سراپا فرهیخته رخ می‌نماید چه نثر باشد و چه شعر، چه اخلاق باشد و چه تفسیر، چه دعا باشد یا مناجات، چه حدیث باشد چه موسیقی.

سخن دربارۀ متون عرفانی به زبان فارسی، داستان عارفان و دلدادگان و تجارب ناب هنری آنان است که اقیانوسی بی‌کران از معارف و معانی از زبان دلشدگان روشنایی و دل‌بردگان زیبایی است که به زبان شعر ناب به میراث ما در ادبیات و الهیات افزوده شده است.

فهرست مطالب این کتاب بدین‌قرار است:

مقدمه؛ ادبیات عرفانی؛

فصل اول: کلیات که دربردارندۀ ویژگی‌های متون عرفانی و اهداف متون عرفانی است.

فصل دوم: نخستین تجربه‌ها (جوانه‌ها) که دربردارندۀ زاهدانه‌ها و رباعی و ترانه‌ها است.

فصل سوم: قلندرانه‌ها (عارفانه، آغاز) که شامل رباعی، مثنوی (باغ روشنایی)، قصیده (در اقلیم عشق) و غزل (از پنجره‌های زندگانی) می‌شود.

فصل چهارم: قلندرانه‌ها (عارفان، کمال) که حاوی رباعی‌ها (شعر جنون)، مثنوی‌ها (شعر خون)، قصیده (تازیانۀ سلوک) و غزل (زبور پارسی) است.